شیعه پاسخ میدهد
وبگاهی هر چند کوچک ولی برای مطرح کردن عقاید اسلام ناب 

"بدعت" چیست؟

بدعت

«بدعت» در لغت به معنى کار نو و بى سابقه اى است که بیانگر نوعى حسن وکمال در فاعل مى باشد، چنانکه یکى از صفات خداوند «بدیع»است:(بَدِیعُ السَّمواتِوَ الأَرض)  (بقره/117). مفهوم اصطلاحى بدعت نیز آن است که انسان چیزى را که جزو شریعت نیست، به آن نسبت دهد، و کوتاهترین عبارت براى تعریف اصطلاح بدعت آن است که بگوییم: إدْخالُ ما لَیْسَ مِنَ الدِّینِ فی الدِّینِ.

 

بدعت گذارى در دین از گناهان کبیره بوده و در حرمت آن هیچ تردیدى نیست. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:کُلُّ مُحْدثة بِدْعَةٌ وَ کُلُ بِدْعَة ضَلالَةٌ، وَ کُلُّ ضَلالَة فِی النّار»([8]) نکته مهم در مسئله بدعت، تنها این است که مفهوم بدعت به صورتى جامع و مانع تعریف و تبیین شود تا بدعت از غیر آن تمیز داده شود در این زمینه، براى درک حقیقت بدعت، بایستى به دو مطلب توجه نمود :

 

1. بدعت، نوعى تصرف در دین، از طریق افزودن یا کاستن شریعت است. بنابر این، آنجا که نوآورى ربطى به دین و شریعت نداشته ، بلکه به عنوان یک مسئله عرفى و عادى انجام گیرد، بدعت نخواهد بود(هرچند مشروع بودن آن مشروط به این است که ابداع و ابتکار مزبور در شرع محرّم و ممنوع نباشد). فى المثل، بشر از نظر مسکن و پوشاک و دیگر وسایل زندگى همواره دست به نوآوریهایى مى زند و بویژه در عصر ما بسیارى از روشها و ابزارهاى معمول زندگى دگرگون شده و براى نمونه انواع ورزشها و تفریحات جدید پدید آمده است . بدیهى است همه اینها یک نوع بدعت (به معنى نوآورى) بوده، ولى ارتباط به بدعت در شرع ندارد. تنها، چنانکه گفتیم، حلال بودن آنها و استفاده از آنها مشروط به این است که مخالف با احکام و موازین شرع نباشند. مثلاً، اختلاط زن و مرد بدون حجاب در مجالس و محافل، که از ارمغانهاى فاسد غرب مى باشد، حرام است ولى بدعت نیست، زیرا کسانى که در این محافل شرکت مى کنند، این کار را به عنوان یک عمل مشروع که اسلام بر آن صحه نهاده انجام نمى دهند، بلکه احیاناً با اعتقاد به اینکه امرى مخالف شرع است، روى عدم مبالات تن به این کار مى دهند. لذا گاه تنبّه یافته و تصمیم جدّى مى گیرند که  دیگر در آنها شرکت  نورزند.

 

براى توضیحات فوق، چنانچه ملتى روز یا روزهایى را بر اساس خود موسم شادى و گردهمایى معین کنند، امّا نه به این قصد که شرع چنین دستورى داده است، چنین کارى بدعت نیست، هرچند بایستى حلّیّت وحرمت آن از جهات دیگر مورد بحث و بررسى قرار گیرد.

 

از اینجا روشن مى شود که بسیارى از نوآوریهاى بشرى در زمینه هنر، ورزش، صنعت وغیره از قلمرو بدعت اصطلاحى بیرون بوده، و آنچه درباره آنها مطرح است مسئله حلال و حرام بودن آنها از جهات دیگر است که خود ملاک و مقیاس خاص خویش را دارد.

 

2. اساس بدعت در شرع به این نکته باز مى گردد که چیزى را به عنوان یک امر شرعى که دین به آن فرمان داده به کار برند، در حالیکه براى مشروعیت آن، اصل یا ضابطه اى در شرع وجود نداشته باشد; ولى هرگاه کارى را که انسان به عنوان یک عمل دینى انجام مى دهد، دلیل شرعى یى(به صورت  خاص، یا کلّى و عام) بر مشروعیت آن وجود داشته باشد، آن عمل بدعت نخواهد بود. ازینروست که علامه مجلسى، عالم بزرگ شیعى، مى گوید:« البِدْعَةُ فی الشَّرعِ ما حَدَثَ بَعْدَ الرَّسُولِ ]بما انّه من الدین[ وَ لَمْ یَکُنْ فِیهِ نَصٌّ عَلى الخُصوصِ وَلا یَکُونُ داخلاً فی بَعْضِ العُمُوماتِ».([9]): بدعت در شرع، چیزى است که پس از رسول گرامى حادث شده و دلیل شرعى خاص یا عامّى نیز بر جواز آن در کار نباشد.ابن حجر عسقلانى، دانشمند مشهور اهل سنت، نیز مى گوید:« البدعةُ ما أُحدثَ و لیس له أصل فِی الشرع، و ما کانَ له أصل یدلّ علیه الشّرع فلیس ببدعة»([10]): بدعت چیزى است که (پس از پیامبر) پدید آمده باشد، دلیلى حاکى از جواز آن در شریعت یافت نشود; و آن چیزى که اصل و ریشه اى در دین دارد، بدعت نخواهد بود.

 

آرى، هرگاه عملى را که به شرع نسبت مى دهیم مستند به دلیلى خاص یا ضابطه اى کلى در شرع باشد، مسلّماً بدعت نخواهد بود. صورت نخست (وجود دلیل خاص) نیاز به بیان ندارد. مهم توضیح قسمت دوم است، زیرا چه بسا ممکن است یک عمل ظاهراً حالت نوآورى داشته و  در تاریخ اسلام بى سابقه باشد ولى معناً تحت ضابطه اى قرار گیرد که شرع اسلام آن را به صورت کلى پذیرفته است. به عنوان نمونه، مى توان از سرباز گیرى عمومى یاد کرد که امروزه در نوع کشورها اجرا مى شود. دعوت جوانان به خدمت زیر پرچم به عنوان وظیفه دینى، هرچند حالت نوآورى دارد، ولى چون یک اصل و قاعده دینى پشتیبان آن است بدعت نخواهد بود. زیرا قرآن مى فرماید:(وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُمْ مِّنْ قُوَّة) (انفال/60). بدیهى است بر اثر تحوّلات جهانى، آموزش عمومى رزمى براى جوانان موجب آمادگى بیشتر در مقابل دشمن مترصد و گوش بزنگ است و عمل به روح آیه شریفه، در عصر ما، مقتضى همین امر است.

 

از بیان فوق، بسیارى از شبهات واهى که بر دست و پاى برخى از افراد پیچیده است حل مى شود. براى نمونه، انبوه مسلمانان جهان روز میلاد پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) را جشن مى گیرند و گروهى این امر را بدعت مى نامند! در حالیکه ، طبق آنچه گفتیم، هرگز ملاک بدعت بر آن صادق نیست. زیرا به فرض هم که این نوع تکریم و اظهار محبت، در شرع وارد نشده باشد،ولى اظهار محبت به پیامبر گرامى اسلام وخاندان او ـ سلام اللّه علیهم اجمعین ـ یکى از اصولمسلّم اسلام است که این گونه جشنها و احتفالات مذهبى جلوه و مظهرى از آن اصل کلّى است. پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود:«لا یُؤْمِنُ أَحدُکُمْ حَتّى أَکونَ أَحبَّ إِلیهِ مِنْ مالِهِ وَ أَهلِهِ وَ النّاس أجْمَعین»([11]): هیچکدام از شما مؤمن نخواهد بود، مگر آنکه من نزد او از خانواده وى و تمامى مردم، محبوبتر باشم.

 

ناگفته پیداست کسانى که در موالید پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) و اهل بیت او (علیهم السلام)اظهار شادمانى کرده و  بدین منظور مجالسى تشکیل مى دهند، هدفشان این نیست که برگزارى جشن در این ایام، منصوص بوده و دستور برگزارى جشن عیناً به صورت خاص امروزى، در شرع وارد شده است; بلکه اعتقاد آنان این است که اظهار محبت به رسول گرامى و اهل بیت او یک اصل کلى است که در کتاب و سنت با تعابیر گوناگون بر آن تکیه شده است.

 

قرآن کریم مى فرماید: (قُلْ لا أَسْاَّلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاّ المَودَّةَ فِی القُربى)  (شورى/23): بگو من براى ابلاغ رسالت پاداش نمى طلبم مگر دوستى خویشاوندان و نزدیکان; واین اصل مى تواند  در شئون مختلف زندگى فردى و اجتماعى مسلمین، براى خود جلوه ها و مظاهرى پیدا کند. گرفتن جشن در موالید، جنبه یادآورى نزول رحمت و برکت خدا در آن ایام، و شکرگزارى به درگاه الهى را دارد و این امر(جشن در روز نزول رحمت)، در شرایع پیشین نیز سابقه داشته است، چنانکه  به صریح قرآن، حضرت عیسى (علیه السلام)  از خداى متعال درخواست کرد مائده اى آسمانى بر وى و جمع یارانش فرو فرستد تا روز نزول مائده را او و پیروانش ـ در توالى نسلها ـ عید گیرند:

 

(قالَ عیسى بنُ مَرْیَمَ اللّهمَّ ربَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا  مائدةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لأَوّلنا وَآخِرِنا وَ آیةً مِنْکَ ...)(مائده/114).

 

همانگونه که یادآور شدیم، بدعت عبارت از آن نوع تصرفات در دین است که براى آنها مدرک صحیحى در شرع (به صورت خاص یا عام) وجود نداشته باشد، و باید توجه نمود که روایات ائمه اهل بیت(علیهم السلام) ، به حکم حدیث متواتر «ثقلین»، از مصادر شریعت و دلایل احکام دینى به شمار مى رود. بنابر این،  هرگاه حضرات معصومین سلام اللّه علیهم اجمعین  بر جواز یا منع چیزى تصریح کنند، پیروى از گفتار آنان پیروى از دین بوده و مشمول عنوان بدعت گذارى در دین نخواهد بود.

 

در پایان یادآور مى شویم بدعت به معنى تصرف بدون اذن، پیوسته قبیح و حرام بوده و قرآن از آن با این جمله :( ءَآللّهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ)  (یونس/59) یاد مى کند. در این صورت تقسیم بدعت (به این معنى) به قبیح وحسن و حرام وجائز، معنى صحیحى نخواهد داشت.

 

آرى «بدعت» در معناى عام لغوى آن، به معنى نوآورى در امور زندگى بدون آنکه آن را به شرع منسوب دارند، مى تواند صور گوناگون داشته و مشمول یکى از احکام خمسه تکلیفیه (واجب، حرام، مکروه، مستحب و مباح) قرار گیرد.

 

[8] . بحار الأنوار: 2/263; مسند احمد:4/126ـ127.

 

[9] . بحار الأنوار:74/202.

 

[10] . فتح البارى:5/156، 17/9.

 

[11] . جامع الأُصول 1/238. در اصل یکصد وسى ویکم درباره مهر ورزیدن به رسول گرامى وعترتش به طور گسترده سخن خواهیم گفت.

منبع:سایت ایت الله سبحانی:tohid.ir


شنبه ۱۳۸۸/۱٢/۸ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصی