شیعه پاسخ میدهد

وبگاهی هر چند کوچک ولی برای مطرح کردن عقاید اسلام ناب


نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در پی حوادث اخیر فرانسه:
 
درباره‌ انگیزه‌های سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام کاوش کنید/ لزوم شناخت مستقیم و بی‌واسطه از دین اسلام (۱۳۹۳/۱۱/۰۲ - ۱۰:۴۷)
در پی حوادث اخیر فرانسه و انتشار تصاویر توهین آمیز به مقدسات اسلامی در یک نشریه فرانسوی، و تشدید جریان ضد اسلامی و اسلام هراسی از سوی مقامات و رسانه‌های غربی، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نامه مهمی خطاب به جوانان در اروپا و امریکای شمالی مرقوم کردند. این نامه به زبان انگلیسی منتشر شد و متن ترجمه فارسی آن به شرح زیر است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
1/بهمن/1393


سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٧ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

آتش زدن خانه ی اهل بیت توسط خلیفه ی دوم در منابع اهل سنت

واقعیت تلخ (حرمتی که نگه داشته نشد)

آتش زدن خانه ی اهل بیت توسط خلیفه ی دوم در منابع اهل سنت

حجة الاسلام مهدی شبان

مقاله شامل:

-قطره ای از بحرفضائل زهرای مرضیه سلام‌الله علیها در منابع اهل سنت

-آیا حضرت زهرا سلام‌الله علیها از خلیفه اول راضی بودند؟

-آیا تهدید به آتش زدن خانه حضرت زهراء سلام‌الله علیها توسط خلیفه دوم صحّت دارد؟

-آیا این تهدیدات عملی شد؟

دوران شیرین زندگانى بانوى اسلام فاطمه زهرا (علیها السلام) با رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) به سرعت سپرى شد، هر چند به یک معنا در سراسر زندگى او، دوران شیرینى وجود نداشت، چرا که پیوسته فشارها و جنگ‏ها و توطئه ‏هاى دشمنان بر ضد اسلام و پیامبر آرامش روح فاطمه (علیها السلام) را بر هم مى ‏زد.

با رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) طوفان‏هاى تازه‏اى از حوادث پیچیده و بحرانى وزیدن گرفت؛ احقاد و کینه‏هاى بدر، خیبر و حنین که در عصر پیامبر (صلى الله علیه و آله) در زیر خاکستر پنهان بود آشکار گشت؛ احزاب منافقین به جنب و جوش افتادند تا هم از اسلام انتقام بگیرند و هم از خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله)؛ و فاطمه زهرا (علیها السلام) در مرکز این دایره بود که تیرهاى زهرآگین دشمنان از هر سو به سوى آن پرتاب مى‏ شد.

 فراق و جدایى دردناک پدر از یکسو، مظلومیت غم‏انگیز و جانکاه همسرش امیرمؤمنان على (علیه السلام) از سوى دیگر، توطئه‏هاى دشمنان بر ضد اسلام از دیگر سو و نگرانى فاطمه (علیها السلام) از آینده مسلمین و حفظ میراث قرآن، وسنت نبوی، دست به دست هم داده، قلب و روح پاکش را سخت مى‏ فشردند.

فاطمه (علیها السلام) نمى‏خواهد با بیان غم‏هاى خود، روح پاک امیرمؤمنان على علیه السلام را که سخت از آن اوضاع ناگوار و خلاف کارى‏ هاى امت ضربه دیده، آزرده‏ تر سازد؛ به همین دلیل به کنار قبر پیامبر (صلى الله علیه و آله) مى‏رفت و با او درد دل مى‏ کرد؛ و سخنان جانسوزى همچون اخگر آتش که اعماق وجود انسان را مى‏سوزاند، بر زبان مى ‏آورد.(1)

آنچه در این مقاله به خوانندگان محترم ارائه می شود نقل گوشه ای از روایات متعدد از متون اهل سنت پیرامون واقعیات تلخ بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) می‌باشد.

 تذکر این نکته نیز لازم است که بیان حقایق به شیوه علمی و منطقی و مستدل و خالی از هرگونه تعصب و توهین به مقدسات منافات با وحدت اسلامی ندارد.

 به قول استاد شهید مرتضی مطهری: «مخالفین اتحاد مسلمین براى اینکه از وحدت اسلامى مفهومى غیرمنطقى و غیرعملى بسازند، آن را به نام وحدت مذهبى توجیه مى ‏کنند تا در قدم اول با شکست مواجه گردد. بدیهى است که منظور علماى روشنفکر اسلامى از وحدت اسلامى، حصر مذاهب به یک مذهب و یا اخذ مشترکات مذاهب و طرد مفترقات آن‌ها- که نه معقول و منطقى است و نه مطلوب و عملى- نیست؛ منظور این دانشمندان متشکل شدن مسلمین است در یک صف در برابر دشمنان مشترکشان.

 از نظر این گروه از علماى اسلامى، هیچ ضرورتى ایجاب نمى ‏کند که مسلمین به خاطر اتحاد اسلامى، صلح و مصالحه و گذشتى در مورد اصول یا فروع مذهبى خود بنمایند، همچنان‏ که ایجاب نمى ‏کند که مسلمین درباره اصول و فروع اختلافى فیما بین، بحث و استدلال نکنند و کتاب ننویسند. تنها چیزى که وحدت اسلامى، از این نظر، ایجاب مى‏کند، این است که مسلمین- براى اینکه احساسات کینه ‏توزى در میانشان پیدا نشود یا شعله ‏ور نگردد- متانت را حفظ کنند، یکدیگر را سبّ و شتم ننمایند، به یکدیگر تهمت نزنند و دروغ نبندند، منطق یکدیگر را مسخره نکنند )و به مقدسات یکدیگر اهانت نکنند[ و بالاخره عواطف یکدیگر را مجروح نسازند و از حدود منطق و استدلال خارج نشوند و در حقیقت- لااقل- حدودى را که اسلام در دعوت غیرمسلمان به اسلام لازم دانسته است، درباره خودشان رعایت کنند: «اُدْعُ الى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ»(2)

 

قطره ای از بحرفضائل زهرای مرضیه سلام‌الله علیها در منابع اهل سنت

بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) طوفان عجیبى در جامعه اسلامى بر سر مسأله خلافت در گرفت، طوفانى که نتیجه آن تغییر محور خلافت از خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله) به سوى افراد دیگرى بود، آن‌ها که از سوى خدا به عنوان جانشینى پیامبر (صلى الله علیه و آله) معرفى شده بودند کنار زده شدند و دیگران جاى آن‌ها را گرفتند.

منزوى شدن اهل‏بیت (علیهم السلام) سبب شد که مقامات حاکم آنچه از فضایل و مناقب در شأن آن‌ها بود و طبعاً شایستگى و اولویت آن‌ها را براى مسأله خلافت اثبات مى‏کرد، سانسور کنند؛ زیرا ذکر این مناقب و فضایل براى همه سؤال‏ انگیز بود که اگر آن‌ها داراى چنین مقاماتى بوده ‏اند پس چرا دیگران پیشى گرفتند؟!(3)

اما از آنجا که خواست پرودگاربر باقی ماندن این فضائل بود، فضائل ومناقب اهل بیت (علیهم السلام) بطور کلی از بین نرفت وبه راستی که ذکراحادیث فضائل ومناقب اهل بیت (علیهم السلام) درکتب مخالفان وعبور آن از کانال زمان ومحیطی که نهادن نام "على" بر فرزند جرمى نابخشودنى محسوب مى‏شد، خود معجزه است؛ آری آن‌ها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولى خدا جز این نمى‏خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند! «یُریدُونَ أَنْ یُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ یَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ کَرهَ الْکافِرُونَ».(4)

شیعه وسنی روایات بسیاری از پیامبر اعظم صلی‌الله علیه وآله در شأن ومنزلت حضرت زهراء سلام‌الله علیها بیان نقل نموده اندکه نشان از جایگاه ویژه وبالای حضرت صدیقه طاهره دارد ما نیز قبل از ورود به اصل بحث تنها چند روایت از بحر بیکران فضائل برترین بانوی جهان از منابع معتبر اهل سنت نقل می‌کنیم.

1.  قالَ رسول‌الله: «فاطمةُ سَیّدَة نِساءِ اَهلِ الجَنّة» (5) 

 فاطمه (سلام‌الله علیها) سرور زنان اهل بهشت است.

2.  آلوسی که از استوانه های علمی اهل سنت است در تفسیر روح المعانی در مورد مقام والای حضرت زهراء سلام الله علیها می گوید:

«وَ الَّذِی أَمْیَلُ إِلَیْهِ - أَنَّ فَاطِمَةُ الْبَتُولُ أَفْضَلِ النِّسَاءِ المتقدمات والمتأخرات مِنْ حَیْثُ إِنَّهَا بَضْعَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ تَعَالَى عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ بَلْ وَ مَنْ حیثیات أَخَّرَ أَیْضاً ، وَ لَا یعکر عَلَى ذَلِکَ الْأَخْبَارِ السَّابِقَةِ لِجَوَازِ أَنْ یُرَادَ بِهَا أَفْضَلِیَّةِ غَیْرِهَا غلیها مِنْ بَعْضِ الْجِهَاتِ وبحیثیة مِنْ الحیثیات - وَ بِهِ یُجْمَعُ بَیْنَ الْآثَارُ - وَ هَذَا سَائِغُ عَلَى الْقَوْلِ بِنُبُوَّةِ مَرْیَمَ أَیْضاً إِذْ البضعیة مِنْ رَوْحِ الْوُجُودِ وَ سَیِّدُ کُلِّ مَوْجُودُ لَا أَرَاهَا تُقَابِلُ بِشَیْ‏ءٍ وَ أَیْنَ الثُّرَیَّا یَدٍ»(6)

نظر من این است که فاطمه بتول أفضل از تمام زنان اولین و آخرین است از جهت این‌که او پاره تن رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم) است و از سایر جهات هم همین‌گونه است و ... حتی اگر ما قائل شویم که حضرت مریم نبی بوده باز هم فاطمه أفضل از او است؛ زیرا پاره تن روح وجود عالم هستی و پاره تن سید تمام موجودات است [یعنی رسول الله (صلی الله علیه و‌‌ سلم)] و با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. چه زمانی می‌تواند این دست‌های بشری به ستاره ثریا برسد؟

3.  قالَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله): «اِنّمَا فاطُمَة بَضعَة مِنِّی یُوذِینِی ما آذاها» (7)

 فاطمه (سلام‌الله علیها) پاره تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى‏آزارد.

آری آزار فاطمه (سلام‌الله علیها) آزار رسول اکرم صلوات الله علیه وآله است؛ و جزای آزار رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله نیز در قرآن کریم آمده است.

در دو آیه از آیات قرآن کریم جزای آزار دهندگان رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله را عذاب الهی ودوری از رحمت پروردگاربیان می داردآنجا که می فرماید:

«إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهیناً»(8)

 آن‌ها که خدا و پیامبرش را آزار مى‏دهند؛ خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته و براى آن‌ها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

درآیه ای دیگرنیزمی فرماید: «الَّذینَ یُؤْذُونَ رسول‌الله لَهُمْ عَذابٌ أَلیم‏»(9)

 آن‌ها که رسول خدا راآزار مى‏دهند، عذاب دردناکى دارند.

4.  «کانَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) اذا سافَرَ کانَ آخِرُ عَهْدِهِ بِانْسانٍ مِنْ اهْلِهِ فاطِمَةَ (س) وَ اوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْهِ اذا قَدِمَ فاطِمَة».(10)

هر زمان پیامبر (صلی‌الله علیه وآله) به سفر مى‏رفت آخرین کسى را که خداحافظى مى‏کرد دخترش فاطمه (سلام‌الله علیها) بود و هنگامى که از سفر باز مى‏گشت نخستین کسى را که دیدار مى‏کرد زهرا (سلام‌الله علیها) بود.

5.  قال رسول‌الله: «اِنّ الله یَغضِبُ لِغَضَبکِ و یَرضَی لِرِضَاکِ»(11)

 خداوند بخاطر خشم تو خشمگین مى‏شود و به خاطر رضاى تو راضى‏ می شود

ما در شبانه روز حداقل ده مرتبه دعا می کنیم  از کسانی که مورد غضب الهی قرار گرفته اند، نباشیم «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین» از جمله کسانی که در زمره مغضوبینند کسانی هستند که باعث خشم و غضب و نارضایتی فاطمه زهراء سلام ‌الله علیها شده اند.

6.   عَن زَیدِ بن اَرقَم: اِنَّ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) قالَ لِعَلی وَ فاطمَة و الحَسَنِ وَ الحُسَین: «اَنا حَربٌ لِمَن حارَبتُم وَ سِلمٌ لِمَن سالمتُم»(12)

زید بن ارقم از نبی مکرم اسلام [صلی‌الله علیه وآله] نقل می‌کند که حضرت به علی و فاطمه و حسن و حسین [علیهم السلام] فرمودند: من با کسى که با شما جنگ کند اعلان جنگ مى‏کنم و با کسى که با شما صلح کند اعلان صلح مى‏کنم‏.

7.  «عَن عائِشَه اُمُ المُومِنِین اَنَّهَا قالَت: مَا رَأَیتُ اَحَدَاً أَشبَه کَلامَاً و َحَدِ یثَاً مِن فاطمة بِرسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) و کانَت اذا دَخَلَت عَلَیهِ رَحَّبَ بِها و قَامَ اِلِیها، فَاَخَذَ بِیدَها فَقَبَّلَها، وَ اَجلَسَها فِی مَجلِسِه» (13)

 عائشه ام المومنین نقل می‌کند که: «من هیچ کس را در سخن گفتن از فاطمه شبیه ‏تر به رسول خدا (صلی‌الله علیه وآله) ندیدم، هنگامى که وارد بر پدر مى‏شد به او خوش آمد مى‏گفت و در برابر دخترش فاطمه بر مى‏خاست، دست او را مى‏گرفت و مى‏بوسید و او را در جاى خود مى ‏نشاند».

منابع معروف و مشهور اهل سنت پر است از احادیثی که مناقب حضرت زهراء سلام‌ الله علیها را بیان می‌کند ما در این بخش تنها به ذکر چند روایت از منابع معتبر اهل سنت اکتفا نمودیم.

در باب مناقب حضرت زهراء سلام‌ الله علیها برخی از اهل سنت حتی کتاب مستقل نگاشته اند بنابراین مقام ومنزلت والای دخت نبی مکرم اسلام (صلى الله علیه و آله) بر هیچ کس پوشیده نیست.(14)

آیا حضرت زهرا سلام‌الله علیها از خلیفه اول راضی بودند؟

بر اساس آنچه در معتبرترین متون اهل سنت آمده است می‌توان به یقین بیان کرد که حضرت زهراء سلام ‌الله علیها از خلفاء رضایت نداشته اند. البته این عدم رضایت و غضب حضرت فاطمه علیها السلام قطعا بدون دلیل نمی‌باشد علت غضب حضرت زهراء سلام ‌الله علیها نیز در متون اهل سنت آمده است که به آن اشاره خواهیم کرد.

 برای اثبات عدم رضایت حضرت صدیقه طاهره از خلفاء ما در این بخش تنها به چند روایت از کتب معتبر اهل سنت استناد می کنیم و قضاوت را برعهده و جدان های منصف و آگاه می سپاریم.

1.  صحیح بخاری(15) وصحیح مسلم(16) دو کتاب معتبر اهل سنت روایتی را از عایشه نقل می کنند متن روایت به شرح زیر است

«عَنْ عَایشَه: انَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ النَّبِیِّ أَرْسَلَت الی أَبِی بَکْرٍ تساله مِیرَاثَهَا مِنْ رسول‌الله مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْهِ بالمدینه وَ فَدَکَ وَ مَا بَقِیَ مِنْ خُمْسِ خَیْبَرَ فَقَالَ ابوبکر انَّ رسول‌الله قَالَ: لا نُورِث مَا تَرَکْنَا صَدَقَةَ أَنَّما یاکل آلِ مُحَمَّدٍ فِی هَذَا الْمَالُ وَ أَنِّی وَ اللَّهِ لَا أُغَیِّرُ شَیْئاً مِنْ صَدَقَةِ رسول‌الله منْ حَالِهَا الَّتِی کَانَ عَلَیْهَا فِی عَهْدِ رسول‌الله وَ لاعملن فِیهَا بماعمل رسول‌الله فابی ابوبکر ان یَدْفَعُ الی فاطمه مِنْهَا شَیْئاً فَوَجَدت فاطمه عَلِی أَبِی بَکْرٍ فِی ذالک فَهِجرتهُ فَلَمْ تُکَلِّمُهُ حتی تُوُفِّیَتْ وَ عَاشَتْ بعدالنبی ستةَ أَشْهُر فَلَمَّا تُوُفِّیَتْ دَفَنَها زَوْجُها عَلِیّ لَیْلًا وَ لَمْ یُؤذن بِهَا ابابکر وَ صُلِّیَ عَلَیْهَا»؛

(عایشه نقل می‌کند که فاطمه شخصی را نزد ابوبکر فرستاد و ارث خود را که از رسول‌الله برایش بود از فیء و فدک و مابقی خمس خیبر از ابوبکر طلب کرد.

