آیا مردگان می فهمند و می شنوند؟

 دوستان به خاطر تاخیر در بروز کردن وبلاگ عفو کنند چون مدتی تو شهرمون نبودم

وقتی ما از مردگان سخن به میان می‌آوریم، در حقیقت از کسانی سخن می‌گوییم که جان ایشان از تن بیرون رفته است. (زمر، آیه 42) از این حالت در فرهنگ قرآنی و اسلامی به عنوان توفی و وفات یاد می‌شود؛ زیرا توفی و وفات به معنای گرفتن چیزی به صورت تمام و کمال است (اخذ الشی بتمامه). پس تعبیر به فوت به معنای نابودی، تعبیر نادرست و غلط است که در زبان فارسی رایج شده است و باید بجای آن از عبارت وفات استفاده کرد.

در حقیقت، هنگامی که مرگ آدمی فرا می‌رسد، فوت نمی‌شود بلکه وفات می‌کند و خداوند و فرشتگان مأمور الهی، جان و روح او را می‌گیرند و از طریق حلقوم روح و جان را از تن مرده بیرون می‌کشند. (واقعه، آیه83؛ قیامت، آیه26؛ زمر، آیه42)

بر اساس آموزه‌های قرآنی، هر موجودی به حکم وجود از برخی صفات چون عقل و شعور برخوردار است؛ از این رو همه موجودات هستی، اهل تسبیح خداوند هستند. (حشر، آیات1 و 24 و آیات دیگر قرآن)

ولی آنچه شعور و عقل کامل آدمی را موجب می‌شود، همان روح و نفس (جان و روان) آدمی است لذا خداوند کافران حق ناپذیر، ناشنوا و غیر قابل تفهیم را چونان مردگان می‌داند (نمل، آیه80؛ روم، آیات51و 52) و در آیات36و 121 و 122 سوره انعام نیز مشرکان را به سبب تاثیرناپذیری از پند و نصیحت‌ها، به عنوان انسان‌های مرده معرفی می‌کند.

خداوند در آیاتی از جمله آیه 22 سوره فاطر مردگان و زندگان را در شنیدن و فهم و درک یکسان نمی‌داند. این بدان معناست که شعور کامل آدمی به سبب همان روح و روانی است که از تن بیرون رفته است و از آن جایی که کافران و مشرکان از شعور و ادراک نسبت به مفاهیم قرآنی برخوردار نمی‌باشند، پس همانند مردگان بی‌شعور هستند.

البته باید توجه داشت که گاه وقتی ما از مردگان سخن به میان می‌آوریم، مراد تنها جسد و کالبد است و گاه دیگر مجموع روح و کالبد جدا شده است. با این همه مردگان در سطحی از شعور قرار دارند که همه موجودات به حکم وجود از آن بهره‌مندند هر چند که این سطح شعور به سطح شعور زنده انسانی نمی‌رسد.

اما باید توجه داشت که کافران به سبب اینکه در دنیا در سطح شعوری بسیار پایین‌تر از انسان‌های مؤمن قرار دارند و عقلشان به حد عقل اولوالألباب نرسیده است، با مرگ، برخی از پرده‌ها و حجاب‌ها از پیش ایشان برداشته می‌شود و به سطحی از شعور می‌رسند که برتر از شعور آنان در حیات مادی و دنیوی است. از این رو خداوند مرگ را کشف الغطاء ایشان می‌داند (ق، آیه22) که حقایق بسیاری برای آنان از بهشت و دوزخ و عذاب‌های آن کشف می‌شود و آنان آتش دوزخ را به عیان در برابر خود می‌بینند (تکاثر، آیه6) و عاجزانه از خداوند در خواست بازگشت و اصلاح امور خود را می‌کنند که با پاسخ رد خداوند مواجه می‌شوند.(مؤمنون، آیات99 و 100)

پیامبر گرامی(صلی الله علیه وآله) هنگامی که مشرکان جنگ بدر را در چاه ریخت با آنان سخن گفت. در روایت است پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در جنگ بدر وقتی اجساد مشرکین را در چاهی انداخت، بالای آن چاه ایستاد و به آنان خطاب کرد: آنچه پروردگار ما به ما وعده داد عمل کرد و حق بود آیا به حق دریافتید آنچه پروردگارتان به شما وعده داده بود؟ یکی از صحابه عرض کرد یا رسول الله با مردگان حرف می‌زنی؟؟

پیامبر فرمود: شما از آنان شنواتر نیستید. (صحیح بخاری، ج5 باب قتل ابی جهل؛ و نیز سیره نبویه، ابن هشام، ج2، ص292)

آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند: «مردگان توان شنیدن و فهمیدن را دارند، گرچه گوش و مغز مادی آنان از کار افتاده باشد، از این رو آنان را تلقین می‌کنند. در جنگ بدر، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) بر سر چاهی که مشرکان کشته در آن ریخته شده بود قرار گرفت و چنین فرمود: خداوند به آنچه به من وعده داده بود وفا کرد و من آن را یافتم، آیا شما وعیدهای الهی را یافتید؟ عمر گفت: یا رسول الله با مردگان سخن می‌گویی؟! فرمود: «مه یابن الخطاب. فو الله ما انت باسمع منهم»؛ ای پسر خطاب ساکت شو که تو از آنان شنواتر نیستی.»

امیرالمؤمنین(علیه السلام) پس از فرو نشستن گرد و غبار پیکار جمل فرمان داد «کعب بن سوره» قاضی بصره (در زمان حکومت عمر و عثمان) را در میان کشتگان یافته او را نشاندند... آنگاه حضرت از وی سوالی پرسید. سپس همین کار را با «طلحه» تکرار کرد. مردی از یاران گفت: این دو کشته چیزی نمی‌شنوند. آن حضرت فرمود: «یا رجل فوالله لقد سمعا کلامی کما سمع اهل القلیب کلام رسول الله؛ به خدا سوگند این دو نفر سخنم را شنیدند، آن گونه که اهل چاه حفر شده در بدر کلام رسول الله را شنیدند.» (معاد در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ج4، صص 229 و 230)

منبع :

بخش قرآن تبیان (زهرا اجلال )از:

روزنامه کیهان ؛ مقاله محمدرضا صدری

 

/ 2 نظر / 54 بازدید