شیعه پاسخ میدهد
وبگاهی هر چند کوچک ولی برای مطرح کردن عقاید اسلام ناب 

دلیل عقب ماندگى ما

ایت الله بهجت(ره):

سیّد بحرالعلوم ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ با آن همه برکات، از لحاظ سنّ کمتر از شیخ انصارى ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ عمر کرده است! و شهید اول ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ چه قدر کتاب‏هاى نافع و قوى و متین دارد. توفیق در تحصیل چیز دیگر است، توفیق به کثرت اشتغال نیست. 
خیلى خطرناک است که ندانیم قُدما چه راهى را مى‏ رفتند! دلیل عقب ماندگى ما آن است که اموال شبهه‏ناک مصرف مى‏ کنیم، و مال شبهه‏ناک، ایجاد تردید و شبهه مى‏کند، و به قدر ضرورت و نان خالى اکتفا نمى‏ کنیم.

 این‏ها است که در تحصیل ایمان و یقین و توفیق در تحصیل و آثار و برکات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهیه مى‏کردند، تا از جهت طهارت و حلیّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى که صاحب آن راضى نیست و مصرف کردن آن، در علمیّات و عملّیات ما اثر مى‏گذارد.
ناصرالدّین شاه به مرحوم کَنى(1) خیلى احترام مى‏گذاشت، لذا او را از پرداخت مالیات معاف کرده بود. ولى مرحوم کَنى به او گفت: خواهش مى‏کنم دستور دهید از املاک ما هم مالیات بگیرند! و مقصودش این بود که از هر جا کم کنند، به دیگران مى‏افزایند، و ازما که مالیات نمى‏گیرند، به جاى آن از دیگران بیشتر مى‏گیرند.

علماى ما، در مصرف قناعت مى‏کردند، و به دیگران رسیدگى مى‏کردند! اما ما راهى را رفتیم و مى‏رویم که نه به خودمان پرداختیم، و نه به دیگران رسیدگى کردیم؛ بلکه در اثر قناعت نکردن و غَوْر در مادیّات و تجمّلات زندگى همیشه مقروض هستیم. قرض در حقیقت مغلول کردن(2) نقدى است. خدا مى‏داند که انسان چه قدر باید تلاش کند و از کجا بیاورد، تا قرضش را ادا نماید.

سایت ایت الله بهجت رحمه الله علیه

www.bahjat.org

ایت الله اقا مجتبی تهرانی از مراجع و اساتید اخلاق بزرگوار تهران میفرماید:

 می‎نویسند علی(علیه‎السلام) در ماه مبارک رمضان هر شب منزل یکی از فرزندانش افطار می‏کرد. شب نوزدهم ماه مبارک رمضان منزل دخترش ام‏کلثوم بود. روایت را او نقل می‎کند. می‎گوید پدرم هنگام مغرب آمد و  به نماز ایستاد؛ من برای پدر افطار حاضر کردم  و در طَبَق مقداری نان جو، کاسه‎ای شیر و مقداری نمک سوده گذاشتم. وقتی نماز پدرم تمام شد، نگاهی به این طَبَق کرد و شروع کرد به گریه کردن. گفت دخترم، برای من دو خورش گذاشتی؟! مگر تو نمی‎دانی که من به پسر عمویم و برادرم، رسول خدا اقتدا کرده‏ام؟ ای دختر، هر که در دنیا خوراک و پوشاکش بهتر باشد، در روز قیامت توقّفش نزد خداوند بیشتر است. ای دختر، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است...

 

[ پنجشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٧ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ شیعه ]

هر چند همه می‌دانند که نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی و مقابله با تهاجم فرهنگی چه می‌تواند باشد، امّا متأسفانه شاهد مشکلات عدیده ای در روش‌ها و محتواهای ارائه شده در رادیو و تلویزیون هستیم.

مطابق روال سنوات گذشته، امسال هم مجموعه‌ها و سریال هائی قبل و بعد از افطار به نمایش گذاشته شد. نمی‌دانم این برنامه‌ها برای پُر کردن وقت مردم ساخته شده بود یا هدف آن ارتقاء آگاهی و مصون سازی بینندگان بود؟!

و اگر هدف ارتقاء آگاهی جوانان و مخاطبان بود، نوع آگاهی، میزان آن و اهمیّت و الویت آن چگونه بود؟

به عنوان یک فرهنگی و معلم، نمی‌دانم کدامیک از ابهامات جامعه و سؤالات نسل جوانمان در این سریال‌ها که عمدتاً مبالغ هنگفتی برای ساخت آن هزینه شده بود، پاسخ داده شد؟ سال‌هاست مسأله روح به عنوان تنها مسأله‌ی پر اهمیّت مطرح می‌شود و تلاش در آشنایی مردم با عالم ماوراء می شود که امری قطعی، یقینی و بسیار مهم است.

جدای از اینکه توفیق چندانی حداقل در سریال‌های امسال برای این هدف دیده نمی‌شود، به نظر می‌رسد مسایل و ابهامات بسیاری وجود دارد که مناسب است بدان‌ها نیز پرداخته شود.

زیبنده‌ی رسانه ملی ما نیست که روابط دختر و پسر امری عادی تلقی و به مردم نشان داده شود و صدا و سیمای نظامی که هزاران شهید برای استقرار و حفظ آن تقدیم شده‌اند، نباید شیوه‌های غربی و غیردینی را برای جذاب ساختن برنامه‌های خود به کار گیرد.

آموزه‌های دینی‌مان مسأله‌ی احترام به آبروی اشخاص را به شکل جدی مورد اهتمام قرار می‌دهد و مؤمنین را از خدشه دار کردن شخصیت دیگر افراد بر حذر داشته است. امّا به راحتی می‌بینیم و می‌شنویم عِرض و آبروی بسیاری در برنامه‌ها خواسته و یا ناخواسته مخدوش می‌شود. از مناظرات و میزگردها گرفته تا برنامه‌های طنز که به محملی برای گسترش تمسخر و هجو کردن افراد بدل گشته است. چرا باید شاهد توهین به چهره‌های ورزشی و سیاسی و علمی کشورمان در قالب برنامه‌های طنز باشیم. در حالی که می‌دانیم بسیاری از آن‌ها نسبت به این کارها رضایت ندارند؟!

به تصریح عالمان پارسا و دلسوز و دین شناس، موسیقی‌هایی که در بسیاری از برنامه‌ها استفاده می‌شود غیرشرعی است. با چه توجیهی این موسیقی‌ها در برنامه‌ها پخش و اجرا می‌شود؟!

در برنامه‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شود، توجه به چارچوب‌های شرعی در حدّ بسیار پایینی است. اگرچه حرکت‌های نوید بخشی را هم شاهد هستیم از جمله برنامه‌ای که در سحرها برای نوجوانان و نو تکلیفان در شبکه‌ی دو پخش می‌شد، امّا نوازندگی های مُطرب و آهنگ‌های تند در برنامه‌هایی همچون فتیله، فتیله 2 و... این نگرانی را برای خانواده‌های متدیّن به وجود آورده که کودکانی که کودکی خود را با این نواها و نغمه‌ها پشت سر می‌گذارند، در دوره جوانی و شباب چه چیزی آن‌ها را ارضا خواهد نمود؟

هیچ کس نباید نقاط قوّت و اثرگذاری‌های مثبت صدا و سیما را نادیده بگیرد، امّا کلام اینجاست که رسانه‌ای که تا این حد می‌تواند موجبات بالندگی و ارتقاء جامعه را فراهم آورد، چرا با الگوبرداری‌های ناصحیح از رسانه‌های ماهواره‌ای و غیردینی این‌چنین جهت دهی ناصوابی را در جامعه به وجود می‌آورد.

برنامه‌ی ماه عسل و پرداختن به آسیب‌های اجتماعی برنامه‌های آموزنده و مفید بود. برنامه‌ی به سمت خدا توانست رضایت طیف وسیعی از مخاطبان را به دست آورد. برنامه‌های جذاب و با ارزش دیگری هم وجود دارد که در جای خود باید مورد تقدیر قرار گیرد. سخن اینجاست که باید در مسئولین صدا و سیما به خصوص شخص رئیس سازمان، شاهد عزمی راسخ برای تحول و دگرگونی و انطباق هر چه بیشتر برنامه‌ها با حدود شرعی باشیم.

علی مهدوی

منبع: بخش سینما وتلویزیون تبیان

[ دوشنبه ۱۳٩٠/٦/۱٤ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ] [ شیعه ]

نقد امیر المومنین علی(علیه السلام) بر روش انتقال حکومت از جناب ابوبکر به عمر


امام علی(علیه السلام) در بخشى از خطبه سوم نهج البلاغه به دوران خلیفه دوّم اشاره کرده، مى فرماید: «و او( ابوبکر ) بعد از خودش خلافت را به آن شخص (یعنى عمر) پاداش داد!» (فَاَدْلى بِها اِلى فُلان بَعْدَهُ).
« اَدلی» ازمادة «دَلو» گرفته شده است و همان گونه که با دلو و طناب آب را از چاه می کشند این واژه در مواردی به کار می رود که چیزی را به عنوان جایزه یا رشوه یا حق الزحمه به دیگری بدهند؛ قرآن مجید می گوید: «وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُکَّام‏».(1)

 


در این جا «ابن ابى الحدید معتزلى» مى گوید: خلافت خلیفه دوّم در حقیقت پاداشى بود که خلیفه اوّل در برابر کارهاى او داد. او بود که پایه هاى خلافت «ابوبکر» را محکم ساخت و بینى مخالفان را بر خاک مالید، شمشیر «زبیر» را شکست و «مقداد» را عقب زد و «سعد عباده» را در سقیفه، لگد مال نمود و گفت: «سعد» را بکشید! خدا او را بکشد! و هنگامى که «حباب بن منذر» در روز «سقیفه» گفت: آگاهى و تجربه کافى در امر خلافت نزد من است «عمر» بر بینى او زد و وى را خاموش ساخت.

 


کسانى از هاشمیّین را که به خانه «فاطمه»(علیها السلام) پناه برده بودند با تهدید خارج کرد و سرانجام مى نویسد: «وَ لولاه لَمْ یَثْبِت لاِبى بکر اَمْر وَ لا قامَتْ لَهُ قائِمة»؛ (اگر او نبود هیچ امرى از امور ابوبکر ثبات پیدا نمى کرد و هیچ ستونى براى او برپا نمى شد).(2)

 


از این جا روشن مى شود که تعبیر به «ادلى» چه نکته ظریفى را در بر دارد؛ سپس امام به گفته شاعر (معروف) «اعشى» تمثل جست (ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الاَعْشى):
شَتّانَ ما یَوْمى عَلى کُورِها *** وَ یَوْمُ حَیّانَ اَخى جابِرِ
بسى فرق است تا دیروزم امروز *** کنون مغموم و دى شادان و پیروز(3)
 اشاره به این که من در عصر رسول خدا(ص) چنان محترم بودم که از همه به آن حضرت نزدیکتر، بلکه نفس رسول خدا(ص) بودم ولى بعد از او چنان مرا عقب زدند که منزوى ساختند و خلافت رسول خدا را که از همه براى آن سزاورتر بودم یکى به دیگرى تحویل مى داد. 

سپس امام(ع) به نکته شگفت انگیزى در این جا اشاره مى کند و مى فرماید: «شگفت آور است او که در حیات خود از مردم مى خواست عذرش را بپذیرند و از خلافت معذورش دارند، خود به هنگام مرگ عروس خلافت را براى دیگرى کابین بست!» (فَیا عَجباً!! بَیْنا هُوَ یَسْتَقیلُها فى حَیاتِهِ اِذْ عَقَدَها لآخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ).

 


این سخن اشاره به حدیث معروفى است که از ابوبکر نقل شده که در آغاز خلافتش خطاب به مردم کرد و گفت: «اَقیْلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»؛ (مرا رها کنید که من بهترین شما نیستم) و بعضى این سخن را به صورت دیگرى نقل کرده اند: «وُلّیتُکُمْ وَ لَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»؛ (مرا به خلافت برگزیده اند در حالى که بهترین شما نیستم)(4).

 


این روایت به هر صورت که باشد نشان مى دهد که او مایل به قبول خلافت نبود یا به گمان بعضى به خاطر این که نسبت به آن بى اعتنا بود و یا با وجود على(علیه السلام) خود را شایسته این مقام نمى دانست، هرچه باشد این سخن با کارى که در پایان عمر خود کرد سازگار نبود و این همان چیزى است که على(علیه السلام) از آن ابراز شگفتى مى کند که چگونه با این سابقه، مقدّمات انتقال سریع خلافت را حتى بدون مراجعه به آرا و افکار مردم براى دیگرى فراهم مى سازد.