 ابوبکر گفت پیامبر فرموده است ما ارث نمی گذاریم هر آنچه از اموالمان باقی بماند صدقه است! آل پیامبر هم از آن سهم دارند [مانند سایر مسلمین] و به خدا قسم صدقه پیامبر را تغییر نخواهم داد و به همانگونه که در زمان حیات پیامبر عمل می شده عمل خواهم کرد، بنابراین ابوبکر از دادن چیزی از آن ارثیه به فاطمه امتناع ورزید.

 پس فاطمه بر ابوبکر غضب کرد و از او دوری کرد و با ابوبکر دیگر تکلم نکرد تا زمانی که ازدنیا رفت و فاطمه بعد از پیامبر شش ماه زندگی کرد و زمانیکه از دنیا رفت نیز همسرش علی او را شبانه دفن کرد وبرای تدفین و نماز ابوبکر را خبر نکرد).

این روایت از عایشه ام المؤمنین است در دو کتاب صحیح اهل سنت که از معتبرترین کتاب ها نزد عامه اهل سنت می‌باشد نقل شده است.

از این عبارت «فاَبی ابوبکر ان یَدْفَعُ الی فاطمه مِنْهَا شَیْئاً فَوَجَدْت فاطمه عَلِی أَبِی بَکْرٍ فِی ذالک فَهِجرتهُ فَلَمْ تُکَلِّمُهُ حتی تُوُفِّیَتْ» چند نکته از این روایت می‌توان فهمید:

الف - وجود اختلاف و نزاع میان حضرت زهرا سلام‌الله علیها و ابوبکر

 ب- غضب حضرت زهراء علیها السلام بر ابوبکر

ج- تداوم این غضب تا زمان شهادت حضرت زهراء سلام‌الله علیها

2.  ابن قتیبه (17)روایتی را نقل می‌کند که نشان دهنده پشیمانی عمر و ابوبکر از رفتارشان با حضرت زهراء سلام‌الله علیها دارد لذا برای رضایت گرفتن از حضرت به خانه ایشان می روند

فَقَالَ عُمَرُ لَا بِی بَکْرِ انْطَلِقْ بِنَا الی فاطمه فانا قَدْ اغضبنا هَا فَانْطَلَقَا جَمِیعاً فاستاذنا عَلِی فاطمه فَلَمْ تاذن لَهُمَا فاتیا عَلِیّاً فَکَلَّمَاهُ فادخلهما عَلَیْهَا فَلَمَّا قَعَدَا عِنْدَهَا حَوَّلْت وَجْهِهَا الی الْحَائِطِ فَسَلِّمَا عَلَیْهَا فَلَمْ تَرُدّعَلَیْهِمَا السَّلَام فَتَکَلَّمَ ابوبکر فَقَالَ یَا حَبِیبَةَ رسول‌الله وَ اللَّهِ انَّ قَرَابَةُ رسول‌الله أُحِبُّ الی مِنْ قرابتی وانک لَا حَبُّ الی مِنْ عایشه ابنتی وَ لَوَدِدْتُ یوم مَاتَ ابوک انی مِتُّ ولااَبقی بَعْدَهُ افترانی اَعرفکِ وَ اعْرِفُ فضلکِ وشَرَفکِ واَمنعک حقک ومیراثک مِنْ رسول‌الله ؟ الا أَنِّی سَمِعْتُ أَبَاکَ رسول‌الله صلِّیَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لَا نُورِّث، مَا تَرَکْنَا فَهُوَ صَدَّقَه

 فَقَالَتْ: ارایتکما انَّ حدثتکما حَدِیثاً عَنْ رسول‌الله تَعرفانه وَ تَفعَلانِ بِهِ؟

 قَالَا نَعَمْ فَقَالَتْ نَشَد تکلما اللَّهِ الم تسمعا رسول‌الله یَقُولُ رِضا فاطمه مِنْ رِضَایَ وَ سَخِطَ فاطمه مِنْ سخطی فَمَنْ أَحَبَّ فاطمه فَقَدْ احْبنِی وَ مَنْ ارْضَی فامه فَقَدْ ارضای وَ مَنْ أَسْخَطَ فاطمه فَقَدْ أَسْخَطَنِی قَالَا نَعَمْ سَمِعْنَاهُ مِنْ رسول‌الله

قَالَتْ فانی اشْهَدِ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ أَنَّکُمَا اسخطتمانی وَ مَا ارضیتمانی وَ لَئِنْ لَقِیتُ النَّبِیَّ لاشکو نکما الیه

فَقَالَ ابوبکر: انا عائذ بالله تعالی مِنْ سَخَطِهِ وسخطک یا فاطمه ثُمَّ انْتَحَبَ ابوبکر یبکی حتی کادت نَفْسِهِ انَّ تَزْهَقَ وهی تَقُولُ: وَ اللَّهُ لادعون اللَّهِ علیک فی کل صَلَاةِ اصلّیها» (18)

عمر به ابوبکر گفت: بیا با هم به پیش فاطمه برویم؛ زیرا ما او را غضبناک کردیم، پس به را ه افتادند و از فاطمه اذن ورود خواستند، ولی او اجازه نداد. به نزد علی رفته و با او سخن گفتند، او آن‌ها را به داخل خانه آورد و چون نزد فاطمه نشستند، آن حضرت صورتش را به طرف دیوار برگرداند و جواب سلام آنان را نداد.

 پس ابوبکر گفت: ای محبوب رسول خدا به خدا سوگند خویشاوندی رسول خدا نزد من دوست داشتنی تر از خویشاوندی خودم می‌باشد و من تو را از دخترم عایشه بیشتر دوست دارم، روزی که پدرت وفات کرد دوست داشتم من هم می مُردم تا بعد از او باقی نمانم، آیا گمان می کنی من با این که تو را می شناسم و فضل و شرف تو را می دانم تو را از حق و میراثت محروم می کنم؟ امّا از پدرت رسول خدا شنیدم که می گفت: ما ارث بجا نمی گذاریم و هر چه از ما باقی بماند صدقه است؛ در این هنگام فاطمه فرمود: اگر حدیثی از رسول خدا برای شما نقل کنم آیا آن را تأیید می کنید و به آن عمل می کنید؟

گفتند: آری! فرمود: شما را به خدا سوگند مى‌دهم آیا شما دو نفر از رسول خدا نشنیدید که فرمود: خشنودى فاطمه خشنودى من و ناراحتى او ناراحتى من است، هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام کند مرا دوست داشته و احترام کرده است و هر کس فاطمه را خشنود نماید مرا خشنود کرده است و هر کس فاطمه را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است؟!

ابوبکر و عمر هر دو اعتراف کرده و گفتند: آرى ما از رسول خدا این گونه شنیدیم.

سپس فرمود: پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گیرم که شما دو نفر مرا اذیت و ناراحت   کرده‌اید و رضایت مرا بدست نیاورده اید و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شکایت خواهم کرد.

ابوبکر گفت: من از خشم او (پیامبر) و خشم تو ای فاطمه به خدا پناه می برم... .

سپس حضرت فرمود: به خدا قسم پس از هر نماز بر تو نفرین خواهم کرد.

3.  بیهقی نیز تصریح دارد که حضرت زهراء سلام‌الله علیها از ابوبکر ناراضی بود و تا آخر عمر شریف خود با ابوبکر تکلم نکرد.

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ عَلی أَبِی بکر وَ هجرَتْهُ فَلَمْ تکلمْه حتی مَاتَتْ فَدَفَنَهَا عَلِیٌّ لَیْلًا» (19)

حضرت فاطمه بر ابوبکر غضب کرد و از او اعراض نمود و با او صحبت نکرد تا اینکه وفات یافت پس علی شبانه او را دفن کرد.

 

آیا تهدید به آتش زدن خانه حضرت زهراء سلام‌الله علیها توسط خلیفه دوم صحّت دارد؟

 حوادث تلخ و ظلم های بسیاری بعد از رحلت پیامبر عظم الشأن اسلام صلی‌الله علیه وآله در حق اهل بیت او شد همان اهل بیتی که پیامبر صلی‌الله علیه وآله مدام بر محبت و مودت به آن‌ها تاکید می ورزید و در قرآن کریم از آن به عنوان اجر رسالت پیامبر صلی‌الله علیه وآله یاد شده است.

ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏(20)

این همان چیزى است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند به آن نوید مى‏ دهد! بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏کنم جز دوست‏ داشتن نزدیکانم.

تهدید به آتش زدن خانه دختر پیامبر مکرم اسلام(صلى الله علیه و آله) تنها بعد از اندک زمانی بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) یکی از واقعیات تلخی است که در متون اهل سنت نیز به آن اشاره شده است ما در این بخش نیز به ذکر چند روایت از کتب معتبر اهل سنت اکتفا می‌ کنیم.

1.  ابن  قتیبه که از مشایخ و اساتید بخاری است در کتاب المصنف خود این گونه نقل می‌کند:

«حَدَّثَنَا زَیْدِ بْنِ أَسْلَم عَنْ أَبِیهِ أَسْلَم انهَ حین بُویِعَ لَا بِی بَکْرٍ بَعْدَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) کَانَ عَلِیُّ وَ الزُّبَیْرُ یَدْخُلَانِ عَلِی فاطمة بِنْتَ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) فیشاورونها وَ یَرْتَجِعُونَ فِی أَمْرِ همْ فَلَمَّا بَلَغَ ذالک عُمَر بن خَطَّابٍ خَرَجَ حتی دَخَلَ عَلَی فاطمة فَقَالَ:

 یابنت رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) وَ اللَّهِ مَا أَحَدُ أَحَبَّ الینا مِنْ أَبِیکَ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبَّ الینا بَعْدَ أَبِیکَ منک وَ ایْمُ اللَّهِ ماذالک بِمَانِعِی انَّ اجْتَمَعَ هولاء النَّفْرِ عِنْدَک ان أَمَرتهُمْ ان یُحْرَقَ عَلَیْهِمُ الْبَیْتُ قَالَ: فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرَ جاءوها فَقَالَتْ «تَعْلَمُونَ انَّ عُمَر قدجاءنی وَ قَدْ حَلَفَ بِاللَّهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لیَحرقن عَلَیْکُمْ الْبَیْتِ وَ ایْمُ اللَّهِ لیمضین لِمَا حَلَفَ عَلَیْهِ... .» (21)

زید بن اسلم به نقل از پدرش می‌گوید: هنگامى که مردم بعد از پیامبر (صلی الله علیه وآله) با ابى بکر بیعت کردند، على و زبیر بر فاطمه علیهاالسلام وارد شدند و با ایشان به مشاوره مى پرداختند، به کار خود [استکناف ازبیعت] ادامه می دادند زمانیکه‌ این خبر به عمر بن خطاب رسید. او بیرون آمد و نزد فاطمه رفت و گفت: اى دختر رسول خدا، هیچ کس برای ما محبوب تر از پدر تو نیست و پس از پدرت نیز هیچ کس نزد ما محبوب تر از تو نیست، و سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شوند دستور دهم خانه را بر سرشان به آتش کشیده شود.

راوی می‌گوید وقتی عمر بیرون رفت آن‌ها [تحصن کنندگان] نزدحضرت آمدند آن حضرت فرمود: دانستید که عمر پیش من آمد و به خدا قسم خورد که اگر نزد من بازگردید خانه را برسرتان به آتش می کشد و قسم به خدا که او آنچه را که برایش سوگند خورده انجام می دهد.»

این روایت را سیوطی در جامع الاحادیث خود و ابن ابی الحدید در شرح نهج‌ البلاغه و تعداد دیگری از اهل سنت نقل کرده‌ اند.(22)

2.  طبری در تاریخ خود در نقل حوادث سال 11 هجری به این تهدید اشاره دارد(23)

قَالَ : اتی عُمَر بْن خَطَّابٍ مَنْزِلِ علی و فیه طلحه وَ الزبیر وَ رِجَالٌ مِنَ المهاجرین فَقَالَ وَ اللَّهِ لاَحرُقَنّ علیکم أَوْ لتخرجنّ الی البیعة

زیادبن کلیب می‌ گوید: عمر به منزل علی آمد و در حالیکه آنجا طلحه و زبیر و عده‌ای از مهاجرین تحصن کرده بودند عمر گفت: به خدا سوگند یا بیعت کنید و یا خانه را آتش می زنم.

3.  ابن قتیبه یکی دیگر از علمای اهل سنت است که در کتاب الامامه و السیاسه خود اشاره به این تهدیدات می نماید.(24)

و ان ابابکر تفقد قوما تخلفوا عن بیعة عند علی کرم الله وجهه فبعث الهیم عمر فجاء فناداهم و هم فی دار علی فابوا ان یخرجوا فدعا بالحطب و قال: و الذی نفس عمر بیده لتخرجن او لاحرقنها علی من فیها

فقیل له: یا اباحَفض اِنْ فیها فاطمه

 فَقالَ: و اِنْ... .»

ابوبکر جویای کسانی شد که از بیعت با او سرپیچی کرده بودند و در خانه علی کرم الله وجهه اجتماع کرده بودند عمر را به سوی آن‌ ها فرستاد، عمر آنان را فراخواند آنها از منزل علی خارج نشدند عمر هیزم طلبید و گفت: قسم به کسی که جان عمر در دست اوست یا خارج شوید و یاخانه را براهلش آتش می کشم.

به عمرگفته شد: ای اباحفض در خانه فاطمه است.

عمر گفت: گرچه فاطمه باشد... . 

 

آیا این تهدیدات عملی شد؟

امّ سلمه مى‏گوید: هنگامى که بعد از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله به دیدن بانوى اسلام فاطمه علیها السلام رفتم و جویاى حال او شدم، در پاسخ این جمله ‏هاى پر معنا را بیان کرد:

«اصْبَحْتُ بَیْنَ کَمَدٍ وَ کَرْبٍ، فَقْدِ النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله وَ ظُلْمِ الْوَصِیِّ، هُتِکَ وَاللَّهِ حِجابُهْ ...، وَ لکِنَّها احْقادٌ بَدْرِیَّةٌ، وَ تِراتٌ احُدِیَّةٌ، کانَتْ عَلَیْها قُلُوبُ النِّفاقِ مُکْتَمَنَةً» (25)

از حالم چه مى‏پرسى اى امّ سلمه، من در میان اندوه و رنج بسیار بسر مى‏ برم، از یکسو پدرم پیامبر صلى الله علیه و آله را از دست داده‏ام و از سوى دیگر [با چشم خود مى‏بینم که‏] به جانشینش [علىّ بن ابى‏طالب‏] ستم شده است، بخدا سوگند که پرده حرمتش را دریدند ...، ولى من مى‏ دانم اینها کینه‏ هاى بدر و انتقام‏هاى احُد است، که در قلوب منافقان پنهان و پوشیده بود

چقدر زود فراموش شد آنهمه توصیه به مودّت ومحبّت به اهل بیت علیهم السلام!

چه خوب مزد زحمات و تلاش ها، و اجر رسالت پیامبر صلی‌الله علیه وآله داده شد اجری به سود خود مؤمنان بود، نه به سود پیامبر صلى الله علیه و آله، اجری که به تعبیر قرآن وسیله‏ اى بود براى هدایت یافتن به راه خدا.

«قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلا»(26)

«بگو:من در برابر آن (ابلاغ آیین خدا) هیچ گونه پاداشى از شما نمى‏ طلبم؛ مگر کسى که بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزیند (این پاداش من است).

غاصبین خلافت با هجوم به خانه حضرت زهراء(سلام‌الله علیها) دختر پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی‌الله علیه وآله) و هتک حرمت آن، اجر رسالت پیامبر صلی‌الله علیه وآله را ادا کردند.

تلخ ترین واقعیت این است که آنها متاسفانه به تهدید اکتفا ننمودند و جنایتی تلخ درصدر اسلام رقم خورد، جنایتی که صفحه تاریخ را سیاه کرد و اتفاق افتاد آنچه نباید اتفاق می افتاد، حادثه ای که اوج مظلومیت اهل بیت(علیهم السلام) را بعد از رحلت پیامبر (صلى الله علیه و آله) نشان می دهد، حادثه ای که زهرای مرضیه(علیها السلام) را خانه نشین کرد و موجب بستری شدن بی بی دو عالم و نهایتا شهادت مظلومانه حضرت زهراء(سلام‌الله علیها) در سن جوانی شد، جنایتی که باعث شهادت محسن بن علی(علیه‌السلام) شد.

برخی از اهل سنت خواسته اند تا براین واقعیات تلخ سرپوش بگذارند و منکر اصل این قضایا شوند و حتی عده‌ ای آنرا افسانه نامیده اند، ای کاش، ای کاش افسانه بود... .

 

برای اثبات عملی شدن تهدیدات می‌ توان به سه دسته از روایات در متون اهل سنت استناد نمود:

1.  روایاتی که صراحتا به بیان اصل ماجرا پرداخته اند.

2.  روایاتی که اشاره به سقط شدن حضرت محسن علیه‌ السلام دارد.

3.  روایاتی که اشاره به اظهار ندامت ابوبکر از کار خود در پایان عمر خود دارد.

دسته نخست: روایاتی صراحتا اشاره به اصل ماجرا دارد

1.  جوینی (امام الحرمین)(27) در فرائدالسمطین نقل می‌ کند:

روزی پیامبر نشسته بود و امام حسن وارد شد دیدگان پیامبر که بر او افتاد، دیدگانش اشک آلود شد.

سپس امام حسین وارد شد و باز هم گریست.

علی و فاطمه هم وارد شدند و باز هم پیامبر گریست.

وقتی از پیامبر علت گریه را پرسیدند، این‌ چنین فرمود:

قال رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله): «وَ أَنِّی لَمَّا رَأَیْتُهَا ذَکَرْتُ مَا یُصْنَعُ بِهَا بَعْدِی کَأَنِّی بِهَا وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا وَ انْتُهِکَتْ حُرْمَتُهَا وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا وَ کُسِرَ جَنْبُهَا [وَ کُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَ أَسْقَطَتْ جَنِینَهَا وَ هِیَ تُنَادِی یَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِیثُ فَلَا تُغَاثُ ... فَتَکُونُ أَوَّلَ مَنْ یَلْحَقُنِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَتَقْدَمُ عَلَیَّ مَحْزُونَةً مَکْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِکَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَ خَلِّدْ فِی نَارِکَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَةُ عِنْدَ ذَلِکَ آمِین»‏. (28)

(وقتی فاطمه را دیدم، به یادم افتاد آنچه که بعد از من، امت من در حق فاطمه می‌کنند.

گویا می‌بینم که ذلت وارد خانه او شده، حرمت او را پایمال کرده‌اند، حقش را غصب کرده‌اند، ارث او را منع کرده‌اند، پهلویش را شکسته‌اند، جنین او را سقط کرده‌اند در حالی‌که دخترم فریاد می‌زند یا محمدا! ولی کسی او را جواب نمی‌دهد. هر چه کمک می خواهد کسی به داد او نمی رسد.

اول کسی که از أهل بیت من به من ملحق می‌ شود فاطمه است. پیش من خوهد آمد در حالیکه ناراحت و غمگین و حقش غصب شده و شهید شده است.

پیامبر دستش را بلند کرد و گفت: خدایا! لعنت کن هر کس به فاطمه ظلم کرده؛ و مجازات کن کسی که حقش را غصب کرده؛ و ذلیل کن هر کس که زمینه ذلت او را فراهم کرده و در آتش خودت جاودانه نگهدار کسی را که بر پهلوی فاطمه زد و فرزندش سقط شد. در این هنگام ملائکه گفتند: آمین).

2.  ابن قتیبه نیز درکتاب «الامامه و السیاسه» اصل ماجرا را این گونه نقل کرده است(29) 

 «ثم قام عمر مشی معه جماعه حتی اتو باب فاطمه (سلام الله علیها) دقوا الباب فلما سمعت اصواتهم نادت باعلی صوتها یا ابت یا رسول‌الله ما ذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافه فلما سمع القوم صوتها و بکائها انصرفوا باکین و کادت قلوبهم تنصدع و اکبادهم تنفطر؛ و بقی عمر و معه قوم فاخرجوا علیا فمضوا به الی ابی بکر»؛

(آنگاه عمر برخاست و با گروهی به درب خانه فاطمه (سلام‌الله علیها) رفت در ب را کوبید وقتی فاطمه سلام‌الله علیها صدایشان را شنید با صدای بلند فریاد زد ای پدر جان ای رسول خدا ببین ابن خطاب و ابن ابی قحافه بعد از تو چه بر سر ما می‌آورند؟ وقتی مردم صدای گریه فاطمه سلام‌الله علیها راشنیدند با گریه برگشتند نزدیک بود قلب و جگرشان پاره شود اما عمر و گروهی باقی ماندند و سرانجام علی علیه‌السلام را به زور از خانه بیرون کشیدند و او را نزد ابوبکر آوردند).

3.  ابن تیمیه نیز نمی‌تواند منکر اصل ورود به خانه حضرت زهرای مرضیه شود بلکه برای این عمل توجیهی بسیار خنده‌ دار می‌آورد.

او در نقد حدیثی که اشاره به اظهار ندامت ابوبکر از کار خود در پایان عمر خود دارد(30) می‌گوید:

 «غایة ما یقال انه کبس البیت لینظر هل فیه شیء من مال الله الذی یقسمه و ان یعطیه لمستحقه ثم رأی أنه لو ترکه لهم لجاز فانه یجوز أن یعطیهم من مال الفیء»(31)

(نهایت چیزی که می‌توان گفت این است که آن‌ها وارد خانه ایشان شدند می‌خواستند ببینند که آیا در خانه فاطمه اموالی از بیت المال هست که ذخیره کرده باشند تا آن‌ها را مصادره کنند و میان مردم توزیع کنند!!)

 

دسته دوم: روایاتی که اشاره به سقط شدن حضرت محسن علیه‌ السلام دارد

شهادت حضرت محسن علیه‌ السلام گواه دیگری بر حرمت‌ شکنی غاصبان خلافت می‌باشد این واقعیت تلخ نیز در کتب اهل سنت بیان شده است ما به عنوان نمونه به برخی از این اسناد اشاره می‌کنیم.

1.  مسعودی شافعی در "اثبات الوصیه" می‌نویسد: «فوجهوا الی منزله فهجموا علیه و احرقوا بابه و استخرجوه منه کرها و ضغطوا سیدة نساء العالمین بالباب حتی اسقطت محسنا»(32)

به سوی منزلش [حضرت علی علیه‌السلام] رفته و بر آن هجوم آوردند درب خانه‌اش را آتش زدند و او را به زور از خانه بیرون آوردند و سرور زنان بهشت را پشت در چنان فشردند تا محسن سقط شد.

2.  شهرستانی در کتاب ملل و نحل خود از قول نظام معتزلی بیان می‌ کند که: «ان عمر ضرب بطن فاطمه یوم البیعه حتی القت الجنین من بطنها و کان یصیح عمر: احرقوا دارها بمن فیها و ما کان بالدار غیر علی و فاطمه و الحسن و الحسین»(33)

در روز بیعت، عمر به شکم فاطمه زد و در اثر این ضربه جنین از شکم فاطمه افتاد و عمر فریاد می‌زد: خانه را بر اهل آن بسوزانید، و در خانه به غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود!

ابن ابی الحدید در شرح نهج‌ البلاغه ج 14 داستانی را نقل می‌کند که عده‌ای از مشرکان ازجمله هبار بن اسود، ناقه زینب، ربیبه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه وآله را تعقیب می‌ کردند، وقتی هبار به خیمه زینب رسید نیزه‌ ای به طرف هودج او پرتاب کرد زینب حامله بود از این حمله ترسید وقتی به مدینه آمد بچه‌ اش سقط شد پیامبر صلی‌الله علیه وآله دستور دادند که هر جا هبار را دیدید او را به قتل برسانید بعد استادش این گونه نقل می‌کند که:

«فَقَالَ إِذَا کَانَ رسول‌الله ص أَبَاحَ دَمُ هبار بْنِ الْأَسْوَدِ لِأَنَّهُ رَوَّعَ زَیْنَبَ فَأَلْقَتْ ذَا بَطْنِهَا؛ فَظَهَرَ الْحَالِ أَنَّهُ لَوْ کَانَ حَیّاً لأباح دَمُ مَنْ رَوَّعَ فَاطِمَةَ حَتَّى أَلْقَتْ ذَا بَطْنِهَا. فَقُلْتُ: أَروِی عَنْکَ مَا یَقُولُهُ قوم ‏إن فَاطِمَةَ رَوْعَةِ فَأَلْقَتْ الْمُحْسِنُ؟ فَقَالَ لَا تَرْوِهِ عَنِّی وَ لَا تَرْوِ عَنِّی بُطْلَانه».(34)

زمانی که رسول‌ الله خون هبار بن اسود را به خاطر اینکه او با ترساندن موجب سقط شدن جنین زینب شد، مباح می‌شمرد اگر هنگامی که این مردم به خانه فاطمه هجوم آوردند و او را ترساندند تا آنچه در شکم داشت سقط شد، رسول خدا زنده بود حتماً به مهدور الدم بودن کسی که فاطمه را ترسانده بود حکم می‌ فرمود... .

ابن ابی الحدید می‌ گوید به استاد خود اَبی جعفر گفتم: آیا می‌توانم این خبر که عده‌ای فاطمه را ترساندند تا اینکه فرزندش محسن سقط شد را از شما نقل کنم؟ گفت: از من نقل نکن و بطلان این خبر را نیز از من نقل نکن.

دسته سوم: روایاتی که اشاره اظهار ندامت خلیفه اول از کار خود دارد

به اعتراف تاریخ‌نویسان اهل سنت ابوبکر سرانجام از آنچه نسبت به حضرت زهراء سلام‌الله علیها روا داشته بود پشیمان شد و درصدد جلب رضایت حضرت زهراء سلام‌الله علیها برآمد و برای عذرخواهی و اظهار ندامت به عیادت حضرت فاطمه علیها السلام آمد.

1-  طبری در تاریخ الامم و الملوک خود در بیان حوادث سال 13 هجری این گونه آورده است: 

«قال ابوبکر رضی الله عنه: اَجل، انی أَجَلْ إِنِّی لا آسَى علی مِنَ الدُّنْیَا إِلا عَلَى ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَوَدِدْتُ أَنِّی تَرَکْتُهُنَّ، وَثَلاثٍ تَرَکْتُهُنَّ وَوَدِدْتُ أَنِّی فَعَلْتُهُنَّ، وَثَلاثٍ وَدِدتُ أَنِّی سَأَلْتُ عَنْهُنَّ رسول‌الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، أَمَّا اللاتِی وَدِدْتُ أَنِّی تَرَکْتُهُنَّ، فَوَدِدْتُ أَنِّی لَم اکشف بَیْتَ فَاطِمَةَ علی شَیْءٍ، وَإِنْ کَانُوا غلقوه عَلَى الْحَرْبِ ...»؛

(ابوبکر روزهای آخر عمرش می‌گفت: من بر هیچ‌چیز از این دنیا حسرت نمی‌خورم مگر بر سه کار که دوست داشتم ای کاش آن‌ها را انجام نداده بودم و سه کار که ترک کردم ای کاش انجام می‌دادم و سه سئول که ‌ای کاش از رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله می‌پرسیدم اما سه کاری که ‌ای کاش ترک می‌کردم، ای کاش درب خانه فاطمه را باز نمی کرد اگرچه علیه من پیمان جنگ بسته بودند ...).(35)

2-  متقی هندی در کنز العمال ج 5 کتاب الخلافه باب خلافه ابی بکر از عبدالرحمن بن عوف نقل می‌کند:

«عن عبدالرحمن بن عوف اَنّ ابابکر الصدیق قال له فی مرض موته: انی لا آسی علی شیء الا علی ثلاث فعلتهن وددت انی لم افعلهن وثلاث لم افعلهن وددت انی فعلتهن وثلاث وددت انّی ساَلتُ رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله) عنهن فاما اللاتی فعلتها وددت انّی لم افعلها فوددت انی لم اکن اکشف بیت فاطمه وترکته و ان کانوا غلقوه علی الحرب ...»؛

(ابوبکر روزهای آخر عمرش به عبدالرحمن بن عوف گفت: من بر هیچ‌چیز از این دنیا حسرت نمی‌خورم مگر بر سه کار که انجام دادم و ای کاش آن‌ها را انجام نداده بودم و سه کار که انجام ندادم و ای کاش انجام می‌دادم و سه سؤال که ‌ای کاش از رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله می‌پرسیدم اما سه کاری که انجام دادم وای کاش انجام نداده بودم، ای کاش بازکننده درب خانه فاطمه را باز نمی‌بودم و ترک می‌کردم این کار را اگرچه علیه من پیمان جنگ بسته بودند ...). (36) 

این روایت را برخی دیگر از علمای اهل سنت نیز با همین مضمون نقل کرده‌اند.(37)

در پایان متذکر می‌ شویم اسناد هتک حرمت زهرای مرضیه سلام‌الله علیها در متون اهل سنت خیلی بیشتر از آن چیزی است که در این مقاله به آن اشاره شده است ما در این مقاله جهت اثبات این واقعیت تلخ تنها به ذکر برخی از این روایات اکتفا کردیم البته تذکر این نکته نیز لازم است که جزییات ماجرای هجوم به خانه وحی در منابع اهل سنت نیامده است.

 برای انکار این واقعیات عده‌ ای از راه‌های گوناگون استفاده نموده و می نمایند و یکی از حربه‌هایی که در این رابطه به‌ کار برده‌اند مطرح کردن شبهاتی پیرامون این ماجرا است از آنجا که ‌این مقاله در صدد اثبات اصل هجوم به خانه وحی بوده، در آن به شبهات پرداخته نشده است البته زمانی که اصل این واقعیت تلخ بر اساس متون معتبر اهل سنت به اثبات رسید دیگر آن شبهات پایه استواری نخواهند داشت.

 

پاورقی ها:

 

(1) - برگرفته از کتاب زهراء علیهاالسلام برترین بانو ، آیت الله مکارم شیرازی ص 19

 

(2) - سوره مبارکه نحل آیه 125

 

(3) - زهراء علیهاالسلام برترین بانو ، آیت الله مکارم شیرازی ص 22

 

(4) - سوره مبارکه توبه آیه 32

 

(5) - صحیح بخاری ج 5 کتاب فضائل اصحاب النبی باب 61مناقب فاطمه صلی الله علیه و آله ص 96

 

(6) - تفسیر روح المعانی، ج3، ص 149

 

(7) - صحیح مسلم ج 4 ص 1903 کتاب فضائل الصحابه باب مناقب فاطمه حدیث 94

 

(8) - سوره مبارکه احزاب آیه 57

 

(9) - آیه 61 سوره مبارکه توبه.

 

(10) - صحیح ابى داود، باب ما جاء فی الانتفاع بالعاج‏ صفحه 26- و مسند احمد بن حنبل، جلد 6، صفحه 282

 

(11) - سنن ترمذی ابواب المناقب ماجاء فی فضل فاطمه ص 1007

 

(12) - سنن ترمذی ترمذی ابواب المناقب ماجاء فی فضل فاطمه

 

(13) - مستدرک الصحیحین، جلد 3، صفحه 154

 

(14) - آدرس برخی دیگر از منابع اهل سنت که فضائل حضرت زهرا سلام الله علیها را ذکر کرده اند. 11-1 المستدرک علی الصحیحین کتاب معرفه الصحابه ذکرمناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله 11-2 مسند احمد بن حنبل جلد 6 احادیث فاطمه بنت محمد صلی الله علیه و آله ص 282 11-3 مستدرک حاکم ج 2 ص 156 11-4 سنن ترمذی ج 5 ما جاء فی فضل فاطمه رضی الله عنه ص 359 11-5 فضائل سیدة انساء – عمربن شاهی 11-6 الصداعق المحرقه – باب 11 – فی فضائل اهل البیت فصل 1 ص 160.

 

(15) - صحیح بخاری کتاب المغازی ج 5 ص 252 حدیث 704.

 

(16) - صحیح مسلم ج 3 کتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لا نورث ما ترکنا فهر صدقه حدیث 52 ص 1380.

 

(17) - ابن قتیبه یک ناصبی بسیار متعصب است،منحرف عن العتره تعبیر ذهبی و ابن حجر عسقلانی در مورد ابن قتیبه است

 

(18) - ابن قتیبه دینوری کتاب «الامامه و السیاسه المعروف بتاریخ الخلفاء» جلد اول ص 31.

 

(19) - السنن الکبری (بیهقی) ج6 ص 300.

 

(20) - آیه 23 سوره مبارکه شوری.

 

(21) - کتاب المصنف فی الاحادیث و الاثار از ابن قتیبه یکی از اساتید و مشایخ بخاری (م ف 235) المصنف ج 7 ص 433 حدیث 034/37 کتاب المغازی باب ما جاء فی خلافه ابی بکر و سیرته و الرده

 

(22) - جامع الا حادیث سیوطی ج 13 ص 267 حدیث 1033 المانیرو المواسیل مسند عمربن خطاب ، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 45 ، کنتز العمال ( متقی هنری) جزء الخامس ص 651 کتاب الخلافه – خلافة ابی بکر ، الاستیجاب فی اسماء الاصحاب « محمد بن عبر البرین عاصم التمری القرطبی» ج 2 ص 121 شرح حال عبدالله بن ابی قحافه (ابوبکر) ، الوافق بالوفیات (صلاح الدین صفری ) ج 17 ص 311 شرح حال عبدالله بن عثمان.

 

(23) - تاریخ طبری ج3 حوادث سال 11هجری ذکر الاخبارالوارده بالیوم الذی توفی فیه رسول الله عن زیادبن کلیب.

 

(24) - ابن قتیبه در الامامه و السیاسه ج 1 ص 30 کیف کانت بیعه علی.

 

(25) - مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 225 به نقل کتاب زهرا(ع) برترین بانوى جهان، ص: 20.

 

(26) - آیه 57 سوره مبارکه فرقان.

 

(27) - جوینی، متوفای 730 هجری و از شخصیت‌های برجسته أهل سنت است ذهبی که از استوانه‌های علم رجال است در کتاب تذکره الحفاظ ج4 از او تعبیر می‌کند: « الإمام المحدث الأوحد الأکمل فخر الاسلام جوینی امام و پیشوا و محدث یگانه و فخر اسلام بوده است».

 

(28)- جوینی (امام الحرمین ) در فرائدالسمطین ج 2 ص 35 حدیث 371.

 

(29)- ابن قتیبه در « الامامه و السیاسه» ج 1 ص 30 کیف کان بیعة علی .

 

(30) - ما این روایت را در پایان مقاله از کتب خود اهل سنت بیان خواهیم داشت.

 

(31) - منهاج السنه النبویه فی الرد علی الشیعه القدریه ج 4 ص 245 ( این کتاب مهم

ترین کتاب ابن تیمیه است که 8 جلد می باشد ).

 

(32) - اثبات الوصیه ص 124فی خلافه ابی بکر و عمربن خطاب.

 

(33)- ملل و نحل شهرستانی در ج 1 ص 59.

 

(34) - شرح نهج البلاغه ج 14 باب الکتب و الرسائل‏ قصه غزوة بدر القول فیما جرى فی الغنیمة و الأسارى بعد هزیمة قریش و رجوعها إلى مکة ص 192.

 

(35)- تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری) ج 3 ص 254 حوادث سال 13 هجری ذکر استخلاف عمر بن الخطاب .

 

(36) - متقی هندی در کنز العمال ج 5 ص 631 ج 113/14 کتاب الخلافه باب خلافه ابی بکر.

(37)- معجم الکببیر طبرانی، ج 1 ص 62 حدیث 43 مما اسند ابوبکر عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) –شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدیدج6 ماروی من امر فاطمه مع ابی بکر ص 51.

منبع:makarem.ir


جمعه ۱۳٩۳/۱٠/۱٢ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

از کاروان کربلایی ها جا نمونی رفیق

 


دوشنبه ۱۳٩۳/٩/۱٠ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت

امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت

 

پدید آورنده : عبدالعلی براتی

 

علاقه و محبت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به حسین علیه السلام

 

1 . زمخشری (از علمای بزرگ اهل سنت)، صاحب تفسیر معروف «کشاف » ، در کتاب «ربیع الابرار» نقل می کند:

«فاطمه علیها السلام با فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام خدمت رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسیده و عرض کرد: یا رسول الله! هدیه ای به این ها بده . حضرت فرمود: پدرت فدایت، من مالی ندارم تا هدیه کنم . سپس حسن علیه السلام را بغل کرده، بوسید و روی پای راست خود قرار داد و فرمود: به این فرزندم، اخلاق و هیبت خود را هدیه می کنم و حسین علیه السلام را نیز بغل کرد و بوسید و بر روی پای چپ خود نهاد و فرمود: شجاعت و جود خود را بدو بخشیدم .» (1)

 

2 . ابوهریره (از راویان بنام اهل سنت) می گوید: رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را دیدم که حسین بن علی علیهما السلام را در بغل گرفته و می فرمود: «خدایا! او را دوست می دارم تو هم او را دوست بدار» . (2)

 

3 . قاضی نورالله شوشتری در کتاب «احقاق الحق » می نویسد:

 

ابوالمؤید موفق بن احمد (از علمای اهل سنت) در مقتل الحسین از راویان مختلف و آنها از ابوبکر نقل می کنند که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشت هستند .» (3)

 

4 . حافظ ابونعیم اصفهانی (از علمای اهل سنت) در کتاب حلیة الاولیاء (ج 4، ص 139) نقل می کند که او با سلسله راویان مختلف از جمله عمربن خطاب روایت می کند که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «حسن و حسین سرور جوانان بهشت هستند .» (4)

 

5 . احمد بن حنبل در مسند خود به نقل از راویان متعدد، می نویسد:

 

پیامبر، حسن و حسین را به سینه خود می چسباند و می فرمود: «خدایا! من این دو را دوست دارم، تو نیز آنها را دوست بدار .» (5)

 

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و شهادت حسین علیه السلام در کربلا

 

6 . از عایشه نقل شده است که گفت:

 

حسین در حالی که به پیامبر وحی نازل می شد، به محضر وی در آمده و خود را روی او انداخت و از پشت او بالا رفت . جبرئیل گفت: یا رسول الله! او را دوست می داری؟ فرمود: چرا پسرم را دوست نداشته باشم . جبرئیل گفت: امت تو بعد از تو، او را خواهند کشت . جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داده و گفت: در این سرزمین، این پسر تو کشته می شود و اسم این سرزمین، «طف » است . و چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالی که آن خاک را در دست گرفته بود و می گریست، فرمود: عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت . سپس در حالی که گریه می کرد، به طرف اصحاب خود - که در میان آنان علی، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند - رفت . آنان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه می کنید؟ فرمود: جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت می رسد و این خاک را به من داده و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد . (6)

 

شخصیت و فضائل امام حسین علیه السلام

 

7 . ابن کثیر (از علمای معروف مذهب شافعی) در کتاب «البدایة و النهایة » در باره مقام امام حسین علیه السلام چنین می نویسد:

 

پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم حسن و حسین را گرامی می داشت و به آنها محبت زایدالوصفی می کرد . لذا حسین علیه السلام از صحابه پیامبر به شمار می رود و با آن حضرت تا دم مرگ آن بزرگوار، محشور و مصاحب بوده و حضرت رسول نیز از او رضایت کامل داشته، اگرچه حسین علیه السلام در سنین کودکی بود . (7)

 

8 . ابن کثیر همچنین می نویسد:

 

بخاری از ابونعیم نقل می کند که از عبدالله بن عمر شنیدم که در جواب کسی که از او در باره کشتن مگس در ماه محرم پرسیده بود، گفته است:

 

مردم در باره کشتن مگس سؤال می کنند در حالی که پسر دختر رسول الله را کشته اند! (و از او نمی پرسند) و حال آن که پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم در باره حسن و حسین فرموده است: «آنها گل های خوشبوی من در دنیا هستند .» (8)

 

9 . شیخ محمد بن محمد مخلوق مالکی می نویسد:

 

حسین علیه السلام انسان با فضل و بسیار اهل نماز و روزه بود و بیست و شش بار پیاده خانه خدا را زیارت کرده است . (9)

 

10 . شیخ نورالدین علی بن صباغ مالکی، معروف به «ابن صباغ » در باره جوانمردی آن حضرت می نویسد:

 

انس می گوید: خدمت حسین علیه السلام بودم که کنیزکی آمد و با خود دسته گلی آورد و به امام هدیه کرد . امام فرمود: برو، در راه خدا آزاد هستی . پس به او عرض کردم: او که کار مهمی انجام نداده و چنین پاداشی دریافت کرد؟ ! فرمود: آیا نشنیده ای سخن خدای تعالی را که «و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها» (نساء/86) چون شما را احترام کردند، به درودی بهتر پاسخ دهید . (10)

 

11 . عباس محمود عقاد مصری، نویسنده کتاب «الحسین ابوالشهداء» می گوید:

 

«شجاعت حسین علیه السلام صفتی است که از شخصی مانند حسین علیه السلام تعجب آور نیست . زیرا شجاعت از او مثل ظهور طلا از معدن آن است . یعنی حسین علیه السلام معدن شجاعت است و این، فضیلتی است که آن را از پدران و نیاکان به ارث برده و به فرزندان خود به ارث گذاشته است . . . البته در میان فرزندان آدم کسی در شجاعت قلب و قوت روحی، شجاع تر از حسین علیه السلام در مقایسه با آنچه او در کربلا بدان اقدام کرد، پیدا نمی شود . . . برای او همین بس که در طول صدها سال تاریخ دنیا، او همچنان شهید، فرزند شهید و پدر شهیدان باقی مانده است .» (11)

 

12 . ابن روزبهان می گوید:

 

«اوست که به قدرت غیرت، هرکافر متمردی را از بیخ و بن برمی کند . اوست که در مقام بندگی الهی به وظیفه ذکر پاکی حق تعالی و بزرگی او، جل و علا، قیام به سزا فرمود . او به واسطه طی منازل قرب الهی به اقصی مرتبه توحید رسیده بود .» (12)

 

قیام امام حسین علیه السلام در ترازوی قضاوت

 

13 . ابوالحسن اشعری (متوفای 324 ق)، پیشوای مکتب اشاعره، می گوید:

 

«چون ستمگری یزید از حد گذشت، امام حسین علیه السلام با یاران خود علیه بیداد او قیام کرد و در کربلا به شهادت رسید.» (13)

 

14 . علامه آلوسی، (متوفای 1270 ق)، که مرجع و مفتی اهل سنت عراق بود، در «تفسیر روح المعانی » ذیل آیه شریفه «فهل عسیتم ان تولیتم . . . ان تفسدوا فی الارض و تقطعوا ارحامکم اولئک الذین لعنهم الله . . .» (محمد/26) از احمد بن حنبل - پیشوای مذهب حنابله - نقل می کند که:

 

پسرش از وی در باره لعن یزید سؤال کرده، او جواب گفت: «کیف لایلعن من لعنه الله فی کتابه; چگونه لعن نشود کسی که خدا او را در کتابش لعنت کرده است؟ !» عبدالله پسر احمد بن حنبل پرسید: من کتاب خدا را خواندم ولی لعن یزید را ندیدم؟ احمد بن حنبل در پاسخ، آیه شریفه «فهل عسیتم . . .» را خواند و آنگاه گفت: «ای فساد و قطیعة اشد مما فعله یزید; چه فساد و قطع رحمی از فسادی که یزید مرتکب آن شده، بالاتر است؟ !» (14)

 

15 . آلوسی بعد از نقل آن سخنان می گوید:

 

«در لعن یزید توقف نیست چون اهل کبائر و دارای اوصاف خبیثه بود و بر [مردم] مدینه ظلم و تعدی کرد و حسین علیه السلام را کشت و به اهل بیت اهانت کرد .» (15)

 

16 . مولوی محمد شهداد حنفی در باره قیام سیدالشهداعلیه السلام می نویسد:

 

«در راه آنچه آن را حق می دانست، جان خود را تسلیم جان آفرین کرد ولی تسلیم باطل نشد . با آن که یار و یاورانی به حد کافی نداشت، علیه باطل با تمام قدرت و شهامت، ایستادگی کرد تا این که به مقام شهادت عظمی نائل آمد .» (16)

 

17 . ابن روزبهان می نویسد:

 

«آن حضرت در میان امواج شدت و بلا، شربت شهادت نوشیده و در کربلا دفن شد . حادثه ای غم انگیزتر و مصیبت بارتر و دردناک تر از این، در تاریخ اسلام رخ نداده است! نفرین به اندازه علم خدا بر هرکسی که در جنگ علیه آن حضرت حاضر شده و در آن شریک و بدان راضی بوده است .» (17)

 

18 . ابن خلدون می گوید:

 

«نمی توان گفت: یزید هم در کشتن امام حسین علیه السلام اجتهاد کرد، پس بی تقصیر است; چون صحابه ای که با امام حسین علیه السلام در قیام شرکت نکرده بودند، هرگز اجازه قتل حضرت را نداده بودند . این یزید بود که با امام جنگید . این عمل یزید، نشانه فسق اوست و حسین علیه السلام در شهادتش ماجور است در حالی که یزید از عدالت به دور بوده و حسین علیه السلام علیه یک حاکم ظالم قیام کرده بود .» (18)

 

19 . دکتر طه حسین (متوفای 1973 م)، ادیب، نویسنده و ناقد معاصر اهل سنت، معتقد است:

 

«از آنجا که حسین از یک سو، مسئول حفظ دین و از سوی دیگر، آزاده و قهرمان است، هرگز در قبال بیعت خواهی یزید، سرتسلیم فرود نخواهد آورد . پس برای رسیدن به هدف خود، باید به هرکار مشروعی دست می زد . بنابراین، برای احتراز و دوری از امر بیعت، به کوفه روی آورد و شهادت را بر بیعت با یزید که به نوعی تایید ستم های او بود، ترجیح داد .» (19)

 

20 . شیخ عبدالله علائلی (متوفای 1996 م)، دانشمند و نویسنده اهل سنت (به گفته خود ایشان وجه تسمیه علایلی بدان جهت است که شجره خانوادگی آنان به امام علی بن ابیطالب علیه السلام می رسد)، با تحلیل اوضاع زمان یزید، سکوت را بر هیچ دیندار و آزاده ای جایز نمی داند . اما در این میان، کسی که از همه بیشتر مسئولیت داشت و در اعتراض به وضع ناهنجار آن عصر از شایستگی بیشتری برخوردار بود، امام حسین علیه السلام بود .

 

قیام حسین علیه السلام خواست همه مسلمانان بوده است; این قیام انعکاس و طنین گسترده ای به جای گذاشت و تا آنجا پیش رفت که تخت سلطنت امویان را به لرزه درآورد و سرانجام به نابودی کشاند . (20)

 

21 . شیخ عبدالله علائلی همچنین می گوید:

 

«هرکس در زندگی، دو روز دارد: روز زنده شدن و روز مرگ; ولی تو ای حسین! تنها یک روز داشتی . روز زنده شدن و حیات; زیرا تو هرگز نمردی، تو جان شیرین خود را بر سرعقیده پاک و هدف بزرگ و آرمان مقدس خویش نهادی، به همین دلیل تا حق و حقیقت و اسلام در جهان زنده است، تو هم زنده ای .» (21)

 

امام حسین علیه السلام اسوه مسلمانان و آزادگان

 

22 . محمدعلی جناح، رهبر بزرگ پاکستان، می گوید:

 

«به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی نمایند .»(22)

 

23 . شیخ محمد عبده، از دانشمندان اهل سنت و از مصلحان بزرگ، می نویسد:

 

«هنگامی که در دنیا حکومت عادلی وجود دارد و هدفش اقامه شرع و حدود الهی و در برابر آن، حکومتی ستمگر است که می خواهد حکومت عدل را تعطیل کند، بر هر مسلمانی یاری و مساعدت «حکومت عدل » واجب است و در همین باب، انقلاب امام حسین علیه السلام است که در برابر حکومت یزید، که خدا او را خوارکناد، ایستاد .» (23)

 

اشعار اهل سنت در سوگ امام علیه السلام

 

24 . شافعی - پیشوای یکی از مذاهب اربعه اهل سنت که علاقه و ارادت بسیاری به اهل بیت علیهم السلام دارد - در باره واقعه عاشورا، اشعار زیبایی سروده است که ترجمه برخی ابیات آن را می آوریم:

 

«این حادثه از حوادثی است که خواب مرا ربوده و موی مرا سپید کرده است .

 

دل و دیده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگین کرده است و اشک چشم، جاری و خواب از آن پریده است .

 

دنیا از این حادثه خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم متزلزل شده و قامت کوه ها از آن خواب ذوب شده است .

 

آیا کسی هست که از من به حسین پیامی برساند، اگرچه دل ها آن را ناخوش دارند؟ !

 

حسین کشته ای است بدون جرم و گناه که پیراهن او به خونش رنگین شده،

 

عجب از ما مردم آن است که از یک طرف، به آل پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم درود می فرستیم و از سوی دیگر، فرزندان او را به قتل می رسانیم و اذیت می کنیم!

 

اگر گناه من دوستی اهل بیت پیامبر است، از این گناه هرگز توبه نخواهم کرد .

 

اهل بیت پیامبر در روز محشر، شفیعان من هستند و اگر نسبت به آنان بغضی داشته باشم، گناه نابخشودنی کرده ام .» (24)

 

25 .اقبال لاهوری (از اندیشمندان اهل سنت) در وصف امام حسین علیه السلام و فلسفه قیام عاشورا، تحت عنوان «رمز قرآن از حسین علیه السلام آموختیم » سروده ای بس زیبا دارد:

 

آن امام عاشقان، پور بتول

 

سرو آزادی ز بستان رسول

 

الله الله بای بسم الله، پدر

 

معنی ذبح عظیم، آمد پسر

 

چون خلافت رشته از قرآن گسیخت

 

حریت را زهر اندرکام ریخت

 

خون آن سر، جلوه خیرالامم

 

چون سحاب قبله باران در قدم

 

بر زمین کربلا بارید و رفت

 

لاله در ویرانه ها کارید و رفت

 

تا قیامت قطع استبداد کرد

 

موج خون او چمن ایجاد کرد

 

بهر حق در خاک و خون گردیده است

 

پس بنای «لا اله » گردیده است × × ×

 

مدعایش سلطنت بودی اگر

 

خود نکردی با چنین سامان سفر

 

دشمنان چون ریگ صحرا، لا تعد

 

دوستان او به یزدان هم عدد

 

سر ابراهیم و اسماعیل بود

 

یعنی آن اجمال را تفصیل بود

 

عزم او چون کوهساران استوار

 

پایدار و تند سیر و کامکار

 

تیغ بهر عزت دین است و بس

 

مقصد او حفظ آیین است و بس

 

خون او تفسیر این اسرار کرد

 

ملت خوابیده را بیدار کرد

 

تیغ «لا» چون از میان برون کشید

 

از رگ ارباب باطل، خون کشید

 

نقش «الا الله » بر صحرا نوشت

 

سطر عنوان نجات ما نوشت

 

رمز قرآن از حسین آموختیم

 

ز آتش او شعله ها افروختیم

 

شوکت نام و فر بغداد رفت

 

سطوت غرناطه هم از یاد رفت

 

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

 

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

 

ای صبا! ای پیک دور افتادگان!

 

اشک ما بر خاک پاک او رسان (25)

 

26 . عطار نیشابوری (متوفای 618 ق)، در مصیبت نامه خود در باره امام حسین علیه السلام نیز چنین سروده است:

 

کیست حق را و پیغمبر را ولی

 

آن حسن سیرت، حسین بن علی

 

آفتاب آسمان را معرفت

 

آن محمد صورت و حیدر صفت

 

نه فلک را تا ابد مخدوم بود

 

ز آن که او سلطان ده معصوم بود

 

قرة العین امام مجتبی علیه السلام

 

شاهد زهرا، شهید کربلا

 

تشنه او را دشنه آغشته به خون

 

نیم کشته گشته سرگشته به خون

 

آن چنان سر، خود که برد بی دریغ؟

 

کافتاب او در آن شد زیر میغ

 

گیسوی او تا به خون آلوده شد

 

خون گردون از شفق پالوده شد

 

کی کنند این کافران با این همه

 

کو محمد؟ کو علی؟ کو فاطمه؟

 

صد هزاران جان پاک انبیا

 

صف زده بینم به خاک کربلا

 

در تموز کربلا تشنه جگر

 

سر بریدندش، چه باشد زین بتر؟

 

با جگر گوشه پیغمبر این کنند

 

وانگهی دعوی داد و دین کنند

 

کفر آید، هرکه این را دین شمرد

 

قطع باد از بن زبانی کاین شمرد

 

هر که در رویی چنین آورد تیغ

 

لعنتم از حق بدو آید دریغ

 

کاشکی، ای من سگ هندوی او

 

کم ترین سگ بودمی در کوی او (26)

 

27 . شیخ رضا طالبانی کرکوکی (متوفای 1327 ق)، از شاعران مشهور پارسی گوی کرد عراق، در تمجید از امام حسین علیه السلام چنین می سراید:

 

لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است

 

عشق بازی، سر به میدان وفا افکندن است

 

گر هواخواه حسینی، ترک سرکن چون حسین

 

شرط این میدان به خون خویش بازی کرده است

 

از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا

 

صد شرف دارد بر آن وادی، که گویند ایمن است

 

ای من و ای من فدای خاک پاکی کاندرو

 

نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است

 

زهره زهرا نگین و خاتم خیرالوری

 

زور زهر مرتضی و حیدر خیبر کن است

 

سنیم، سنی ولیکن حب آل مصطفی

 

دین و آیین من و آباء و اجداد من است

 

شیعه و سنی ندانم، دوستم با هرکه او

 

دوست باشد، دشمنم آن را که با او دشمن است (27)

 

28 . جلال الدین مولوی نیز در «دیوان شمس » اشارات متعددی به واقعه کربلا دارد; غزلی از سروده های وی را که اغلب با آن آشنا هستیم، در زیر می آوریم:

 

کجائید ای شهیدان خدائی

 

بلاجویان دشت کربلائی

 

کجائید ای سبک روحان عاشق

 

پرنده تر ز مرغان هوائی

 

کجائید ای شهان آسمانی

 

بدانسته فلک را در کشائی

 

کجائید ای زجان و جان رهیده

 

کسی مر عقل را گوید: کجائی؟

 

کجائید ای در مخزن گشاده

 

کجائید ای نوای بی نوائی

 

در آن بحرید کین عالم کف اوست

 

زمانی پیش دارید آشنائی

 

کف دریاست صورت های عالم

 

ز کف بگذر اگر اهل صفائی (28)

 

پی نوشت ها:

 

1 . ربیع الابرار، ص 513، به نقل از «احقاق الحق » ، قاضی نورالله شوشتری .

 

2 . مستدرک الصحیحین، ج 3، ص 177 .

 

3 . احقاق الحق، ج 10، ص 708 .

 

4 . همان، ص 564 .

 

5 . مسند احمد بن حنبل، ج 5، ص 369 .

 

6 . مجمع الزوائد، ج 9، ص 187، به نقل از «امامان اهل بیت (ع) در گفتار اهل سنت » ، داود الهامی .

 

7 . البدایة و النهایة، ج 4، جزء 8، ص 142 .

 

8 . همان، ص 193 .

 

9 . طبقات مالکیه، ج 2، ص 89، به نقل از «احقاق الحق » ، ج 11، ص 420 .

 

10 . فصول المهمه، به نقل از «احقاق الحق » ، ج 11، ص 444 .

 

11 . الحسین ابوالشهداء، ص 280 - 195 .

 

12 . وسیلة الخادم الی المخدوم، ص 161 .

 

13 . مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلحین، ص 45 .

 

14 . مجله بصائر، ش 28، به نقل از «مقتل الحسین » ، ص 30 .

 

15 . زندگی امام حسین (ع)، سیدهاشم رسولی محلاتی، ص 152 .

 

16 . سرور شهیدان امام حسین (ع)، ص 44 .

 

17 . وسیلة الخادم الی المخدوم، ص 161 .

 

18 . مقدمه ابن خلدون، ص 415، (ترجمه گنابادی).

 

19 . علی و فرزندانش، ترجمه محمدعلی شیرازی، ص 456 .

 

20 . برترین هدف در برترین نهاد، ترجمه دکتر محمد مهدی جعفری، ص 88 .

 

21 . به نقل از ترجمه «زیارت عاشورا» ، علی کاظمی .

 

22 . به نقل از کتاب «درسی که حسین به انسانها آموخت » ، شهید هاشمی نژاد، ص 447 .

 

23 . تفسیر المنار، ج 1، ص 367 و ج 2، ص 183 .

 

24 . نامه دانشوران ناصری، ج 9، ص 298 .

 

25 . کلیات اشعار فارسی اقبال لاهوری، به تصحیح احمد سروش، ص 74 و 75 .

 

26 . اشک خون، ص 28، به نقل از «امامان اهل بیت (ع) در گفتار اهل سنت » .

 

27 . دیوان شیخ رضا طالبانی، ص 112 .

 

28 . کلیات دیوان شمس، ص 1017 .

 

منبع: پایگاه  اطلاع رسانی حوزه علمیه:http://www.hawzah.net/


یکشنبه ۱۳٩۳/٩/٩ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

اعتراض جهانی به حکم سخیف اعدام ایت الله نمر روحانی مجاهد عربستان

اعتراض به حکم اعدام شیخ نمر در مقابل سفارت عربستان در آلمان


برلین - ایرنا - جمعی از مسلمانان مقیم آلمان با برگزاری تجمع اعتراض آمیز نسبت به صدور حکم اعدام برای شیخ نمر باقر النمر از سوی دولت سعودی اعتراض کرده و خواستار آزادی سریع و بدون قید و شرط وی شدند.
پنجشنبه 01 آبان 1393 - 19:02

در این تجمع اعتراض آمیز که بعد از ظهر روز پنجشنبه با حضور دهها تن از مسلمانان مقیم آلمان در مقابل سفارت عربستان در برلین برگزار شد، معترضان با در دست داشتن عکسهایی از شیخ النمر و پارچه نوشته هایی درمحکومت اقدامات ضد حقوق بشری دولت پادشاهی عربستان سعودی، صدورحکم اعدام این روحانی برجسته شیعه در عربستان را بشدت محکوم کردند. 
تجمع کنندگان همچنین با سردادن شعارهایی علیه دولت دولت پادشاهی سعودی خواستار آزادی هرچه سریعتر و بدون قید و شرط شیخ نمر و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی از زندانهای آل سعود شدند. 
در بیانیه پایانی این تجمع اعتراض آمیز که از سوی یکی از برگزار کنندگان قرائت شد، آمده است:حکم ناعادلانه و غیرقانونی خاندان آل سعود علیه فقیه بزرگوار شیخ باقر النمر به هیچ عنوان قبل قبول نیست و درصورت اجرای حکم اعدام، آل سعود باید منتظر تبعات بسیار سخت و نابود کننده ای باشد. 
در این بیانیه تاکید شده است:'اعدام شیخ النمر درهای جهنم را به سوی حاکمان آل سعود خواهد گشود و ستونهای حکومت پادشاهی عربستان را فروخواهد ریخت'. 
معترضان به صدور حکم اعدام برای شیخ النمر در بیانیه خود تاکید کردند: این مسئله نه فقط برای شیعیان عربستان از اهمیت برخوردار است بلکه یک مشکل بین المللی با ابعاد گسترده است که همه مسلمانان جهان نسبت به آن احساس مسئولیت می کنند. 
مسلمانان معترض مقیم آلمان همچنین در بیانیه و شعارهای اعتراضی خود از مردم عربستان بویژه جوانان شجاع در مناطق شرقی این کشور دعوت کردند که با برگزاری اعتراضات دسته جمعی و خیابانی آل سعود را نسبت به عواقب وخیم اجرای حکم شیخ النمر واقف کنند. 
در این بیانیه همچنین از جوامع و نهادهای بین المللی خواسته شده است تا با وارد آوردن فشار به رژیم آل سعود از اجرای حکم اعدام شیخ النمر جلوگیری کرده و زمینه آزادی هرچه سریعتر این روحانی برجسته و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی در این کشور را فراهم کنند. 
در بخش دیگری از بیانیه معترضان، همچنین دولت عربستان به حمایت از گروههای تروریستی منطقه از جمله طالبان و داعش متهم شده است که آثار این حمایت در جنایات تروریستی علیه مردم مسلمان سوریه، عراق، یمن و برخی از دیگر کشورهای منطقه به وضوح مشاهده می شود. 
شیخ نمر باقر النمر روحانی برجسته عربستانی از سوی رژیم سعودی به 'فتنه انگیزی' و 'دعوت به برهم زدن وحدت ملی' متهم شده است و براساس همین اتهامات واهی، دادگاه جنایی ریاض اخیرا حکم اعدام وی را صادر کرده که این مساله واکنش های بین المللی را به همراه داشته است.

منبع:http://www.nividar.com/


پنجشنبه ۱۳٩۳/۸/۱ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

بحث بسیار مهم و ریشه ای بین اهل سنت و شیعه

یک بحث بسیار مهم و ریشه ای بین برادران  اهل سنت و شیعه:

الان که این مطلب را مینویسم نه عصبانی هستم ونه خدای نکرده قصد توهین و جسارت به  هیچ مسلمانی را دارم و از ان به خدای بزرگ پناه میبرم.بلکه بحث فقط بحث علمی است

اگر برادری از اهل تسنن توانست بنده را قانع کند می آیم و در وبلاگ میگزارم که بنده مذهبم را عوض کردم اما الان به عنوان یک شیعه  از برادران اهل تسنن میپرسم و مخاطبم با این بزرگواران است:

به نظر بنده برای  بحث باید از ابتدای اختلاف شروع کرد نه از وسط بحث و آن هم موضوع مهم ولایت امیر المومنین علی علیه السلام است و باید اصل اختلاف را بر سرش به نتیجه رسید که حق با کیست اگر نه این وسط هر فرد حرف خودش را میزند. شروع اختلاف بر سر این است که پس از رسول اکرم صلی الله علیه و اله توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله کسی برای خلافت و حکومت تعیین شده بود یا نه؟

اگر شده بوده ان چه کسی بوده؟ اگر حکومت کننده و تعیین شده  توسط رسول اکرم صلی الله علیه و اله دو نفر بودند یعنی یک نفر نبودند  یعنی  آن حاکم  بر خلاف صریح قران حرف رسول اکرم را زیر پا گذاشته و به حکم قران کافر است!! چون رسول اکرم هر چه حکم  میکند  "ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی" است ( سوره مبارکه نجم)یعنی  حرف ایشان وحی الهی است وخداوند متعال در  قران کریم حکم میفرماید که : ما آتاکم الرسول فخذوه  وما نهاکم عنه فانتهوا( هر چه رسول اکرم برایتان اورد بگیرید و هر چه از ان نهیتان کرد بس کنید) .( من یطع الرسول فقد اطاع الله: هر که رسول را اطاعت کند به تحقیق خدا را اطاعت کرده).و قران کریم میفرماید: و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الکافرون ( هر کس به انچه خداوند متعال نازل کرده حکم نکند انها کافرند.)(سوره مبارکه مائده ایه 44) پس حکم رسول اکرم صلی الله علیه و اله حکم خداوند متعال است و هر کس به  حکم خداوند متعال حکم نکند کافر است. حالا اگر ثابت شود رسول اکرم صلی الله علیه و اله به خلافت فرد الف بعد از خود حکم کرده باشند اما فرد ب این را بداند و بیاید خلیفه تعیین کند یا خلیفه بشود  به حکم قران قطعا فرد  ب کافر است. پس بیایید سر این بحث کنیم که اصلا باید به روایات چه کسی عمل کرد؟ چه کسی فاسق یا کافر و چه کسی عادل و ولی خدا و چه کسی فرد معمولی است؟!!ایا رسول اکرم صلی الله علیه و اله درزمان حیات خود برای  بعد از خودشان فرد خاصی را  به حکومت منصوب نکرده بودند؟ بیایید  مثلا درباره ی یکی از دلایل مهم شیعه بر امامت و خلافت علی علیه السلام بعد از  رسول اکرم صلی الله علیه و اله یعنی سر حدیث غدیر که بین همه ی مسلمانان متواتر و یقینی است بحث کنیم که سخن رسول اکرم صلی الله علیه و اله درباره ی علی بن ابی طالب علیه السلام  در غدیر چه بود و در غدیر چه رخ داد و چرا جناب ابوبکر و جناب عمر بعد از ماجرای غدیر طبق احادیث اهل سنت جلو امدند و به علی بن ابی طالب علیه السلام تبریک گفتند؟!:

 برای مثال حافظ احمدابن عقده درکتاب «ولایت» و حافظ ابوعبدالله مرزبانی در کتاب«سرقات الشعر» و حافظ علی بن عمر دارقطنی بنا به نقل ابن حجر در «صواعق» و ابومحمد عاصمی در کتاب « زین الفتی» و حافظ ابوعبدالله گنجی در کتاب«کفایه الطالب» و ابن حجر عسقلانی هیتمی درکتاب «الصواعق المحرقه» وشمس الدین مناوی شافعی درکتاب«فیض القدیر»، وابوعبدالله زرقانی درکتاب«شرح المواهب» وسید احمد زینی دحلان درکتاب«الفتوحات الاسلامیه» بدین عبارت آورده‌اند که: فقال ابوبکر و عمر: امسیت یابن ابی طالب مولی کل مومن ومومنه «پس ابوبکر وعمر گفتند: ای پس ابوطالب! شب کردی درحالی که مولای هر مومن و هرمومنه‌ای هستی».

البته منابع دیگر هم زیاد است میتوانید روایت غدیر را در اینترنت در منابع شیعه ببینید که ایا جای هیچ قبول نکردنی باقی میماند یا خیر؟..........

بیایید سر مثل روایت غدیر بحث کنیم  تا بحث ما نتیجه داشته باشد تا بالاخره بفهمیم مولا و امام و خلیفه ی ما بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و اله چه کسی باید باشد؟!.اصل اختلاف اینجاست!!!

 


شنبه ۱۳٩۳/٤/٢۸ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

پاسخ قاطع به شبهه ی ضعیف وهابیت درباره ی شرک بودن توسل

پاسخ دندان شکن و  قاطع به شبهه ی ضعیف وهابیت درباره ی شرک بودن توسل  (شفیع قرار دادن اولیای خداوند متعال در درگاه الهی)

بگزارید بحث را به صورت مناظره ای انجام بدهیم:

شیعه به مخاطب میگوید:

خوب شما افراد بسیاری را غیر از خداوند متعال میخوانید و از انها انجام کاری را میطلبید که حتی اصلا حرفی ازخداوند متعال  هم در میان نمی اورید: مثلا از پدر خود میخواهید که مشکل شما را با دادن فلان وسیله حل کند اما هیچ  کس معتقد نیست این شرک است چون مطمئنیم این کار نزد خداوند متعال شرک و خواندن غیر او نیست.میگیم خوب پس با آیه چی میکنید؟!! . إِنَّ الَّذِینَتَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ....(کسانی که غیر از خدا میخوانید بندگانی مثل شما هستند...)

خوب پدر من دون الله هست یا نه؟!!!!!!!!.میگید بله ولی این استثنا شده و خواندن پدر و خواستن از او اجازه داده شده چون ما که نمیگیم پدر مستقلا منشا اثر است و ما که او را عبادت نمیکنیم  ما فقط از او کمک میگیریم در عین حال معتقدیم اگر خداوند نخواهد او هیچ کاری نمیتواند بکند

میگیم  تو ایه که پدراستثنا نشده اصلا هیچ جای قران خصوص پدر استثنا نشده این استثنا و اذن رو از کجا اوردید؟

شما میگید معلومه از سنت .ما در سنت داریم که رسول اکرم صلی الله عیه و اله  از دیگران کمک میخواستند صحابه و تابعین هم همینطور و هیچ کس به فعل صحابه و تابعین هم ایراد نداشت که این شرکه .....

ما میگیم خوب شما ایه 64 سوره مبارکه نسا و خواستن از اهل بیت علیهم السلام را برای دعا کردن انها در درگاه الهی را هم قبول دارید و میفرمایید در زمان حیات این بزرگواران توسل به انها(وسیله قرار دادن انها در درگاه الهی ) به حکم قران مشکلی ندارد  و اصلا دستور داده شده که انجام بدهید

حالا ما میگیم شما به این معتقد شدید که خواندن غیر خداوند متعال  حتما از ایه الذین تدعون من دون الله... استثنا شده  که این شرک نیست اما  فقط در زمان حیات ان فرد!

جواب:اولا: ظاهرا منظوراز ایه (الذین تدعون من دون الله...) در ایه: ( ولا تدع مع الله اله اخر)  توضیح داده شده .یعنی معبود دیگری غیر از خداوند را به عنوان معبود نخوان نه اینکه مطلقا هر خواندن غیر از خدا شرک باشد

ثانیا: هر خواندن غیرخدا هم عبادت نیست چون شما پدر خود را خواندید ولی نمیگویید او را عبادت کردم بلکه  عبادت یعنی خشوع در مقابل فردی و خواندن  او  با نیت اینکه او مستقلا  منشا اثر است . این کارعبادت اوست و انگاه او میشود( اله اخر) یعنی معبودی دیگر غیر از خداوند متعال و این شرک است اما ایا شما پدر خود را به عنوان یک منشا اثر مستقل از خداوند متعال میخوانید و از او کمک میگیرید و ایا احترام و تواضع شما در مقابل پدرتان با این نیت که پدر بدون اذن خداوند متعال کاری نمیتواند بکند عبادت اوست؟!!(ایا اگر کسی مثلا به حضرت عیسی علیه السلام درزمان ایشان میگفت شما که مریضان را به اذن خداوند متعال شفا میدهی بیا و لطف کن وبه خاطر خدا مریض مارا هم اگر خداوند متعال اذن داد شفا بده ایا این فرد مشرک است چون غیر خدا را خوانده؟!!)

ثالثا: اینکه  معتقدید زمان حیات این کار مشکل ندارد اما زمان وفات مشکل دارد  چه ایه ای چه روایتی چه دلیلی برای این جدا کردن حیات و وفات دارید؟مگر میشود بدون دلیل از قران و سنت  قران را قید زد؟مثلا یکی بگوید اینکه قران میفرماید اقیموا الصلاة منظور همه جا نیست بلکه در مهمانی ها لازم نیست که اقیموا الصلاة!! ببینید این حرف و این استثنا زدن بی دلیل چقدر خنده دار و سخیف است و باعث بدعت است!.قران میفرماید بروید پیامبر برایتان طلب مغفرت کند شما این که میگویید منظور فقط در زمان حیات ایشان است را  از کجا اوردید؟ به چه دلیلی از قران و سنت این قید را زدید؟!! نکند پیامبر را زنده نمیدانید؟! (نعوذ بالله ) .

در مدینه منوره روایتی رو مقابل شهدای احد و هم قبرستان بقیع روی  تابلو نوشتند و نصب کردند که رسول اکرم صلی الله علیه و اله  با مردگان حرف میزدند و به انها سلام میکردند و میفرمودند ... انا ان شاء الله بکم للاحقون .پس مردگان اگاهند اگر نه ایشان با چه کسی صحبت میکردند؟ در ضمن در قران کریم درباره ی شهدا میفرماید انها (احیاء عند ربهم یرزقون... )(...یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم الا خوف علیهم...)(ایه ی 169 و 170 سوره ی مبارکه ی ال عمران) انها زنده اند و با زندگان صحبت کرده و به انها بشارت میدهند ...حال آیا مردگان میشنوند و شهدا هم زنده اند و با بقیه صحبت میکنند و فقط پیامبر ایشان حضرت رسول صلی الله علیه و آله (نعوذ بالله )مرده اند و نمیشنوند ؟؟!!

حالا چرا  خواندن غیر خدا( نه به قصد منشا اثر بودن که عبادت شود بلکه فقط به قصد درخواست خاصی در حالی که او را منشا اثر نمیدانیم) در زمان حیات  او توحید و در زمان وفات او شرک است؟

رابعا: اگر بگید ما برای زمان حیات  انها ایه و روایت داریم اما در زمان وفات انها نداریم میگم الان ادرس از صحیح بخاری بهتون میدم با لینک قرائتش( اینو دیگه خودم تو بخاری خوندم!) اما قبلش : بر فرض که دلیلی برای خواندن اولیاء خدا (به  غیر از قصد منشا اثر بودن انها در زمان وفاتشان) دلیل نداشتیم خوب در زمان حیات انها این کار فایده دارد اما در زمان وفات انها فایده ندارد اما چه دلیلی بر شرک بودن این کار دارید؟ خوب نهایتا خواندن اولیای خدا به غیر قصد منشا اثر بودنشان برای وساطت در درگاه الهی در زمان حیاتشان توحید است اما در زمان وفاتشان  فایده ای ندارد. انگار  فرضا داری با جای خالی پیامبر صل الله  علیه و آله حرف میزنی و  ازش میخوای بیا برو پیش خدا برای من واسطه شو خوب میگیم طرف عقل نداره کار بی فایده میکنه نمیگیم مشرکه چون خودت تو زمان حیات ایشان همین کار رو کردی!!!! اگر مشکل از خواندن غیر خدا  (به غیراز قصد منشا اثر بودن )است خوب هم تو حیات باید مشکل داشته باشه هم تو وفات!!! نه اینکه در حیاتش توحید و در وفاتش شرک باشد!!

خامسا: اما حالا روایتی میاریم که مردگان در زمان وفاتشون بیشتر  متوجه هستند تا زمان حیاتشون.:

اینم لینکش از کتاب مختصر صحیح بخاری:

http://jahaneislam.com/?wpdmact=process&did=Mi5ob3RsaW5r

کتاب الجنائز روایت 683 صفحه 356 فهرست خود پی دی اف

اگر لینکش خراب بود بگید یکی دیگه بفرستم

گر چه این مختصر شده ی بخاری به نفع وهابیت مختصر شده و سر و ته انرا زدند  و اگه خود اصل کتاب بخاری بود روایات بیشتری داشت اما همین هم کار ما رو راه میندازه.

ببینید این روایت درباره ی مشرکانه که بعد از مرگ متوجه هستند تا برسه به مومنان!

از هر کی میخواد مدینه بره هم میشه بخواهید که  روایتی رو که جلو شهدا احد یا قبرستان بقیع رو تابلو نوشتند رو براتون بنویسه بیاره که رسول اکرم صلی الله علیه و اله  با مردگان حرف میزدند پس مردگان هم اگاهند من خودم ازش عکس گرفتم

البته قبلا گفتم شهدا که احیا عند ربهم یرزقونند به طریقه ی اولی پیامبر ایشان  هم حی و زنده است و عند ربه یرزق.

اما نکته مهم و خلاصه بحث:

الف: لاتدع مع الله اله اخر   : معلوم شد که منظور از اله و معبود  کسی است که خشوع و درخواست از او با قصد این باشد که او مستقلا منشا اثر است اگر نه خواندن  پدر در زمان حیات او هم شرک است

ب: حداقل  این دو آیه من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه(255 بقره)/ ما من شفیع الا من بعد اذنه (3 یونس )( هیچ شفیعی نیست مگر بعد از اذن خداوند متعال)/.... نشان میدهد که اجازه ی  شفاعت  به افرادی در درگاه خداوند متعال به اذن خداوند متعال داده شده است(ایه 18 مبارکه یونس  که  میفرماید:  و یعبدون من دون الله ما لا یضرهم و لا ینفعهم و یقولون هولاء شفعاونا عند الله  قل اتنبئون الله ... میفرماید "یعبدون " یعنی آن شفیعان را عبادت میکردند و گفته شد که هر شفیع قرار دادنی و هر خواندنی عبادت غیر حساب نمیشود و بستگی به قصد و نیت دارد.و میبینید که  خود خداوند متعال در دو ایه فوق الذکر اجازه شفاعت را به برخی دادند)

ج:اماپاسخ به این سوال که آن شفیعان چه کسانی هستند؟ از ایه 64 سوره مبارکه نسا و ایه ی سوره مبارکه یوسف( یا ابانا استغفر لنا انا کنا خاطئین) میفهمیم که پیامبران الهی میتوانند شفیع باشد کما اینکه شاهدان قیامت هم هستند(و یکون الرسول علیکم شهیدا و ...)

د: در ایه ی تطهیر میبینیم که اهل بیت علیهم السلام  که رسول اکرم صلی الله علیه و اله هم اصل اهل بیت علیهم السلام هستند  از هر رجسی ( گناه و خطایی) پاک و پاکیزه اند. و انها هم  به طریقه ی اولی شفیعان عند الله هستند چون بهتر از انها نداریم.

ه: روایات زیادی در کتب اهل سنت نیز موجود است که  بعد از وفات برخی از صالحان  از طرف صحابه از انها طلب شفاعت میشد.اما نتیجه مهم از بحث ها  اینکه  خداوند متعال که در قران کریم دعا و عبادت غیر خود را محکوم میفرماید به هیچ وجه این ایات شامل فعل شیعه نمیشود چون فعل شیعه(شفیع بردن به درگاه الهی)  همانطور که بحث شد غیر از اینکه  اصلا عبادت غیر نیست و هیچ مشکلی ندارد به علت  دلیل قرانی و روایی  پسندیده و مورد تایید خود قران کریم و اهل بیت علیهم السلام است

راستی یک نکته مهم:

هر نکته ای که میخواهید اثبات کنید لزوما نباید در قران کریم امده باشد گرچه ما مقصودمان درتوسل به صالحان را به تنهایی از قران کریم هم میتوانیم اثبات کنیم اما مثلا ایا اینکه نماز صبح دو رکعت است در قران امده است؟ یا جزئیات خیلی از احکام در قران کریم امده است؟ خیر بلکه از قران و سنت در کنار هم باید بهره گرفت. در این باره یک مطلب متقن و مفصل جداگانه  در پست قبلی قرار دادم.

 

 

 

 


شنبه ۱۳٩۳/٤/٢۸ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

چرا نام امیرالمومنین علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده؟

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

اقا مسعود  سوالی رو مطرح کردند که:

 چرا نام امام علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده تا این همه اختلاف و مشکلات در طول تاریخ ‏در جهان اسلام بوجود نیاید ؟

باید در جواب بگم که:

جواب 1- در قرآن نامی از بیشتر پیامبران برده نشده است و  تنها از 26 پیامبر الهی  نام برده شده‏است - دلیل آن نیست که آنان پیامبر یا رسول نبوده‏اند ، زیرا قرآن خود میفرماید: « وَ لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مَنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیکَ ... ؛ پیش از تو رسولانی فرستادیم که سرگذشت گروهی را برای تو ذکر کردیم و سرگذشت گروهی را ناگفته گذاشتیم .»( غافر، آیه 78)

 

جواب 2-قرآن کتابی است که به بیان کلیات می پردازد نه ‏جزئیات ، اصل امامت  که از کلیات و اصول دین است  به صراحت در قرآن ذکر شده است

مانند ایات زیر:

1) «اًّنَّما وَلِیکُمْ الله وَ رَسُولُهُ والّذینَ آمَنُوا الّذینَ یقیمُونَ الصَّلاَْ وَ یؤتُونَ الزَّکاَْ وَ هُمْ راکِعُونَ ؛  ولی شما خدا و رسول خدا و کسانی هستند که ایمان آورده‏اند و نماز را به پاداشته و زکات را در حال رکوع پرداخت می نمایند .»(مائده ، 55)

2) «أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمْرِ مِنْکُمْ».(نساء ، 59)

اما  جزئیات و مصادیق امامت و ولایت  و نام اولیا به خاطر مصالحی  به صراحت در قران کریم نیامده است وتبیین جزییات  به عهده پیامبرصلی الله علیه و آله نهاده شده است  و گفته شد که ما مامور به اطاعت از رسول اکرم هستیم  و هر چه ایشان فرمودند واجب الاطاعه است چه در قران بیاید چه نیاید چه اسمش اصول دین باشد چه فروع دین چه کوچک باشد چه بزرگ(ما آتاکم الرسول فخذوه: هر چیزی که پیامبر(صلی الله علیه و اله )انرا اورد  بگیرید)

اما با رجوع به تفاسیر شیعه و سنی و شان نزول آیات  متوجه میشویم که علمای سنی و شیعه شخص امیر المومنین علیه السلام را  منظور ایه ی اول  ذکر کردند و گفته اند که نفس رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در ایه ی سوم(ایه مباهله) منظور طبق تاریخ امیرمومنان  علی علیه السلام است

3) آیه مباهله : « قُلْ تَعالَوا نَدْعُ أَبْنأَنا وَ أبْنأَکُمْ وَ أنْفُسَنا وَ أنْفُسَکُمْ ؛ ای رسول بگو بیایید بخوانیم فرزندانمان را و فرزندانتان را و جانمان را و جانتان را... (در این آیه از علی(ع) به عنوان جان رسول خدا یاد شده است) .»(آل عمران ، 61 )

بنا به این آیات شریفه حضرت علی(ع) ولی امر بوده و اطاعت از او هم ‏تراز  اطاعت از خدا و رسول دانسته شده است چون ایشان نفس پیامبر(خود پیامبر) است. و ده‏ها آیه دیگر که در جای خود بحث شده و به اثبات رسیده است .

و در جاهای دیگر صفات ولی خدا را ذکر میفرماید مثلا:

الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

با رجوع به ایات فوق و احادیث غدیر و ولایت و منزلت و سفینه نوح و ... که همگی از رسول اکرم (صلی الله علیه و اله ) متواترا نقل شده اند ولایت و امامت امیر المومنان را پس از رسول اکرم صلی الله علیه و اله را به صراحت و.روشنی در می یابیم

اما بر عکس  در قران کریم  درباره ی جناب ابوبکر درماجرای غار میبینیم( لا تخف و لا تحزن ان الله معنا) یعنی ای ابوبکر این  ترس و حزنت را کنار بگذار

خوب ما که در ایه قبل دیدیم که اولیاء خدا محزون نمیشوند. اما برعکس درباره ی  امیر مومنان ایه ی ولایت را داریم که ولی شما اینها هستند .یا در ماجرای لیله المبیت که امیر مومنان جای ایشان خوابید میبینیم که ایشان هیچ خوف و حزنی نداشتند  تا جایی که ایه نازل شد : ومن الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد

برفرض هیچ دلیل دیگری نداشتیم که فراوان هست (مثلا بیعت جناب ابوبکر و عمر با امیرمومنان به عنوان ولی پس از ماجرای غدیر) ایا همین ادله بر  ولی  بودن امیر مومنان از جانب خداوند  دلالت ندارد؟

 

  از فرزند رسول خدا امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند: «بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاه والزکاه والصوم والحج والولایه و لم یناد بشی ء کما نودی بالولایه; اسلام بر پنج پایه بنا شده است، برنماز، زکات، روزه، حج و ولایت (حکومت و رهبری) و در اسلام هیچ چیزی مانند ولایت مورد توجه قرار نگرفته است.» و در سخن دیگر فرمود: «والولایه افضل، لانهامفتاحهن، والوالی هو الدلیل علیهن; و ولایت افضل (مهم تر)است زیرا ولایت کلید آن ها است، و ولی راهنمای (تحقق صحیح) انها است.

جواب 3- بسیاری از مسائل هستند که در ‏جهان اسلام اختلافات دامنه داری را ایجاد کرده اند در حالی که قرآن به آنان اشاره ای نکرده است. ‏مثلاً در معرفی خدا که از معرفی حضرت امیر بالاتر و والا تر است بگونه ای عمل نکرده است که ‏اختلاف بین مسلمانان بوجود نیاید ؛ مثلاً " آیا اصلاً خداوند صفت دارد یا ندارد؟ و اگر فرضاً دارد ، متحد با ‏ذات است یا نه؟ و آیا ممکن است خدا جسم  و مکان داشته باشد؟ کلام خدا و اراده خدا ‏حادث است یا نه؟ و...

جواب 4-عده ای می گویند : اگر در قرآن اسم امام می آمد ، ریشه اختلاف می خشکید ، ‏چرا که قابل تصور نیست که مسلمانان صدر اسلام  بر خلاف متن قرآن عمل بکنند !

در جواب می گوئیم: در موارد متعددی مشاهده شده است که خلفای ‏سه گانه بر خلاف صریح قرآن عمل کردند . اینک نمونه هایی از آن را برمی شماریم:

1) خلیفه اول با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (ص) بود ، بر خلاف آیات ‏شریفه " وَوَرِثَ سُلَیمَانُ دَاوُودَ " (نمل/16) و " فَهَبْ لِی مِن لَّدُنکَ وَلِیا ، یرِثُنِی وَیرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیا " (مریم/5 - 6) ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) ‏پس گرفت.‏

‏2) آیه ی "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ"فَریضة (نساء ، 24) صریحاً در مورد متعة النساء است و اما خلیفه ‏دوم آن حکم را ممنوع اعلام کرد.‏

3) خلیفه دوم آیه ی " فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ... "(بقره ،196) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.

4) قرآن کریم در باره ی پیامبر(ص) می فرماید : " وَمَا ینطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْی یوحَى ،عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى" (نجم3) ولی ‏وقتی پیامبر(ص) قلم و دوات برای نوشتن خواست تا بدان وسیله جلوی ضلالت امت را بگیرد، گفتند: این ‏مرد(نعوذ بالله) هزیان می گوید، در حالیکه این خلاف صریح قرآن است .

 

نتیجه اینکه آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود، بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود ؛ زیرا همانطوری که ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است

 

جواب 5- شاید یکی دیگر از حکمت های عدم تصریح نام امام علی علیه السلام در قرآن و واگذاشتن تبیین آیات در این زمینه به عهده پیامبر صلی الله علیه و آله  آزمون امت بوده که در سرنوشت نسل ها اثری مستقیم دارد .

والسلام علی من اتبع الهدی...


پنجشنبه ۱۳٩۳/٤/۱٢ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

ماه خوب خدا آمد....


سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/۱٠ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

شأن نزول آیه ولایت( امیر المومنین علیه السلام) و راویانش از علمای عامه

شأن نزول آیه ولایت

آیه ولایت در شأن چه کسى نازل شد؟

در تفسیر «مجمع البیان» و کتب دیگر از «عبدالله بن عباس» ذیل آیه 55 سوره «مائده» که مى فرماید: (سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند؛ همان ها که نماز را بر پا مى دارند، و در حال رکوع، زکات مى دهند).
«إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ» و به آیه ولایت مشهور است، چنین نقل شده: روزى در کنار چاه زمزم نشسته بود و براى مردم از قول پیامبر(صلى الله علیه وآله) حدیث نقل مى کرد، ناگهان مردى که عِمامه اى بر سر داشت و صورت خود را پوشانیده بود نزدیک آمده و هر مرتبه که «ابن عباس» از پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) حدیث نقل مى کرد، او نیز با جمله «قالَ رَسُولُ اللّه(صلى الله علیه وآله)» حدیث دیگرى را از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل مى نمود.
«ابن عباس» او را قسم داد تا خود را معرفى کند، او صورت خود را گشود و صدا زد اى مردم! هر کس مرا نمى شناسد، بداند من «ابوذر غِفارى» هستم، با این گوش هاى خودم از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) شنیدم ـ و اگر دروغ بگویم هر دو گوشم کَر باد ـ و با این چشمان خود این جریان را دیدم ـ و اگر دروغ بگویم هر دو کور باد ـ که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «عَلِىٌّ قائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قاتِلُ الْکَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ»؛ (على(علیه السلام) پیشواى نیکان است، و کشنده کافران، هر کس او را یارى کند، خدا یاریش خواهد کرد، و هر کس دست از یاریش بردارد، خدا دست از یارى او برخواهد داشت).
سپس «ابوذر» اضافه کرد: اى مردم! روزى از روزها با رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در مسجد نماز مى خواندم، سائلى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى کمک کرد، ولى کسى به او چیزى نداد، او دست خود را به آسمان بلند کرده، گفت:
خدایا تو شاهد باش! من در مسجد رسول تو تقاضاى کمک کردم، ولى کسى جواب مساعد به من نداد.
در همین حال على(علیه السلام) که در حال رکوع بود با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد. سائل نزدیک آمد و انگشترى را از دست آن حضرت بیرون آورد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى که از نماز فارغ شد و این جریان را مشاهده کرد، سر به سوى آسمان بلند کرده، چنین عرض کرد:
«خداوندا! برادرم موسى(علیه السلام) از تو تقاضا کرد که روح او را وسیع گردانى، کارها را بر او آسان سازى، و گره از زبان او بگشائى تا مردم گفتارش را درک کنند، و نیز موسى(علیه السلام) درخواست کرد، هارون که برادرش بود را وزیر و یاورش قرار دهى و به وسیله او نیرویش را زیاد کنى و در کارهایش شریک سازى!
خداوندا! من محمّد پیامبر و برگزیده توام، سینه مرا گشاده کن، کارها را بر من آسان ساز، از خاندانم على(علیه السلام) را وزیر من گردان، تا به وسیله او، پشتم قوى و محکم گردد».
«ابوذر» مى گوید: هنوز دعاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) پایان نیافته بود که جبرئیل نازل شد و به پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفت: «بخوان».
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: چه بخوانم؟
گفت: بخوان: «اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِیْنَ آمَنُوا».... (1)
البته این شأن نزول از طرق مختلف نقل شده که گاهى در جزئیات و خصوصیات مطلب با هم تفاوت هائى دارند، 
ولى اساس و عصاره همه، یکى است.(2)

 

(1). «مجمع البیان»، جلد 3، صفحه 361، ذیل آیه مورد بحث، مؤسسة الاعلمى للمطبوعات بیروت، طبع اول، 1415 ه ق؛ «بحار الانوار»، جلد 35، صفحات 194 و 195؛ «المیزان»، جلد 6، صفحه 21، انتشارات جامعه مدرسین قم؛ «شواهد التنزیل» حاکم حسکانى، جلد 1، صفحه 230، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، طبع اول، 1411 ه ق.

(2). گردآوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دارالکتب الإسلامیه، چاپ سی و ششم، ج 4، ص 530.

 

راویان شأن نزول آیه ولایت «ولایت» از علماى عامّه

از علماى اهل سنت چه کسانى احادیث مربوط به شأن نزول آیه «ولایت» را نقل کرده اند؟

عده بسیارى از علماى اهل سنّت احادیث مربوط به نزول آیه ولایت در شأن امام على(علیه السلام)را نقل کرده اند که از آن جمله عبارتند از:
1 ـ قاضى ابو عبدالله واقدى.(1)
2 ـ حافظ ابوبکر صنعانى.(2)
3 ـ حافظ ابو الحسن عثمان بن ابى شیبه کوفى.(3)
4 ـ ابو جعفر اسکافى معتزلى.(4)
5 ـ حافظ عبد بن حمید کشى.(5)
6 ـ ابوسعید اشجّ کوفى.(6)
7 ـ حافظ نسائى.(7)
8 ـ ابن جریر طبرى.(8)
9 ـ ابن ابى حاتم.(9)
10 ـ حافظ ابوالقاسم طبرانى.(10)
11 ـ حافظ ابوبکر جصاص.(11)
12 ـ حاکم نیشابورى.(12)
13 ـ ابو اسحاق ثعلبى نیشابورى.(13)
14 ـ ابو نعیم اصفهانى.(14)
15 ـ ابو الحسن ماوردى.(15)
16 ـ واحدى نیشابورى.(16)
17 ـ ابن مغازى شافعى.(17)
18 ـ حاکم حسکانى.(18)
19 ـ کیا طبرى شافعى.(19)
20 ـ حافظ فرّاء بغوى.(20)
21 ـ جار الله زمخشرى.(21)
22 ـ ابوبکر قرطبى.(22)
23 ـ خطیب خوارزمى حنفى.(23)
24 ـ ابن عساکر دمشقى.(24)
25 ـ ابوالفرج بن جوزى حنبلى.(25)
26 ـ فخر رازى شافعى.(26)
27 ـ مبارک بن اثیر جزرى.(27)
28 ـ محمّد بن طلحه شافعى.(28)
29 ـ سبط بن جوزى حنفى.(29)
30 ـ گنجى شافعى.(30)
31 ـ قاضى بیضاوى.(31)
32 ـ حافظ الدین نسفى.(32)
33 ـ شیخ الاسلام حمّوئى.(33)
34 ـ محمد بن یوسف زرندى.(34)
35 ـ ابو حیان اندلسى.(35)
36 ـ حافظ محمّد بن احمد کلبى.(36)
37 ـ قاضى عضد الدین ایجى.(37)
38 ـ نظام الدین نیشابورى.(38)
39 ـ سعد الدین تفتازانى.(39)
40 ـ سید شریف جرجانى.(40)
41 ـ علاء الدین قوشجى.(41)
42 ـ نور الدین ابن صباغ مالکى.(42)
43 ـ جلال الدین سیوطى.(43)
44 ـ ابن حجر هیتمى.(44)
45 ـ قاضى شوکانى.(45)
46 ـ شهاب الدین آلوسى.(46)
47 ـ شیخ سلیمان قندوزى.(47)
48 ـ سیّد محمّد مؤمن شبلنجى.(48).(49)

 ---------------------------------------

پاورقی

----------------------------------------

(1). بنا بر نقل ذخائر العقبى، ص 102.

(2). بنابر نقل تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 71.

(3). تفسیر ابن ابى شیبه.

(4). نقض العثمانیه، ص 319.

(5). بنابر نقل در المنثور، ج 3، ص 105.

(6). تفسیر ابوسعید اشجّ کوفى.

(7). بنابر نقل جامع الاصول، ج 9، ص 478.

(8). جامع البیان، ج 4، ص 288.

(9). بنابر نقل لباب النقول فی اسباب النزول، سیوطى، ص 81.

(10). المعجم الأوسط،ج7،ص130،ح6228.

(11). احکام القرآن، ج2، ص446.

(12). معرفة اصول الحدیث، ص 102.

(13). تفسیر ثعلبى.

(14). ما نزل من القرآن فی على(علیه السلام).

(15). تفسیر ماوردى، ج 2، ص 49.

(16). اسباب النزول، ص 133.

(17). مناقب على بن ابى طالب(علیه السلام)، ص 311 ـ 314.

(18). شواهد التنزیل، ج 1، ص 231.

(19). احکام القرآن، ج 3، ص 84.

(20). احکام القرآن، ج 3، ص 84.

(21). الکشاف، ج 1، ص 649.

(22). الجامع الأحکام القرآن، ج 6، ص 221 و 222.

(23). المناقب، ص 264 ـ 266.

(24). تاریخ مدینه دمشق، ج 12، ص 305.

(25). الریاض النضرة، ج 3، ص 182; ذخائر العقبى، ص 102.

(26). بنابر نقل جامع الاصول، ج 9، ص 478، ح 6503.

(27). جامع الاصول، ج 6، ص 478، ح 6503.

(28). مطالب السؤول، ص 31.

(29). تذکرة الخواص، ص 15.

(30). کفایة الطالب، ص 229، باب 61.

(31). انوار التنزیل، ج 1، ص 272.

(32). تفسیر خازن، ج 1، ص 475.

(33). فرائدالسمطین، ج1،ص190،ح150،باب39.

(34). نظم درر السمطین، ص 84.

(35). البحر المحیط، ج 3، ص 514.

(36). التسهیل لعلوم التنزیل، ج 1، ص 181.

(37). المواقف، ص 411.

(38). غرائب القرآن، ج 6، ص 167.

(39). شرح مقاصد، ج 5، ص 272.

(40). شرح مواقف، ج 8، ص 360.

(41). شرح تجرید، ص 477.

(42). الفصول المهمة، ص 122.

(43). در المنثور، ج 3، ص 105.

(44). صواعق المحرقة، ص 41.

(45). فتح القدیر، ج 2، ص 53.

(46). روح المعانى، ج 6، ص 167.

(47). ینابیع المودة، ج 2، ص 37، باب 56.

(48). نور الابصار، ص 158.

(49). گردآوری از کتاب: امام شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ اول، ج1، ص219.

منبع مطلب:   www.makarem.ir


پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/۱۸ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

نمایشگاه عکس حجاب

 

 

 

 

 

 

 

 


جمعه ۱۳٩۳/۱/٢٢ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

راهنمای تقریبا کامل سفر پیاده روی کربلا

به گزارش شبکه قرآن و معارف سیما و به نقل از خبرگزاری دانشجو، امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: در حالی که تمام گناهانش بخشوده شده است. برای هر قدمی که برمیدارد، هزار ثواب برایش نوشته می شود، هزار گناه فراموش می شود و هزار مرتبه جایگاهش بالا برده می شود. (بحارالانوار، جلد 101 ، صفحه 25 )
 
 میلیون ها نفر به قصد زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) با پای پیاده به سمت کربلا حرکت میکنند! اگه شما هم علاقه مند هستید که به این سفر ملحق شویداین راهنما را بخوانید تا بدانید که چگونه میتوانید این سفر پیاده از نجف تا کربلا   را طی کنید.

اطلاعات ضروری
 میزان مسافت :80 کیلومتر
 تعداد ستون ها : 1452 ستون
 فاصله بین هر ستون : 50 متر ( 20 ستون =1 کیلومتر (
زمان لازم برای پیاده روی کل مسیر: 20 تا 25 ساعت (متوسط روزی 7 تا 8 ساعت)
زمان تخمینی سفر پیاده : 2 تا 3 روز 
بهترین زمان شروع سفر: 16 صفر
انتظار می رود در این تاریخ سفر تمام شود: 18 صفر  
مسیر:مسیر با خیل جمعیت پیاده کاملا مشخص است و فقط کافی است باقی زایران را دنبال کنید: از درب ساعت (باب الساعه)حرم حضرت علی ( علیه السلام )خارج شده و پیاده روی را مستقیم از کنار خیابان امام زین العابدین ( علیه السلام )یا خیابان امام جعفر صادق   علیه السلام شروع کنید. این مسیرها را مستقیم بروید تا به بزرگراه کربلا برسید.    به سمت چپ رفته، جایی که هزاران نفر بصورت پیاده به سمت کربلا در حال حرکت   هستند. به آنها ملحق شوید و بعد حدود 75 کیلومتر در ستون 1452 شما به حرم حضرت عباس علیه السلام خواهید رسید.
 
دستورالعمل های پیاده روی:
1- پیاده روی را از طلوع آفتاب آغاز کرده و در مغرب به طور کامل توقف کنید.
2-  اولین شب را در یکی از موکب ها (کمپ یا حسینیه) در حدود ستون 500 و دومین شب را حدود ستون 1000 بگذرانید.
3- مدت طولانی پیاده روی نکنید. هر زمانی لازم بود استراحت کنید.    
4- در زمان نماز مغرب جایی را برای خواب بین صدها موکب (کمپ یا حسینیه) پیداکنید. نیازی به نگرانی نیست چون تعدادی زیادی از این موکب ها وجود دارد.
5- مراکز افراد گمشده در ستون های 72 ، 335 ، 602 ، 1103 و حرم حضرت عباس(علیه السلام) قرار دارند. هر سه کیلومتر مرکز گزارش گمشدگان تعبیه شده است.
 
چه وسایلی همراه داشته باشیم؟
لازم به ذکرست که در این سفر شما بایستی یک کوله پشتی بزرگ بهمراه داشته باشین که حاوی دو سری بار میباشد یکسری بار برای کل سفر یک هفته تان در کربلا و نجف و کاظمین،یکسری بار هم برای سفر سه روزه ی پیاده روی اربعین ؛وسایل عمومی همچون لباس، لباس گرم, و وسایل شخصیتان مربوط به کل سفرست و با سفرهای دیگر شما تفاوت زیادی نمیکند اما برای سه روز پیاده رویتان وسایلی نیاز است که در زیر به آنها اشاره میشود.
 
 1. سعی کنید وسایل کم وزنی را با خود حمل کنید. نیازی به همراه داشتن غذا یا آب نیست چون مقدار زیادی غذا و آب در مسیر موجود است.صرفا مقداری خشکبار مانند پسته ،بادام،انجیر خشک،برگه زردآلو بهمراه داشته باشید. 

2. مقداری داروی اساسی برای 2 یا 3 روز پیاده روی همراه داشته باشید. مانندقرص سرماخوردگی ،پماد برای باز شدن عضلات پا،باند کشی برای بستن پا در صورت نیاز، و... البته تعدادی کلینیک های کوچک و کمپ های درمانی در طول مسیر وجود دارند.

3 . به جای همراه داشتن کیف دستی یا کیف خرید از کوله پشتی سبک استفاده کنید.

4 . برای جلوگیری از سرما خوردگی لباس های مناسب به همراه داشته باشید: جوراب، دستکش،کلاه، پوشش گوش، کاپشن و غیره .البته بنابر تجربه هوا در طول روز مناسب و در شبها حسابی خنک است.لباسهای گرمتان را حتی الامکان جوری انتخاب کنید که دکمه یا زیپ داشته باشد و قابلیت کم یا زیاد کردن لباسهایتان را در طول مسیر داشته باشید. خانمها بهتر است، پارچه ای نرم مشکی مستطیل که جلوی صورت را بگیرد تهیه کرده و کش دوخته و چیزی شبیه پوشیده درست کنند تا در طول مسیر از سرما و گردوغبار محافظت کند. خانمها از چادری استفاده کنند تا امکان انداختن کوله باشد. انواع چادرهای لبنانی و ملی مناسب است. 

5 . کرم مناسب برای تاول و عرق سوز به همراه داشته باشید. البته اگر میدانید دچارش می شوید.  

6 .بد نیست یک عدد کیسه خواب نیز بهمراه داشته باشید تا در صورت مناسب نبودن و سرد بودن مکانها برای استراحت از شما در برابر خاک و سرما محافظت کند
 
7 . شما میتوانید یک قرآن، دعا و زیارت جیبی و یا مداحی مورد علاقیتان به همراه داشته باشید. البته بهتر است این ها را درموبایل خود داشته باشید تا درحال پیاده روی گوش فرا داده یا بخوانید.

8 . کفش های نو و بندی را نپوشید. بهتر است یک کفش مناسب و آزاد بپوشید. این مورد خیلی خیلی مهم است.چون در طول مسیر دایما برای استراحت در موکبها ناچار به در آوردن کفش از پا هستید.

9 . پاسپورت و شارژر موبایل را حتما به همراه داشته باشید.

10 . امکان گم کردن همراهانتان در طول مسیر وجود دارد بنابراین با توجه به آنتن ندادن موبایلتان در بعضی نقاط همچنین به دلیل ترافیک بالای شبکه از همان ابتدای مسیر شماره علمی(ستون ها) را انتخاب کنید که اگر همراهانتان را گم کردید زمان رسیدن به آن علم توقف کنند.فقط حواستان باشد شماره های رند خیلی شلوغ است و تجمع افراد زیاد است

11 . همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و حتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می شود. نیازی به حمل مقدار زیادی پول نیست .فقط مقداری پول عراقی همراه داشته باشید چون پول ایرانی قبول نمیکنند.

12 . سرویس های بهداشتی فراوانی در طول مسیر قرار دارند و همینطور تعدادی از موکب ها نیز سرویس بهداشتی فرنگی دارند.از آنجا که آب برای شستن دستها بعد از دستشویی سرد است و بعضا مایع و آب برای شستن دستها کم است بهتر است همراه خود تعدادی دستکش یکبار مصرف داشته باشید تا برای دستشویی رفتن استفاده کنید تا اگر آب نبود یا سرد بود نگران نظافت دستتان نباشید. صابون خمیری و ژل شستشو حتما همراه داشته باشید

13 . نیازی نیست نگران به پایان رساندن مسیر باشید. در هر جایی تصور کردید که دیگر توانایی ادامه دادن مسیر را ندارید میتوانید از صدها ون، ماشین و یا اتوبو سهایی که در مسیر هستند برای رسیدن به کربلا استفاده کنید. 
 
14 - به طور متوسط 99/ 99درصد تمامی زنان و مردان بالای 10سال بدون هیچ مشکلی در روز سوم مسیر را به پایان می رسانند
 
15 . از اینکه نام و آدرس هتل و یا حسینیه محل سکونت خودتان در کربلا را میدانید اطمینان حاصل کنید.

16 . اگر که میخواهید تماس تلفنی داشته باشید بهتر است این کار را قبل از طلوع آفتاب انجام دهید به این خاطر که احتمالا به دلیل ترافیک بالای شبکه در طول روز با مشکل برخواهید خورد.
 
17 . بهتر است چتری سبک به همراه داشته باشید چون باران های عراق بسیار سنگین است.

18 .اگر در نهایت با همه تدابیر همسفرانتان را گم کردین بهتر است آخرین جایی که برای قرار در نظر میگیرید ستاد عتبات عالیات ایران در جوار حرم امام حسین(ع) باشد که آدرس این مکان را بیشتر کسبه اطراف حرم میدانند.

19 . اگر برایتان مقدور است هدیه های کوچکی مثل برچسب عکس آقا و امام و خادم الحسین و... برای قدردانی از خادمینی که در طول مسیر با خدمات رسانی شما را شرمنده میکنند داشته باشید.

20 .شماره های مهم 
اورژانس : 104
افراد گمشده : 07801300561
احکام شرعی : 07814651353
اداره مرکزی : 07801004758

21. امام علی(ع) می فرماید: تخففوا تلحقوا ، سبکبار شوید تا برسید

"در پایان از شما زایر حسین علیه سلام استدعا داریم تهیه کنندگان و منتشرکنندگان این متن را از دعای خیر خود محروم نکنید

منبع: http://labbaik.ir/News


سه‌شنبه ۱۳٩٢/٩/٢٦ توسط شیعه | پیام های دیگران ()

طبقه بندی:  

 





 

مراتب توحید(٦)
محرم امد(۳)
عدالت صحابه(٢)
حجاب در قاب عکس(٢)
اخبار روز(٢)
احکام روزه(۱)
سجده بر مهر(۱)
ولایت پذیری(۱)
میانمار(۱)
از اهانت به خط امام تا اهانت به تصویر امام(۱)
ایمان وکفر(۱)
دیدگاه شیعه در مورد مرجعیت(۱)
ایت الله بهجت و رفع شبهه(۱)
اینده جامعه بشر از نظر ایات و روایات(۱)
سخنرانی اقای صانعی سال 62 در مورد ولایت فقیه(۱)
فلسفه و پیشینه و دلایل اثبات ولایت فقیه(۱)
متن کامل خطبه غدیر خم فارسی و عربی(۱)
سنت رسول خدا صلی الله علیه و اله در سجده بر زمین(۱)
علامه حسن زاده املی و ایت الله خامنه ای(۱)
تقیه در مذهب تشیع و پاسخ شبهات آن(۱)
توسل از نظر شیعه(۱)
دانلود کتب مذهبی(۱)
بداء(۱)
شهریار پرهیزکار :شبکه قرآن را تعطیل کنید!(۱)
دوست داشتن پیامبر( ص) و خاندانش(۱)
فلسفه سوگوارى(۱)
"علی اللّهی" ها و اهل حق!!(۱)
علت تفاوت وضوی شیعه و سنی(۱)
دشمنی وهابیت با پیامبر صلی الله علیه(۱)
شیطاان پرستی(۱)
دانلود عقاید وشبهات و سوالات جالب(۱)
تهمت تبلیغات شیطان پرستی به ایرانسل(۱)
اصلاحات یعنی چه؟(۱)
فاصله ها(1)(۱)
فاصله ها 2 (مقام و منزلت مادر)(۱)
پاسخ آیةالله سیستانی درباره ولایت فقیه(۱)
قران سوزی(هتک حرمت قران کریم)(۱)
پاسخ ایت الله مکارم به هتک حرمت قران مجید(۱)
!!!quran burning(۱)
فتوای رهبری درباره همسران پیامبر (ص)(۱)
احمدی‌نژاد در مرز اسرائیل(۱)
دیدار آیت الله بهجت (ره) و ر(۱)
ایت الله وحید و رهبری انقلاب(۱)
معرفی فرزندان رهبری انقلاب(۱)
شیعه و روایات صحابه(۱)
شهادت به ولایت امام علی(ع) در اذان(۱)
توحید در عبادت(۱)
بخشیدن فلسطین از طرف خدا به بنی اسرائیل؟(۱)
عقاید شیعه در 150 اصل(۱)
علل قیام امام حسین علیه السلام(۱)
کشیش هتاک و شهرت‌طلب آمریکایی بدنبال جنجالی دیگر(۱)
شیخ محمدعلی العمری، درگذشت(۱)
بیداری اسلامی کنونی در منطقه(۱)
راه های حضور قلب در نماز(۱)
غزل آیت الله صافی گلپایگانی(۱)
واقعیت سلفی گری(۱)
جنایات حکام بحرین(۱)
شأن نزول آیه ولایت و راویان ان از علمای عامه(۱)
نام علی (علیه السلام) در قرآن؟(۱)
توسل ، شرک(۱)
ولی و امام انتخابی یا انتصابی؟(۱)
اعتراض به حکم اعدام ایت الله نمر(۱)
امام حسین علیه السلام در کتب اهل سنت(۱)
کربلا اربعین پیاده(۱)
آتش زدن خانه اهل بیت توسط جناب عمردر منابع اهل سنت(۱)
نامه رهبری به جوانان اروپا و آمریکا(۱)
عید فطر(۱)
ماه عسل(۱)
شیطان پرستی(۱)
بدعت(۱)
ولایت فقیه(۱)
مناسبت ها(۱)
بدحجابی(۱)
رجعت(۱)
زیارت قبور(۱)
نظرات مراجع درباره استفاده ازدیش ماهواره+قوانین(۱)
الایرانیون هددوا حکام الطاغیه فی بحرین و عربستان(۱)
فایل صوتی علامه حسن زاده درباره رهبری(۱)
وحی و قرآن از دید گاه سروش و نقد آن(۱)
راهکارهای خواستگار نداشتن!(۱)
چالش عقیدتی وهابیت(۱)
بدحجابی و راهکارها(۱)
محبت علی علیه السلام(۱)
وقایع اخیر سوریه(۱)
حکومت جناب عمر(۱)
نقد صریح برنامه های صدا و سیما در ماه مبارک رمضان(۱)
دلیل عقب ماندگى ما حرص به دنیاست(۱)
اولی الامر در قران(۱)
شنوایی و فهم مردگان(۱)
مسلمان شدن ایرانیان با جنگ یا صلح؟(۱)
چرا امام هفتم اسماعیلیه جناب اسماعیل است؟(۱)
ازدواج حضرت ام کلثوم سلام الله علیها با جناب عمر؟(۱)
کشتار مردم مسلمان(۱)
مسلمان سوزاندن در میانمار(۱)
رابطه تفسیر به رای غلط قران کریم و قتل بیگناهان(۱)
اهانت به رسول الله صلی الله علیه و اله(۱)
شهادت عدالت(۱)
حسن و قبح عقلی(۱)
تقیه در شیعه(۱)
تعداد جمعیت شیعه(۱)
ایت الله کاشانی هم رفت(۱)
امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت(۱)
پیاده روی کربلا اربعین(۱)
انتظار(۱)
وهابیت(۱)

 

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی
آتش زدن خانه ی اهل بیت توسط خلیفه ی دوم در منابع اهل سنت
از کاروان کربلایی ها جا نمونی رفیق
امام حسین علیه السلام در منابع اهل سنت
اعتراض جهانی به حکم سخیف اعدام ایت الله نمر روحانی مجاهد عربستان
بحث بسیار مهم و ریشه ای بین اهل سنت و شیعه
پاسخ قاطع به شبهه ی ضعیف وهابیت درباره ی شرک بودن توسل
چرا نام امیرالمومنین علی (علیه السلام) در قرآن به صراحت نیامده؟
ماه خوب خدا آمد....
شأن نزول آیه ولایت( امیر المومنین علیه السلام) و راویانش از علمای عامه

 

دی ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
تیر ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
دی ٩۱
آذر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
آذر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸

 

 

پایگاه جامع عاشورا
ابزار و قالب وبلاگ
سایت ایت الله مکارم شیرازی
سایت ایت الله بهجت (ره)
پاسخگویی سریع به سوالات متنوع دینی
سایت رهبر معظم انقلاب
پاسخ کامل علمی به شبهات شما
سایتی بسیار عالی و غنی درباره وهابیت
تصاویر سه بعدی از مسجد الحرام و مسجد النبی و حرا و بقیع و...
باب تنگل(دست نوشته های یک معلم)
کتاب ارزشمند خاطرات مستر هنفر در تاریخچه وهابیت
لینک باکس مذهبی
شیعه اثنی عشر حق روشن
ادیان و فرقه های جهان
پخش انلاین نواهای اسلامی
سایت ایت الله سیستانی
سایت ایت الله صافی گلپایگانی
زمینه سازی بازسازی حرم امامان مظلوم بقیع
مبایل شیعه
انتی صهیونیزم
سایت غنی ایت الله سبحانی
الفبای شیعه
مطالب دینی وشرعی ازمذهب شیعه
امر به معروف
دعوت مدارس دینی اهل سنت به مناظره
درود خدا بر چهارده معصوم
خبر گزاری ایران و جهان
ولی امر مسلمین
نمایشگاه جالب مجازی عکس حجاب

 

RSS 2.0

 


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.