پاسخ قاطع به شبهه ی ضعیف وهابیت درباره ی شرک بودن توسل

پاسخ دندان شکن و  قاطع به شبهه ی ضعیف وهابیت درباره ی شرک بودن توسل  (شفیع قرار دادن اولیای خداوند متعال در درگاه الهی)

بگزارید بحث را به صورت مناظره ای انجام بدهیم:

شیعه به مخاطب میگوید:

خوب شما افراد بسیاری را غیر از خداوند متعال میخوانید و از انها انجام کاری را میطلبید که حتی اصلا حرفی ازخداوند متعال  هم در میان نمی اورید: مثلا از پدر خود میخواهید که مشکل شما را با دادن فلان وسیله حل کند اما هیچ  کس معتقد نیست این شرک است چون مطمئنیم این کار نزد خداوند متعال شرک و خواندن غیر او نیست.میگیم خوب پس با آیه چی میکنید؟!! . إِنَّ الَّذِینَتَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ....(کسانی که غیر از خدا میخوانید بندگانی مثل شما هستند...)

خوب پدر من دون الله هست یا نه؟!!!!!!!!.میگید بله ولی این استثنا شده و خواندن پدر و خواستن از او اجازه داده شده چون ما که نمیگیم پدر مستقلا منشا اثر است و ما که او را عبادت نمیکنیم  ما فقط از او کمک میگیریم در عین حال معتقدیم اگر خداوند نخواهد او هیچ کاری نمیتواند بکند

میگیم  تو ایه که پدراستثنا نشده اصلا هیچ جای قران خصوص پدر استثنا نشده این استثنا و اذن رو از کجا اوردید؟

شما میگید معلومه از سنت .ما در سنت داریم که رسول اکرم صلی الله عیه و اله  از دیگران کمک میخواستند صحابه و تابعین هم همینطور و هیچ کس به فعل صحابه و تابعین هم ایراد نداشت که این شرکه .....

ما میگیم خوب شما ایه 64 سوره مبارکه نسا و خواستن از اهل بیت علیهم السلام را برای دعا کردن انها در درگاه الهی را هم قبول دارید و میفرمایید در زمان حیات این بزرگواران توسل به انها(وسیله قرار دادن انها در درگاه الهی ) به حکم قران مشکلی ندارد  و اصلا دستور داده شده که انجام بدهید

حالا ما میگیم شما به این معتقد شدید که خواندن غیر خداوند متعال  حتما از ایه الذین تدعون من دون الله... استثنا شده  که این شرک نیست اما  فقط در زمان حیات ان فرد!

جواب:اولا: ظاهرا منظوراز ایه (الذین تدعون من دون الله...) در ایه: ( ولا تدع مع الله اله اخر)  توضیح داده شده .یعنی معبود دیگری غیر از خداوند را به عنوان معبود نخوان نه اینکه مطلقا هر خواندن غیر از خدا شرک باشد

ثانیا: هر خواندن غیرخدا هم عبادت نیست چون شما پدر خود را خواندید ولی نمیگویید او را عبادت کردم بلکه  عبادت یعنی خشوع در مقابل فردی و خواندن  او  با نیت اینکه او مستقلا  منشا اثر است . این کارعبادت اوست و انگاه او میشود( اله اخر) یعنی معبودی دیگر غیر از خداوند متعال و این شرک است اما ایا شما پدر خود را به عنوان یک منشا اثر مستقل از خداوند متعال میخوانید و از او کمک میگیرید و ایا احترام و تواضع شما در مقابل پدرتان با این نیت که پدر بدون اذن خداوند متعال کاری نمیتواند بکند عبادت اوست؟!!(ایا اگر کسی مثلا به حضرت عیسی علیه السلام درزمان ایشان میگفت شما که مریضان را به اذن خداوند متعال شفا میدهی بیا و لطف کن وبه خاطر خدا مریض مارا هم اگر خداوند متعال اذن داد شفا بده ایا این فرد مشرک است چون غیر خدا را خوانده؟!!)

ثالثا: اینکه  معتقدید زمان حیات این کار مشکل ندارد اما زمان وفات مشکل دارد  چه ایه ای چه روایتی چه دلیلی برای این جدا کردن حیات و وفات دارید؟مگر میشود بدون دلیل از قران و سنت  قران را قید زد؟مثلا یکی بگوید اینکه قران میفرماید اقیموا الصلاة منظور همه جا نیست بلکه در مهمانی ها لازم نیست که اقیموا الصلاة!! ببینید این حرف و این استثنا زدن بی دلیل چقدر خنده دار و سخیف است و باعث بدعت است!.قران میفرماید بروید پیامبر برایتان طلب مغفرت کند شما این که میگویید منظور فقط در زمان حیات ایشان است را  از کجا اوردید؟ به چه دلیلی از قران و سنت این قید را زدید؟!! نکند پیامبر را زنده نمیدانید؟! (نعوذ بالله ) .

در مدینه منوره روایتی رو مقابل شهدای احد و هم قبرستان بقیع روی  تابلو نوشتند و نصب کردند که رسول اکرم صلی الله علیه و اله  با مردگان حرف میزدند و به انها سلام میکردند و میفرمودند ... انا ان شاء الله بکم للاحقون .پس مردگان اگاهند اگر نه ایشان با چه کسی صحبت میکردند؟ در ضمن در قران کریم درباره ی شهدا میفرماید انها (احیاء عند ربهم یرزقون... )(...یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم...)(ایه ی 169 و 170 سوره ی مبارکه ی ال عمران) انها زنده اند و با زندگان صحبت کرده و به انها بشارت میدهند ...حال آیا مردگان میشنوند و شهدا هم زنده اند و با بقیه صحبت میکنند و فقط پیامبر ایشان حضرت رسول صلی الله علیه و آله (نعوذ بالله )مرده اند و نمیشنوند ؟؟!!

حالا چرا  خواندن غیر خدا( نه به قصد منشا اثر بودن که عبادت شود بلکه فقط به قصد درخواست خاصی در حالی که او را منشا اثر نمیدانیم) در زمان حیات  او توحید و در زمان وفات او شرک است؟

رابعا: اگر بگید ما برای زمان حیات  انها ایه و روایت داریم اما در زمان وفات انها نداریم میگم الان ادرس از صحیح بخاری بهتون میدم با لینک قرائتش( اینو دیگه خودم تو بخاری خوندم!) اما قبلش : بر فرض که دلیلی برای خواندن اولیاء خدا (به  غیر از قصد منشا اثر بودن انها در زمان وفاتشان) دلیل نداشتیم خوب در زمان حیات انها این کار فایده دارد اما در زمان وفات انها فایده ندارد اما چه دلیلی بر شرک بودن این کار دارید؟ خوب نهایتا خواندن اولیای خدا به غیر قصد منشا اثر بودنشان برای وساطت در درگاه الهی در زمان حیاتشان توحید است اما در زمان وفاتشان  فایده ای ندارد. انگار  فرضا داری با جای خالی پیامبر صل الله  علیه و آله حرف میزنی و  ازش میخوای بیا برو پیش خدا برای من واسطه شو خوب میگیم طرف عقل نداره کار بی فایده میکنه نمیگیم مشرکه چون خودت تو زمان حیات ایشان همین کار رو کردی!!!! اگر مشکل از خواندن غیر خدا  (به غیراز قصد منشا اثر بودن )است خوب هم تو حیات باید مشکل داشته باشه هم تو وفات!!! نه اینکه در حیاتش توحید و در وفاتش شرک باشد!!

خامسا: اما حالا روایتی میاریم که مردگان در زمان وفاتشون بیشتر  متوجه هستند تا زمان حیاتشون.:

اینم لینکش از کتاب مختصر صحیح بخاری:

http://jahaneislam.com/?wpdmact=process&did=Mi5ob3RsaW5r

کتاب الجنائز روایت 683 صفحه 356 فهرست خود پی دی اف

اگر لینکش خراب بود بگید یکی دیگه بفرستم

گر چه این مختصر شده ی بخاری به نفع وهابیت مختصر شده و سر و ته انرا زدند  و اگه خود اصل کتاب بخاری بود روایات بیشتری داشت اما همین هم کار ما رو راه میندازه.

ببینید این روایت درباره ی مشرکانه که بعد از مرگ متوجه هستند تا برسه به مومنان!

از هر کی میخواد مدینه بره هم میشه بخواهید که  روایتی رو که جلو شهدا احد یا قبرستان بقیع رو تابلو نوشتند رو براتون بنویسه بیاره که رسول اکرم صلی الله علیه و اله  با مردگان حرف میزدند پس مردگان هم اگاهند من خودم ازش عکس گرفتم

البته قبلا گفتم شهدا که احیا عند ربهم یرزقونند به طریقه ی اولی پیامبر ایشان  هم حی و زنده است و عند ربه یرزق.

اما نکته مهم و خلاصه بحث:

الف: لاتدع مع الله اله اخر   : معلوم شد که منظور از اله و معبود  کسی است که خشوع و درخواست از او با قصد این باشد که او مستقلا منشا اثر است اگر نه خواندن  پدر در زمان حیات او هم شرک است

ب: حداقل  این دو آیه من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه(255 بقره)/ ما من شفیع الا من بعد اذنه (3 یونس )( هیچ شفیعی نیست مگر بعد از اذن خداوند متعال)/.... نشان میدهد که اجازه ی  شفاعت  به افرادی در درگاه خداوند متعال به اذن خداوند متعال داده شده است(ایه 18 مبارکه یونس  که  میفرماید:  و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله  قل اتنبئون الله ... میفرماید "یعبدون " یعنی آن شفیعان را عبادت میکردند و گفته شد که هر شفیع قرار دادنی و هر خواندنی عبادت غیر حساب نمیشود و بستگی به قصد و نیت دارد.و میبینید که  خود خداوند متعال در دو ایه فوق الذکر اجازه شفاعت را به برخی دادند)

ج:اماپاسخ به این سوال که آن شفیعان چه کسانی هستند؟ از ایه 64 سوره مبارکه نسا و ایه ی سوره مبارکه یوسف( یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین) میفهمیم که پیامبران الهی میتوانند شفیع باشد کما اینکه شاهدان قیامت هم هستند(و یکون الرسول علیکم شهیدا و ...)

د: در ایه ی تطهیر میبینیم که اهل بیت علیهم السلام  که رسول اکرم صلی الله علیه و اله هم اصل اهل بیت علیهم السلام هستند  از هر رجسی ( گناه و خطایی) پاک و پاکیزه اند. و انها هم  به طریقه ی اولی شفیعان عند الله هستند چون بهتر از انها نداریم.

ه: روایات زیادی در کتب اهل سنت نیز موجود است که  بعد از وفات برخی از صالحان  از طرف صحابه از انها طلب شفاعت میشد.اما نتیجه مهم از بحث ها  اینکه  خداوند متعال که در قران کریم دعا و عبادت غیر خود را محکوم میفرماید به هیچ وجه این ایات شامل فعل شیعه نمیشود چون فعل شیعه(شفیع بردن به درگاه الهی)  همانطور که بحث شد غیر از اینکه  اصلا عبادت غیر نیست و هیچ مشکلی ندارد به علت  دلیل قرانی و روایی  پسندیده و مورد تایید خود قران کریم و اهل بیت علیهم السلام است

راستی یک نکته مهم:

هر نکته ای که میخواهید اثبات کنید لزوما نباید در قران کریم امده باشد گرچه ما مقصودمان درتوسل به صالحان را به تنهایی از قران کریم هم میتوانیم اثبات کنیم اما مثلا ایا اینکه نماز صبح دو رکعت است در قران امده است؟ یا جزئیات خیلی از احکام در قران کریم امده است؟ خیر بلکه از قران و سنت در کنار هم باید بهره گرفت. در این باره یک مطلب متقن و مفصل جداگانه  در پست قبلی قرار دادم.

 

 

 

 

/ 1 نظر / 209 بازدید