در پایان این فراز مى فرماید: «چه قاطعانه هر دو از خلافت، به نوبت، بهره گیرى کردند و پستانهاى این ناقه را هر یک به سهم خود دوشیدند» (لَشَدَّ ما تَشَطَّرا ضَرْعَیْها). 
این تشبیه جالبى است که از کسانى که به تناوب از چیزى استفاده مى کنند زیرا ناقه (شتر ماده) داراى چهار پستان است که دو به دو پشت سر هم قرار گرفته اند و معمولا هنگام دوشیدن دو به دو مى دوشند و به همین دلیل در عبارت امام(علیه السلام) از آن تعبیر به دو پستان شده است و تعبیر به «تشطّرا» اشاره به این است که هریک از آن دو، بخشى از آن را مورد استفاده قرار داده و بخشى را براى دیگرى گذارده است و به هر حال این تعبیر نشان مى دهد که برنامه از پیش تنظیم شده بود و یک امر تصادفى نبود.(5)

منابع
1. سوره بقره، آیه188.
2. شرح ابن ابى الحدید، جلد 1، صفحه 174.
3. اعشى یکى از شعراى نامى معروف جاهلیّت است، از یونس نحوى سؤال کردند برترین شاعر کیست؟ گفت: من فرد خاصّى را معین نمى کنم ولى مى گویم: «امرء القیس»است وقتى که سوار باشد، و «نابغه»است هنگامى که گرفتار ترس شود، و «زهیر» است هنگامى که به چیزى علاقه مند شود، و «اعشى»است هنگامى که در حال طرب قرار گیرد.
او اسلام را درک کرد ولى توفیق تشرّف به اسلام براى او حاصل نشد و چون چشمش ضعیف بود به او «اعشى» مى گفتند و در آخر عمر نابینا شد و اسم او «میمون بن قیس» است و منظورش از شعر بالا اشاره به زمانى است که همنشین «حیان» برادر «جابر» یکى از بزرگان «یمامه» بود که «اعشى» در آن زمان در نعمت و احترام فراوان مى زیست هنگامى که آن زندگى را مقایسه با وضع خودش در بیابانهاى مکّه و مدینه مى کند که براى تحصیل حدّاقل زندگى باید بر پشت سوار شود و بیابانها را زیر پا بگذارد، مى گوید: آن زندگى کجا و این زندگى کجا!
4. این حدیث از احادیثى است که در کتب شیعه و اهل سنّت به صورت گسترده نقل شده است: «ابن ابى الحدید» در شرح خود دو تعبیر بالا را آورده است (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 1، ص 169).
«شیخ محمد عبده» دانشمند بزرگ مصرى در شرح نهج البلاغه خویش مى گوید: بعضى روایت کرده اند که «ابوبکر» بعد از بیعت گفت: «اَقیلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»، ولى غالب دانشمندان، این روایت را به این صورت نپذیرفته و گفته اند: روایت به صورت: «وُلّیتُکُمْ وَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ» مى باشد. (شرح نهج البلاغه عبده، ص 86، ذیل همین خطبه)
در پاورقیهاى «احقاق الحق» از «ابن حسنویه» محدث «حنفى موصلى» در کتاب «دُرّ بحر المناقب» حدیث مفصّلى در این زمنیه نقل مى کند که در آخر آن آمده است که ابوبکر گفت: «اَقِیْلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرکُمْ وَ عَلِىّ فیکُمْ»؛ «مرا رها کنید که بهترین شما نیستم در حالى که على در میان شماست» (احقاق الحق، ج 8، ص 240).
«طبرى» مورخ معروف مى نویسد: «ابوبکر» بعد از بیعت «سقیفه» خطبه اى خواند و در ضمن آن گفت: «اَیُّهَا النّاسُ فَاِنّى قَدْ وَلِّیْتُ عَلَیْکُمْ وَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ؛ اى مردم مرا به خلافت بر شما برگزیده اند در حالى که بهترین شما نیستم» (تاریخ طبرى، ج 2، ص 450 چاپ مؤسسه اعلمى بیروت).
«ابن قتیبه دینورى» در «الامامة و السیاسة» نقل مى کند که ابوبکر با چشم گریان به مردم گفت: «لا حاجَةَ لى فى بَیْعَتِکُمْ اَقِیْلُونى بَیْعَتى؛ من نیازى به بیعت شما ندارم بیعت مرا باز گردانید» (الامامة و السیاسة، ج 1، ص 20).
5. پیام امام علی (ع) ، جلد 1، ص 338.

برگرفته از سایت ایت الله العظمی مکارم شیرازی:

www.makarem.ir

[ شنبه ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ شیعه ]

بیانیه حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى (مدّظلّه العالى) در مورد مسائل سوریه :

کمک به ثبات سوریه در برابر آمریکا و اسرائیل وظیفه همه مسلمین جهان است

مسلمانان بیدار و ژرف‌بین بلکه همه آزادگان جهان باید این موقعیت سوریه را درک و به عنوان یک وظیفه انسانى و اسلامى براى خنثى کردن این نقشه شوم که سبب ایجاد یک جنگ داخلى مى‌شود و در نهایت سبب ویرانى یک کشور اسلامى دیگر است جلوگیرى کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

همه مى‌دانیم کشور سوریه دو ویژگى مهم در منطقه دارد: اوّلا در خطوط مقدم جبهه مبارزه با اسرائیل غاصب قرار گرفته و ثانیآ مانع زیاده‌خواهى دولت‌هاى استعمارى مانند آمریکا و انگلیس و فرانسه در منطقه است.

و به خاطر همین موقعیت مبارزاتى، دولت‌هاى استکبارى و اسرائیل و متأسفانه بعضى از کشورهاى عربى که هماهنگ با آنها عمل مى‌کنند سخت براى متزلزل کردن ثبات این کشور اسلامى در تلاشند.

و عجیب این‌که دولت آمریکا و رژیم اسرائیل با صراحت همکارى خود را با بعضى از گروه‌هاى مسلح که مى‌خواهند ثبات سوریه را بر هم بزنند ابراز مى‌دارند و امیدوارند اکنون که پایگاه خود را در «مصر» و «یمن» و «تونس» از دست داده‌اند بتوانند پایگاهى در این کشور اسلامى پیدا کرده و منطقه را قبضه کنند.

مسلمانان بیدار و ژرف‌بین بلکه همه آزادگان جهان باید این موقعیت سوریه را درک و به عنوان یک وظیفه انسانى و اسلامى براى خنثى کردن این نقشه شوم که سبب ایجاد یک جنگ داخلى مى‌شود و در نهایت سبب ویرانى یک کشور اسلامى دیگر است جلوگیرى کنند. به یقین شهروندان سورى نیز از این امر آگاهند که دشمن مى‌خواهد لیبى دیگرى در منطقه درست کرده و اسرائیل و منافع خود را حفظ کند.

البته دولت سوریه نیز باید به قول‌هایى که در زمینه اصلاحات داده است وفادار باشد و بهانه را از دست دشمنان اسلام و صهیونیست‌ها بگیرد.

راستى حیرت‌آور است بعضى از کشورهاى عربى که هرگز نسیم آزادى و دموکراسى در کشورشان نوزیده به بهانه اصلاحات با آمریکا و اسرائیل یعنى دشمنان قسم‌خورده اسلام ومسلمین هم‌دست شده و آب به آسیاب دشمن مى‌ریزند و فکر نمى‌کنند ممکن است روزى آنها را در قفس براى محاکمه حاضر کنند.

ما امیدواریم با بیدارى ملت‌هاى عرب و مسلمانان جهان و آزادگان دنیا و مردم با ایمان سوریه نقشه‌هاى شوم اسرائیل و استکبار جهانى به لطف پروردگار نقش بر آب شود و این کشور با اصلاحات و ثبات کامل همچنان کوهى در برابر صهیونیسم غاصب و استکبار ظالم بایستد.

آمین یا رب العالمین.                                                                                                                                                    دفتر دفتر حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى (مدّظلّه)

www.makarem.ir

 

[ شنبه ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ٢:٥٧ ‎ب.ظ ] [ شیعه ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصی