اولی الامر در قران چه کسانی هستند؟
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧  

چرا «اولی الأمر» در آیة مبارکة «یا أَیُّها الّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُول وأُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ» به افراد خاص تفسیر می‌شود؟!

 

پاسخ: در این که مقصود از «اولی الامر» چیست، دو نظریه وجود دارد:

1. مقصود، فرماندهان سپاه اسلام‌اند.

2. منظور، علما و دانشمندان هستند.

گروهی به خاطر ظاهر لفظ «الامر» که به «فرمان» تفسیر می‌شود، به معنی اوّل گرویده و می‌گویند: مقصود فرماندهان نظامی‌اند; در حالی که این تفسیر به دو جهت صحیح نیست:

1. اوّلاً: احتمال دارد لفظ «الأمر» به معنای «شأن و منزلت» باشد که در این صورت با تفسیر دوم کاملاً سازگار خواهد بود.

2. آیة مورد بحث، زمینه‌ساز آیة بعدی است که متن و ترجمه آن را بعداً می‌آوریم و شأن نزول آن، با تفسیر نخست سازگار نیست، بلکه قول دوم را تأیید می‌کند.

مفسران دربارة شأن نزول آن می‌گویند: فردی به ظاهر مسلمان با یک مرد یهودی بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند، فرد یهودی گفت: موضوع را نزد «محمد» ببریم، گفتنی است مرد یهودی می‌دانست که حضرت محمد رشوه نمی‌پذیرد، امّا مرد به ظاهر مسلمان (منافق) گفت: حَکَم میان من و شما کعب بن اشرف یهودی باشد؛ زیرا می‌دانست که او رشوه می‌گیرد و به نفع رشوه دهنده داوری می‌کند.[1]

در این ماجرا آیه اولی الامر و آیه پس از آن نازل گردید. متن این دو آیه چنین است:

«یَا أَیُّها الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللّهَ وَأَطیعُوا الرَّسُولَ وَأُولی الأمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیء فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولَ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْویلاً».

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید اطاعت کنید خدا را، اطاعت کنید پیامبر خدا را و اولی الامر را هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید ]از او داوری بطلبید[ اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید، این کار برای شما بهتر و عاقبت و پایان آن نیکوتر است».

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَیُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعیداً».

«آیا ندیدی کسانی را که گمان می‌کنند به آنچه ]از کتابهای آسمانی[ بر تو و به آنچه پیش از تو نازل شده ایمان آورده‌اند ولی می‌خواهند برای داوری به نزد طاغوت و حاکمان باطل‌گرا بروند با این که فرمان داده شده‌اند که به طاغوت کفر ورزند، اما شیطان می‌خواهد آنها را گمراه کند و به بیراهه‌های دوردستی بیفکند».

با توجه به آنچه گفته شد، نظریة دوم متعین است؛ زیرا مسائل قضایی مربوط به عالمان دینی است، نه فرماندهان. ولی سخن این جا است که‌آیا‌مقصود، همه علما و‌دانشمندان هستند یا‌گروهی خاص‌که خطا بر آنها راه ندارد؟ پاسخ این سؤال را می‌توان از خود آیه استنباط کرد.

1. لفظ «أولی الامر» بر لفظ «الرسول » عطف شده، و عامل نصب در هر دو یک فعل است، چنان که فرمود: «أَطیعُوا الرسول وأولی الأمر منکم» واین حاکی است که معطوف (اولی الامر)، در مرحله قضاوت و داوری، قرین «رسول» است؛ یعنی همان طور که رسول اعظم(ص) در قضا و داوری دچار گناه و خطا نمی‌گردد، «اولی الامر» نیز از این جهت همانند او هستند. در این صورت مقصود، عالمانی خواهند بود که از گناه و خطا معصوم باشند.

2. آیه مورد بحث، اطاعت «اولی الامر» را مطلقا و بدون قید و شرط الزامی می‌داند، بدون این که آن را محدود سازد و مثلاً بگوید: «اطاعت کنید، به شرط این که امر به گناه و خلاف شرع نکنند یا دچار اشتباه و خطا نشوند». از این الزام بی قید و شرط، استنباط می‌شود که قضاوت و داوری‌ آنان هیچ‌گاه بر خلاف شرع نبوده و آنان هرگز دچار اشتباه نمی‌شوند و لازمه آن، عصمت این گروه از هر گناه و خطا است.

خداوند اطاعت والدین را محدود ساخته و می‌فرماید:

«وَوَصّینا الإِنْسانَ بِوالدَیهِ حُسْناً وإن جاهَداکَ لِتُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما».[2]

«به انسان سفارش  کردیم که به پدر و مادر نیکی کند و اگر ]آن دو مشرک باشند و[ تلاش کنند که برای من همتایی قائل شوی، در حالی که به آن علم نداری، از آنها پیروی مکن».

اطاعت پدر و مادر در این آیه مطلق و بی قید و شرط نیست، در حالی که اطاعت «اولی الامر» در آیه مورد بحث کاملاً مطلق و فاقد هرگونه قیدی است.

از سوی دیگر، می‌دانیم که اطاعت مخلوق در موردی که فرمان به خلاف شرع دهد، حرام است.

رسول گرامی(ص) می‌فرماید: «لا طاعَةَ لِمَخْلُوق فِی مَعْصِیَةِ الْخالِق»[3] خوشبختانه مفاد این حدیث در قرآن نیز آمده است؛ چنان که می‌فرماید: «إِنّ اللّهَ لا یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ».[4]

با توجه به این دو مطلب:

الف: اطاعت اولی الامر در آیه بدون قید و شرط لازم و واجب شمرده شده است.

ب: اطاعت از هرکس آنگاه که بر خلاف شرع دستور دهد حرام است.

نتیجه می‌گیریم افرادی که قرآن از آنها با تعبیر «اولی الامر» یاد می‌کند، معصوم بوده و هیچ‌گاه بر خلاف شرع دعوت ننموده و در کار خود مرتکب خطا نمی‌شوند و جز ائمة اثناعشر، کسی مصداق اولی الامر نیست؛ زیرا به اتفاق همة مسلمانان، جز این افراد، کسی معصوم نبوده و پیراسته از خطا نمی‌باشند.

علاوه بر مضمون آیه، متجاوز از سی حدیث به صورت مسند و مرسل در تفسیر «اولی الامر» وارد شده و آن را به امامان معصوم تفسیر می‌کنند.[5]

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .  مجمع البیان:2/264.

[2] .  عنکبوت/8.

[3] .  وسائل الشیعه،ج 8، باب 59 ، ابواب وجوب الحج، حدیث 7.

[4] .  اعراف/28.

[5] .  تفسیر برهان، ج1، ص381ـ 386.

منبع: www.tohid.ir

 


کلمات کلیدی: اولی الامر در قران
 
از شط خبر رسیده که سقا نیامده...
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٦  

یا صاحب الزمان (عج):

هر چند که خسته ایم از این حال نیا!

شرمنده اگر ندارد اشکال نیا

ما خط تمام نامه هامان کوفی است...

اقای گلم زبان من لال! نیا...


کلمات کلیدی: سلام بر محرم
 
دلیل عقب ماندگى ما از زبان ایت الله بهجت رحمه الله علیه
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٧  

دلیل عقب ماندگى ما

ایت الله بهجت(ره):

سیّد بحرالعلوم ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ با آن همه برکات، از لحاظ سنّ کمتر از شیخ انصارى ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ عمر کرده است! و شهید اول ـ رحمه ‏اللّه‏ ـ چه قدر کتاب‏هاى نافع و قوى و متین دارد. توفیق در تحصیل چیز دیگر است، توفیق به کثرت اشتغال نیست. 
خیلى خطرناک است که ندانیم قُدما چه راهى را مى‏ رفتند! دلیل عقب ماندگى ما آن است که اموال شبهه‏ناک مصرف مى‏ کنیم، و مال شبهه‏ناک، ایجاد تردید و شبهه مى‏کند، و به قدر ضرورت و نان خالى اکتفا نمى‏ کنیم.

 این‏ها است که در تحصیل ایمان و یقین و توفیق در تحصیل و آثار و برکات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهیه مى‏کردند، تا از جهت طهارت و حلیّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى که صاحب آن راضى نیست و مصرف کردن آن، در علمیّات و عملّیات ما اثر مى‏گذارد.
ناصرالدّین شاه به مرحوم کَنى(1) خیلى احترام مى‏گذاشت، لذا او را از پرداخت مالیات معاف کرده بود. ولى مرحوم کَنى به او گفت: خواهش مى‏کنم دستور دهید از املاک ما هم مالیات بگیرند! و مقصودش این بود که از هر جا کم کنند، به دیگران مى‏افزایند، و ازما که مالیات نمى‏گیرند، به جاى آن از دیگران بیشتر مى‏گیرند.

علماى ما، در مصرف قناعت مى‏کردند، و به دیگران رسیدگى مى‏کردند! اما ما راهى را رفتیم و مى‏رویم که نه به خودمان پرداختیم، و نه به دیگران رسیدگى کردیم؛ بلکه در اثر قناعت نکردن و غَوْر در مادیّات و تجمّلات زندگى همیشه مقروض هستیم. قرض در حقیقت مغلول کردن(2) نقدى است. خدا مى‏داند که انسان چه قدر باید تلاش کند و از کجا بیاورد، تا قرضش را ادا نماید.

سایت ایت الله بهجت رحمه الله علیه

www.bahjat.org

ایت الله اقا مجتبی تهرانی از مراجع و اساتید اخلاق بزرگوار تهران میفرماید:

 می‎نویسند علی(علیه‎السلام) در ماه مبارک رمضان هر شب منزل یکی از فرزندانش افطار می‏کرد. شب نوزدهم ماه مبارک رمضان منزل دخترش ام‏کلثوم بود. روایت را او نقل می‎کند. می‎گوید پدرم هنگام مغرب آمد و  به نماز ایستاد؛ من برای پدر افطار حاضر کردم  و در طَبَق مقداری نان جو، کاسه‎ای شیر و مقداری نمک سوده گذاشتم. وقتی نماز پدرم تمام شد، نگاهی به این طَبَق کرد و شروع کرد به گریه کردن. گفت دخترم، برای من دو خورش گذاشتی؟! مگر تو نمی‎دانی که من به پسر عمویم و برادرم، رسول خدا اقتدا کرده‏ام؟ ای دختر، هر که در دنیا خوراک و پوشاکش بهتر باشد، در روز قیامت توقّفش نزد خداوند بیشتر است. ای دختر، در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است...

 


 
بی پرده با آقای ضرغامی رئیس رسانه ملی خصوصا درباره برنامه های ماه مبارک رمضان
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٤  

هر چند همه می‌دانند که نقش صدا و سیما در فرهنگ سازی و مقابله با تهاجم فرهنگی چه می‌تواند باشد، امّا متأسفانه شاهد مشکلات عدیده ای در روش‌ها و محتواهای ارائه شده در رادیو و تلویزیون هستیم.

مطابق روال سنوات گذشته، امسال هم مجموعه‌ها و سریال هائی قبل و بعد از افطار به نمایش گذاشته شد. نمی‌دانم این برنامه‌ها برای پُر کردن وقت مردم ساخته شده بود یا هدف آن ارتقاء آگاهی و مصون سازی بینندگان بود؟!

و اگر هدف ارتقاء آگاهی جوانان و مخاطبان بود، نوع آگاهی، میزان آن و اهمیّت و الویت آن چگونه بود؟

به عنوان یک فرهنگی و معلم، نمی‌دانم کدامیک از ابهامات جامعه و سؤالات نسل جوانمان در این سریال‌ها که عمدتاً مبالغ هنگفتی برای ساخت آن هزینه شده بود، پاسخ داده شد؟ سال‌هاست مسأله روح به عنوان تنها مسأله‌ی پر اهمیّت مطرح می‌شود و تلاش در آشنایی مردم با عالم ماوراء می شود که امری قطعی، یقینی و بسیار مهم است.

جدای از اینکه توفیق چندانی حداقل در سریال‌های امسال برای این هدف دیده نمی‌شود، به نظر می‌رسد مسایل و ابهامات بسیاری وجود دارد که مناسب است بدان‌ها نیز پرداخته شود.

زیبنده‌ی رسانه ملی ما نیست که روابط دختر و پسر امری عادی تلقی و به مردم نشان داده شود و صدا و سیمای نظامی که هزاران شهید برای استقرار و حفظ آن تقدیم شده‌اند، نباید شیوه‌های غربی و غیردینی را برای جذاب ساختن برنامه‌های خود به کار گیرد.

آموزه‌های دینی‌مان مسأله‌ی احترام به آبروی اشخاص را به شکل جدی مورد اهتمام قرار می‌دهد و مؤمنین را از خدشه دار کردن شخصیت دیگر افراد بر حذر داشته است. امّا به راحتی می‌بینیم و می‌شنویم عِرض و آبروی بسیاری در برنامه‌ها خواسته و یا ناخواسته مخدوش می‌شود. از مناظرات و میزگردها گرفته تا برنامه‌های طنز که به محملی برای گسترش تمسخر و هجو کردن افراد بدل گشته است. چرا باید شاهد توهین به چهره‌های ورزشی و سیاسی و علمی کشورمان در قالب برنامه‌های طنز باشیم. در حالی که می‌دانیم بسیاری از آن‌ها نسبت به این کارها رضایت ندارند؟!

به تصریح عالمان پارسا و دلسوز و دین شناس، موسیقی‌هایی که در بسیاری از برنامه‌ها استفاده می‌شود غیرشرعی است. با چه توجیهی این موسیقی‌ها در برنامه‌ها پخش و اجرا می‌شود؟!

در برنامه‌هایی که برای کودکان ساخته می‌شود، توجه به چارچوب‌های شرعی در حدّ بسیار پایینی است. اگرچه حرکت‌های نوید بخشی را هم شاهد هستیم از جمله برنامه‌ای که در سحرها برای نوجوانان و نو تکلیفان در شبکه‌ی دو پخش می‌شد، امّا نوازندگی های مُطرب و آهنگ‌های تند در برنامه‌هایی همچون فتیله، فتیله 2 و... این نگرانی را برای خانواده‌های متدیّن به وجود آورده که کودکانی که کودکی خود را با این نواها و نغمه‌ها پشت سر می‌گذارند، در دوره جوانی و شباب چه چیزی آن‌ها را ارضا خواهد نمود؟

هیچ کس نباید نقاط قوّت و اثرگذاری‌های مثبت صدا و سیما را نادیده بگیرد، امّا کلام اینجاست که رسانه‌ای که تا این حد می‌تواند موجبات بالندگی و ارتقاء جامعه را فراهم آورد، چرا با الگوبرداری‌های ناصحیح از رسانه‌های ماهواره‌ای و غیردینی این‌چنین جهت دهی ناصوابی را در جامعه به وجود می‌آورد.

برنامه‌ی ماه عسل و پرداختن به آسیب‌های اجتماعی برنامه‌های آموزنده و مفید بود. برنامه‌ی به سمت خدا توانست رضایت طیف وسیعی از مخاطبان را به دست آورد. برنامه‌های جذاب و با ارزش دیگری هم وجود دارد که در جای خود باید مورد تقدیر قرار گیرد. سخن اینجاست که باید در مسئولین صدا و سیما به خصوص شخص رئیس سازمان، شاهد عزمی راسخ برای تحول و دگرگونی و انطباق هر چه بیشتر برنامه‌ها با حدود شرعی باشیم.

علی مهدوی

منبع: بخش سینما وتلویزیون تبیان


 
نقد امیر المومنین علی(علیه السلام) بر روش انتقال حکومت از جناب ابوبکر به عمر
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥  

نقد امیر المومنین علی(علیه السلام) بر روش انتقال حکومت از جناب ابوبکر به عمر


امام علی(علیه السلام) در بخشى از خطبه سوم نهج البلاغه به دوران خلیفه دوّم اشاره کرده، مى فرماید: «و او( ابوبکر ) بعد از خودش خلافت را به آن شخص (یعنى عمر) پاداش داد!» (فَاَدْلى بِها اِلى فُلان بَعْدَهُ).
« اَدلی» ازمادة «دَلو» گرفته شده است و همان گونه که با دلو و طناب آب را از چاه می کشند این واژه در مواردی به کار می رود که چیزی را به عنوان جایزه یا رشوه یا حق الزحمه به دیگری بدهند؛ قرآن مجید می گوید: «وَ تُدْلُوا بِها إِلَى الْحُکَّام‏».(1)

 


در این جا «ابن ابى الحدید معتزلى» مى گوید: خلافت خلیفه دوّم در حقیقت پاداشى بود که خلیفه اوّل در برابر کارهاى او داد. او بود که پایه هاى خلافت «ابوبکر» را محکم ساخت و بینى مخالفان را بر خاک مالید، شمشیر «زبیر» را شکست و «مقداد» را عقب زد و «سعد عباده» را در سقیفه، لگد مال نمود و گفت: «سعد» را بکشید! خدا او را بکشد! و هنگامى که «حباب بن منذر» در روز «سقیفه» گفت: آگاهى و تجربه کافى در امر خلافت نزد من است «عمر» بر بینى او زد و وى را خاموش ساخت.

 


کسانى از هاشمیّین را که به خانه «فاطمه»(علیها السلام) پناه برده بودند با تهدید خارج کرد و سرانجام مى نویسد: «وَ لولاه لَمْ یَثْبِت لاِبى بکر اَمْر وَ لا قامَتْ لَهُ قائِمة»؛ (اگر او نبود هیچ امرى از امور ابوبکر ثبات پیدا نمى کرد و هیچ ستونى براى او برپا نمى شد).(2)

 


از این جا روشن مى شود که تعبیر به «ادلى» چه نکته ظریفى را در بر دارد؛ سپس امام به گفته شاعر (معروف) «اعشى» تمثل جست (ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الاَعْشى):
شَتّانَ ما یَوْمى عَلى کُورِها *** وَ یَوْمُ حَیّانَ اَخى جابِرِ
بسى فرق است تا دیروزم امروز *** کنون مغموم و دى شادان و پیروز(3)
 اشاره به این که من در عصر رسول خدا(ص) چنان محترم بودم که از همه به آن حضرت نزدیکتر، بلکه نفس رسول خدا(ص) بودم ولى بعد از او چنان مرا عقب زدند که منزوى ساختند و خلافت رسول خدا را که از همه براى آن سزاورتر بودم یکى به دیگرى تحویل مى داد. 

سپس امام(ع) به نکته شگفت انگیزى در این جا اشاره مى کند و مى فرماید: «شگفت آور است او که در حیات خود از مردم مى خواست عذرش را بپذیرند و از خلافت معذورش دارند، خود به هنگام مرگ عروس خلافت را براى دیگرى کابین بست!» (فَیا عَجباً!! بَیْنا هُوَ یَسْتَقیلُها فى حَیاتِهِ اِذْ عَقَدَها لآخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ).

 


این سخن اشاره به حدیث معروفى است که از ابوبکر نقل شده که در آغاز خلافتش خطاب به مردم کرد و گفت: «اَقیْلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»؛ (مرا رها کنید که من بهترین شما نیستم) و بعضى این سخن را به صورت دیگرى نقل کرده اند: «وُلّیتُکُمْ وَ لَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»؛ (مرا به خلافت برگزیده اند در حالى که بهترین شما نیستم)(4).

 


این روایت به هر صورت که باشد نشان مى دهد که او مایل به قبول خلافت نبود یا به گمان بعضى به خاطر این که نسبت به آن بى اعتنا بود و یا با وجود على(علیه السلام) خود را شایسته این مقام نمى دانست، هرچه باشد این سخن با کارى که در پایان عمر خود کرد سازگار نبود و این همان چیزى است که على(علیه السلام) از آن ابراز شگفتى مى کند که چگونه با این سابقه، مقدّمات انتقال سریع خلافت را حتى بدون مراجعه به آرا و افکار مردم براى دیگرى فراهم مى سازد.


در پایان این فراز مى فرماید: «چه قاطعانه هر دو از خلافت، به نوبت، بهره گیرى کردند و پستانهاى این ناقه را هر یک به سهم خود دوشیدند» (لَشَدَّ ما تَشَطَّرا ضَرْعَیْها). 
این تشبیه جالبى است که از کسانى که به تناوب از چیزى استفاده مى کنند زیرا ناقه (شتر ماده) داراى چهار پستان است که دو به دو پشت سر هم قرار گرفته اند و معمولا هنگام دوشیدن دو به دو مى دوشند و به همین دلیل در عبارت امام(علیه السلام) از آن تعبیر به دو پستان شده است و تعبیر به «تشطّرا» اشاره به این است که هریک از آن دو، بخشى از آن را مورد استفاده قرار داده و بخشى را براى دیگرى گذارده است و به هر حال این تعبیر نشان مى دهد که برنامه از پیش تنظیم شده بود و یک امر تصادفى نبود.(5)

منابع
1. سوره بقره، آیه188.
2. شرح ابن ابى الحدید، جلد 1، صفحه 174.
3. اعشى یکى از شعراى نامى معروف جاهلیّت است، از یونس نحوى سؤال کردند برترین شاعر کیست؟ گفت: من فرد خاصّى را معین نمى کنم ولى مى گویم: «امرء القیس»است وقتى که سوار باشد، و «نابغه»است هنگامى که گرفتار ترس شود، و «زهیر» است هنگامى که به چیزى علاقه مند شود، و «اعشى»است هنگامى که در حال طرب قرار گیرد.
او اسلام را درک کرد ولى توفیق تشرّف به اسلام براى او حاصل نشد و چون چشمش ضعیف بود به او «اعشى» مى گفتند و در آخر عمر نابینا شد و اسم او «میمون بن قیس» است و منظورش از شعر بالا اشاره به زمانى است که همنشین «حیان» برادر «جابر» یکى از بزرگان «یمامه» بود که «اعشى» در آن زمان در نعمت و احترام فراوان مى زیست هنگامى که آن زندگى را مقایسه با وضع خودش در بیابانهاى مکّه و مدینه مى کند که براى تحصیل حدّاقل زندگى باید بر پشت سوار شود و بیابانها را زیر پا بگذارد، مى گوید: آن زندگى کجا و این زندگى کجا!
4. این حدیث از احادیثى است که در کتب شیعه و اهل سنّت به صورت گسترده نقل شده است: «ابن ابى الحدید» در شرح خود دو تعبیر بالا را آورده است (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 1، ص 169).
«شیخ محمد عبده» دانشمند بزرگ مصرى در شرح نهج البلاغه خویش مى گوید: بعضى روایت کرده اند که «ابوبکر» بعد از بیعت گفت: «اَقیلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ»، ولى غالب دانشمندان، این روایت را به این صورت نپذیرفته و گفته اند: روایت به صورت: «وُلّیتُکُمْ وَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ» مى باشد. (شرح نهج البلاغه عبده، ص 86، ذیل همین خطبه)
در پاورقیهاى «احقاق الحق» از «ابن حسنویه» محدث «حنفى موصلى» در کتاب «دُرّ بحر المناقب» حدیث مفصّلى در این زمنیه نقل مى کند که در آخر آن آمده است که ابوبکر گفت: «اَقِیْلُونى فَلَسْتُ بِخَیْرکُمْ وَ عَلِىّ فیکُمْ»؛ «مرا رها کنید که بهترین شما نیستم در حالى که على در میان شماست» (احقاق الحق، ج 8، ص 240).
«طبرى» مورخ معروف مى نویسد: «ابوبکر» بعد از بیعت «سقیفه» خطبه اى خواند و در ضمن آن گفت: «اَیُّهَا النّاسُ فَاِنّى قَدْ وَلِّیْتُ عَلَیْکُمْ وَلَسْتُ بِخَیْرِکُمْ؛ اى مردم مرا به خلافت بر شما برگزیده اند در حالى که بهترین شما نیستم» (تاریخ طبرى، ج 2، ص 450 چاپ مؤسسه اعلمى بیروت).
«ابن قتیبه دینورى» در «الامامة و السیاسة» نقل مى کند که ابوبکر با چشم گریان به مردم گفت: «لا حاجَةَ لى فى بَیْعَتِکُمْ اَقِیْلُونى بَیْعَتى؛ من نیازى به بیعت شما ندارم بیعت مرا باز گردانید» (الامامة و السیاسة، ج 1، ص 20).
5. پیام امام علی (ع) ، جلد 1، ص 338.

برگرفته از سایت ایت الله العظمی مکارم شیرازی:

www.makarem.ir


کلمات کلیدی: حکومت جناب عمر
 
بیانیه آیة الله مکارم شیرازى در مورد مسائل سوریه
ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥  

بیانیه حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى (مدّظلّه العالى) در مورد مسائل سوریه :

کمک به ثبات سوریه در برابر آمریکا و اسرائیل وظیفه همه مسلمین جهان است

مسلمانان بیدار و ژرف‌بین بلکه همه آزادگان جهان باید این موقعیت سوریه را درک و به عنوان یک وظیفه انسانى و اسلامى براى خنثى کردن این نقشه شوم که سبب ایجاد یک جنگ داخلى مى‌شود و در نهایت سبب ویرانى یک کشور اسلامى دیگر است جلوگیرى کنند

بسم الله الرحمن الرحیم

همه مى‌دانیم کشور سوریه دو ویژگى مهم در منطقه دارد: اوّلا در خطوط مقدم جبهه مبارزه با اسرائیل غاصب قرار گرفته و ثانیآ مانع زیاده‌خواهى دولت‌هاى استعمارى مانند آمریکا و انگلیس و فرانسه در منطقه است.

و به خاطر همین موقعیت مبارزاتى، دولت‌هاى استکبارى و اسرائیل و متأسفانه بعضى از کشورهاى عربى که هماهنگ با آنها عمل مى‌کنند سخت براى متزلزل کردن ثبات این کشور اسلامى در تلاشند.

و عجیب این‌که دولت آمریکا و رژیم اسرائیل با صراحت همکارى خود را با بعضى از گروه‌هاى مسلح که مى‌خواهند ثبات سوریه را بر هم بزنند ابراز مى‌دارند و امیدوارند اکنون که پایگاه خود را در «مصر» و «یمن» و «تونس» از دست داده‌اند بتوانند پایگاهى در این کشور اسلامى پیدا کرده و منطقه را قبضه کنند.

مسلمانان بیدار و ژرف‌بین بلکه همه آزادگان جهان باید این موقعیت سوریه را درک و به عنوان یک وظیفه انسانى و اسلامى براى خنثى کردن این نقشه شوم که سبب ایجاد یک جنگ داخلى مى‌شود و در نهایت سبب ویرانى یک کشور اسلامى دیگر است جلوگیرى کنند. به یقین شهروندان سورى نیز از این امر آگاهند که دشمن مى‌خواهد لیبى دیگرى در منطقه درست کرده و اسرائیل و منافع خود را حفظ کند.

البته دولت سوریه نیز باید به قول‌هایى که در زمینه اصلاحات داده است وفادار باشد و بهانه را از دست دشمنان اسلام و صهیونیست‌ها بگیرد.

راستى حیرت‌آور است بعضى از کشورهاى عربى که هرگز نسیم آزادى و دموکراسى در کشورشان نوزیده به بهانه اصلاحات با آمریکا و اسرائیل یعنى دشمنان قسم‌خورده اسلام ومسلمین هم‌دست شده و آب به آسیاب دشمن مى‌ریزند و فکر نمى‌کنند ممکن است روزى آنها را در قفس براى محاکمه حاضر کنند.

ما امیدواریم با بیدارى ملت‌هاى عرب و مسلمانان جهان و آزادگان دنیا و مردم با ایمان سوریه نقشه‌هاى شوم اسرائیل و استکبار جهانى به لطف پروردگار نقش بر آب شود و این کشور با اصلاحات و ثبات کامل همچنان کوهى در برابر صهیونیسم غاصب و استکبار ظالم بایستد.

آمین یا رب العالمین.                                                                                                                                                    دفتر دفتر حضرت آیت الله العظمى مکارم شیرازى (مدّظلّه)

www.makarem.ir

 


کلمات کلیدی: وقایع اخیر سوریه
 
شهادت مظلومانه سید مظلومان عالم تسلیت باد
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٩  

 

این معرکه، عشق ازلی میخواهد

یک قلب ز  نور منجلی  میخواهد

گویند  گذر کردن  از  روی  صراط

یک ذره   محبت  علی  میخواهد

شعر از محمد علی رحیمی(وبلاگ شیعه زار:http://golhayesave.persianblog.ir/)


کلمات کلیدی: محبت علی علیه السلام
 
احکام روزه
ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٦  

احکام روزه

سوال 1- بر چه کسانى روزه واجب نیست؟

جواب:

بر چند دسته روزه واجب نیست: 1. پیرمرد و پیرزنى که گرفتن روزه براى آنان مشقّت دارد؛ 2. زن باردارى که گرفتن روزه براى حمل یا خودش ضرر دارد؛ 3. زن شیر دهى که گرفتن روزه، براى بچه یا خودش ضرر دارد؛ 4. بیمارى که گرفتن روزه براى او ضرر دارد؛ 5. کسى که بیمارى دارد که زیاد تشنه مى شود و نمى تواند تشنگى را تحمل کند؛ 6. کسى که به سن بلوغ نرسیده است؛ 7. زنى که خون حیض و نفاس مى بیند؛ 8. کسى که به مسافرت مى رود و در جایى قصد اقامت ده روز نمى کند؛ 9. کسى که به جهت ضعف بنیه، گرفتن روزه براى او مشقّت فراوان دارد و غیرقابل تحمل است؛ 10. کسى که بى هوش است و یا در کما به سر مى برد؛ 11. دیوانگان.

توضیح المسائل مراجع، 1729، 1725، العروة الوثقى، ج 2 ؛ کتاب الصوم، فصل فى طرق ثبوت الهلال.

 

سوال 2- نیت روزه چگونه است؟

جواب:

نیت «روزه»؛ یعنى، شخص تصمیم داشته باشد براى انجام دادن فرمان خداوند، از اذان صبح تا مغرب، کارى که روزه را باطل مى کند، انجام ندهد و لازم نیست آن را از قلب خود بگذراند و یا بر زبان جارى کند.

العروة الوثقى، ج 2، نیة الصوم.

 

سوال 3- ابتدا و انتهاى نیت روزه به طور عادى چه زمانى است؟

جواب:

 نیت روزه ماه رمضان و نذر معیّن، از اول شب تا اذان صبح و براى روزه غیر معین (مانند روزه قضا و نذر مطلق)، از اول شب تا ظهر روز بعد است. نیت روزه مستحبى، از اول شب شروع شده و تمام روز - تا موقعى که به اندازه نیت کردن به مغرب وقت مانده باشد - ادامه دارد.

آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1560، 1561، 1572 و 1573؛ توضیح المسائل مراجع، م 1552، 1553، 1555 و 1565.

 

سوال 4- شب، قصد گرفتن روزه داشتم، اما سحر بیدار نشدم تا نیّت کنم. نزدیک آفتاب از خواب بیدار شدم، آیا روزه ام صحیح است؟

جواب:

اگر آنچه روزه را باطل مى کند، انجام نداده اید، روزه صحیح است.

العروة الوثقى، ج 2، نیة الصوم.

 

سوال 5- نمى دانم فردا اول ماه رمضان است یا آخر شعبان، آیا گرفتن روزه واجب است؟ به چه نیت روزه بگیرم؟

جواب:

 خیر، گرفتن روزه آن روز واجب نیست؛ ولى اگر بخواهید روزه بگیرید، نمى توانید به نیت ماه رمضان بگیرید؛ بلکه باید به نیت ماه شعبان یا روزه قضا - اگر به ذمه دارید - و مانند آن روزه بگیرید و چنانچه بعد معلوم شود، ماه رمضان بوده، از رمضان محسوب مى شود و اگر در اثناى روز بفهمید، باید فورى نیت خود را به روزه ماه رمضان برگردانید.

توضیح المسائل مراجع، م 1568،1569 ؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1576 و 1577.

 

سوال 6- در ماه رمضان باید براى هر روز نیت کرد، یا اینکه یک نیت در اول ماه کافى است؟

جواب:

اگر شب اول ماه رمضان نیت کند که یک ماه را روزه بگیرد، کافى است؛ ولى بهتر است (احتیاط مستحب) در هر شب ماه رمضان، براى روزه فرداى آن نیز، نیت کند.

العروة الوثقى، ج 2، نیة الصوم، م 15.

 

سوال 7- اگر شب اول ماه رمضان، نیت روزه را فراموش کند و پیش از ظهر یادش بیاید، تکلیف روزه او چیست؟

جواب:

به نظر همه مراجع تقلید به جز آیت الله وحید؛ اگر مبطلات روزه را مرتکب نشده، باید نیت کند و روزه اش صحیح است و اگر یکى از آنها را مرتکب شده، روزه او باطل است؛ ولى [ به احترام ماه رمضان ] باید تا اذان مغرب، از کارى که روزه را باطل مى کند، خود دارى و بعد از ماه رمضان، آن روز را قضا کند.

توضیح المسائل مراجع، م 1561.

به نظر آیت الله وحید؛ اگر مبطلات روزه را مرتکب نشده، باید نیت کند و روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب بعد از ماه رمضان نیز قضا نماید و اگر یکى از آنها را مرتکب شده، روزه اش باطل است؛ ولى [ به احترام ماه رمضان ] باید تا اذان مغرب از کارى که روزه را باطل مى کند، خوددارى و بعد از ماه رمضان آن روز را قضا کند.

آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1569.

 

سوال 8- آیا با شروع اذان مغرب، افطار روزه جایز است؟

جواب:

 اگر روزه دار یقین دارد با شروع اذان، وقت داخل شده، افطار هم زمان با شروع اذان اشکال ندارد و اگر شک یا گمان دارید، افطار روزه جایز نیست.

توضیح المسائل مراجع، م 742.

 

سوال 9- آیا مى شود در ماه رمضان، براى فرار از روزه مسافرت کرد؟

جواب:

مسافرت کردن در ماه رمضان - هر چند به عنوان فرار از روزه باشد - اشکال ندارد؛ ولى این امر تا قبل از روز بیست و سوم مکروه است.

العروة الوثقى، ج 2، شرایط وجوب الصوم، م 4 و 6.

 

سوال 10- کسى که پیش از ظهر تصمیم به مسافرت دارد، تکلیف روزه او چه مى شود؟

جواب:

به نظر همه (به جز آیت الله سیستانى)؛ اگر پیش از ظهر مسافرت کند، روزه اش باطل است؛ ولى قبل از آنکه به حد ترخّص برسد، نمى تواند روزه را بخورد.

توضیح المسائل مراجع، م 1721 ؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1729 و دفتر آیت الله خامنه اى.

به نظر آیت الله سیستانى؛ اگر پیش از ظهر مسافرت کند، بنابر احتیاط واجب باید روزه اش را افطار کند؛ ولى قبل از آنکه به حد ترخص برسد، نمى تواند روزه را بخورد.

آیت الله سیستانى، توضیح المسائل مراجع، م 1721.

 

سوال 11- به جهت بیمارى مربوط به لثه، در روز چندین بار از آن خون مى آید؛ ولى گاهى بدون توجّه فرو مى رود، آیا روزه باطل مى شود؟

جواب:

اگر بدون توجه و اختیار فرو داده شود، روزه صحیح است.

امام، استفتاءات، ج 1، روزه، س 6 ؛ توضیح المسائل مراجع، م 1573 ؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1581 و آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 765.

 

سوال 12- کسى که مى داند یا احتمال مى دهد، در روز غذاى باقى مانده در لاى دندان فرو برده مى شود، آیا لازم است هنگام سحر خلال یا مسواک کند؟

جواب:

به نظر آیات عظام خامنه اى و نورى؛اگر در حد احتمال باشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر بداند در روز چیزى از آن فرو مى رود، باید دندان خود را خلال یا مسواک کند و اگر انجام ندهد و چیزى از آن فرو رود، روزه اش باطل مى شود و اگر فرو نرود، بنابر احتیاط واجب، باید قضاى آن را به جا آورد.

توضیح المسائل مراجع، م 1578 ؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 764.

به نظر آیات عظام سیستانى و صافى؛ اگر در حد احتمال باشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر بداند در روز چیزى از آن فرو مى رود، باید دندان خود را خلال یا مسواک کند و اگر انجام ندهد، روزه اش باطل مى شود (هر چند چیزى از آن فرو نرود).

توضیح المسائل مراجع، م 1578 و آیت الله سیستانى، تعلیقات على العروة ، ج 2، المفطرات، م 1.

به نظر آیت الله مکارم؛ اگر در حد احتمال باشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر بداند در روز چیزى از آن فرو مى رود، بنابر احتیاط واجب، باید دندان خود را خلال یا مسواک کند و اگر انجام ندهد و غذا فرو رود، روزه را تمام کند و بعد از ماه رمضان قضا نماید.

آیت الله مکارم، توضیح المسائل مراجع، م 1578.

به نظر آیت الله وحید؛ اگر در حد احتمال باشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر مطمئن باشد در روز چیزى از آن فرو مى رود، باید دندان خود را خلال یا مسواک کند و اگر انجام ندهد و چیزى از آن فرو رود، روزه اش باطل مى شود.

آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1586.

 

سوال 13- اگر شخص روزه دار در اثر فراموشى چیزى بخورد، آیا تذکر دادن به او واجب است؟

جواب:

خیر؛ تذکر دادن به او واجب نیست.

دفتر همه مراجع.

 

سوال 14- حکم غرغره کردن براى روزه دار چیست؟

جواب:

اگر هنگام غرغره کردن، آب از حلق به پایین برود، روزه باطل مى شود.

دفتر همه مراجع.

  

سوال 15- آیا مسواک کردن با خمیر دندان، در حال روزه اشکال دارد؟

جواب:

خیر؛ مسواک زدن در حال روزه اشکال ندارد؛ ولى باید از فرو رفتن آب دهان جلوگیرى شود.

امام، استفتاءات، ج 1، روزه س 11 ؛ العروة الوثقى، ج 2، المفطرات، الثانى.

 

سوال 16- حکم تزریق آمپول در حال روزه ماه رمضان چیست؟

جواب:

به نظر آیت الله خامنه اى؛ اگر آمپول جنبه غذایى و تقویتى دارد، بنابر احتیاط واجب، باید از تزریق آن خود دارى کرد؛ ولى اگر جنبه دوایى دارد و یا عضو را بى حس مى کند، تزریق آن اشکال ندارد.

توضیح المسائل مراجع، ج 1، م 1576 ؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 767.

به نظر آیت الله مکارم؛ اگر آمپول جنبه غذایى و تقویتى یا دوایى دارد، بنابر احتیاط واجب باید از تزریق آن خوددارى کرد؛ ولى اگر عضو را بى حس مى کند، تزریق آن اشکال ندارد.

توضیح المسائل مراجع، ج 1، م 1576.

به نظر آیت الله وحید؛ تزریق آمپول روزه را باطل نمى کند؛ خواه جنبه غذایى و تقویتى داشته باشد، یا جنبه دوایى و مانند آن.

توضیح المسائل مراجع، ج 1، م 1576 ؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1584.

 

سوال 17- حکم تزریق سرم در حال روزه ماه رمضان چیست؟

جواب:

به نظر آیات عظام خامنه اى، مکارم و وحید؛ بنابر احتیاط واجب، باید از تزریق سرم خوددارى کند؛ خواه جنبه غذایى و تقویتى داشته باشد، یا جنبه دوایى و مانند آن.

آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 767؛ آیت الله مکارم، توضیح المسائل مراجع، م 1576 و دفتر آیت الله وحید.

به نظر آیات عظام سیستانى، صافى و نورى؛ تزریق سرم روزه را باطل نمى کند؛ خواه جنبه غذایى و تقویتى داشته باشد، یا جنبه دوایى و مانند آن.

آیت الله صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 473 و دفتر آیات عظام سیستانى و نورى.

 

سوال 18- آیا ریختن دارو به چشم(مانند قطره چشمى)، روزه را باطل مى کند؟

جواب:

 اگر دارو به حلق نرسد و یا به حلق برسد ولى فرو نبرد، روزه اش باطل نمى شود.

توضیح المسائل مراجع، م 1580 ؛ العروة الوثقى، ج 2، المفطرات، الثانى، م 5 - 1.

 

سوال 19- استعمال عطر براى روزه دار، در ماه رمضان چه حکمى دارد؟

جواب:

استعمال عطر براى روزه دار مستحب است؛ ولى بو کردن گیاهان معطّر مکروه است.

العروة الوثقى، ج 2، الفصل الخامس؛ اللمعة الدمشقیة، ج 2، ص 133.

 

سوال 20- اگر روزه دار به جهت حالت تهوع، قى کند؛ روزه اش چه حکمى دارد؟

جواب:

اگر بى اختیار باشد، اشکال ندارد؛ ولى اگر از روى عمد باشد، روزه را باطل مى کند.

توضیح المسائل مراجع، م 1646 ؛ آیت اله وحید، توضیح المسائل، م 1654.

 

سوال 21- حکم کشیدن سیگار و تنباکو در حال روزه چیست؟

جواب:

احتیاط واجب آن است که روزه دار، از دود سیگار و تنباکو خود دارى کند.

خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 760 ؛ توضیح المسائل مراجع، م 1605 ؛ آیت الله وحید، توضیح المسائل، م 1613.

 

 سوال 22- کسى که مدتى روزه گرفته و نماز خوانده است و بعد بفهمد جنب بوده، تکلیف او چیست؟

جواب:

اگر متوجه اصل جنابت نبوده، روزه هاى او صحیح است؛ ولى باید نمازها را قضا کند.

امام، استفتاءات، ج 1، روزه، س 31 ؛ آیت الله خامنه اى، اجوبة الاستفتاءات، س 195 ؛ آیت الله نورى، استفتاءات، ج 2، س 69؛ آیت الله سیستانى، منهاج الصالحین، م 985 و دفتر آیات عظام وحید و مکارم و آیت الله صافى، هدایة العباد، ج 1، م 1282.

 

سوال 23- اگر در ماه رمضان آیه قرآن یا حدیث را به طور سهوى غلط بخواند، تکلیف روزه اش چیست؟

جواب:

روزه اش باطل نمى شود؛ ولى باید سعى کند قرآن یا احادیث را درست بخواند.

العروه الوثقی، ج 2، المفطرات، الخامس.

 

سوال 24- اگر کسى با کتابت، دروغى را به نبى اکرم صلى الله علیه وآله یا امامان علیهم السلام نسبت بدهد، آیا روزه اش باطل مى شود؟

جواب:

آرى، روزه اش باطل مى شود؛ هر چند با نوشتار باشد.

العروةالوثقى، ج 2، المفطرات، الخامس.

 

سوال 25- کسى که پیش از اذان صبح، با حالت احتلام از خواب بیدار مى شود، آیا مى تواند تا نزدیک اذان، غسل نکند و تیمم کند؟

جواب:

اگر غسل را به تأخیر اندازد تا جایى که وقت تنگ شود، گناه کرده است. در این صورت باید پیش از اذان صبح، تیمم کند و روزه او صحیح است.

العروة الوثقى، فصل فى المفطرات ، م 26 ؛ توضیح المسائل مراجع، م 1621.

 منبع:www.porseman.org


کلمات کلیدی: احکام روزه
 
درماندگی عقیدتی وهابیت خبیث در مقابل سخنان عالم شیعی
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩  

وهابیت (خبیث  و قاتل و بی منطق و  طالبانی )سعودی علاوه بر تلاشی که بر  گنگ و جاهل  نگاه داشتن پیروان مذهب ساختگی خود و  قتل پیروان مذهب حقه شیعه  و از بین بردن آثار شیعی در مکه معظمه و  مدینه منوره  میکند   هر چند از گاهی هم  چهره درمانده خود در مقابل منطق شیعه را به وضوح نمایان میکند.عکس زیر جایزه  یک ملیون ریال سعودی وهابیت عربستان است (هر ریال سعودی تقریبا سیصد تومان ایران است!)برای هر کس که بتواند  پاسخ مباحث و سوالات  سید بزرگوار سید کمال حیدری  از علمای ساکن ایران را بدهد.این عالم و محقق بزرگوار در شبکه ماهواره وهابیت را به چالش عقیدتی کشیده است.

سایت و  سخنرانیها و مطالب ایشان  در اینترنت  قابل مشاهده است که البته  اکثرا به زبان عربی است.


کلمات کلیدی: چالش عقیدتی وهابیت
 
بد حجابی و راهکارها
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٩  

 تکدی گری جدید :گدایی نگاه و افتخار به گدایی!

 

شهر در قرق بدحجاب ‌ها

 

بدحجابی، قصه پرغصه‌ی این روزهاست، قصه‌ای تلخ که مکررا  در خیابان‌های شهر، سرائیده می‌شود. فصل عرق‌ریز تابستان هم البته مزیدی است بر این علت و مستمسکی برای رژه مانکن‌ها در معابر شهر.

پایتخت، این روزها، چیزی است دست‌کم شبیه به یک نمایشگاه مد و آرایش.

گردانندگان این نمایشگاه بزرگ،‌ زنان و دخترکانی هستند جوان، با قیافه‌های متبرّج،‌ موهای افشان،‌ با هفت قلم آرایش همچون صورتک‌هایی بزک شده، و لباس‌هایی تنگ و چسبان،‌ روسری‌هایی نیمه‌پوش و شال‌هایی آویخته بر گردن،‌ و نیز پسرانی بعضا دخترنما، زیر ابرو برداشته با تن‌پوشی جلف و زننده که از زور تنگی نزدیک است پاره شود.

این قلم، قصد سیاه‌نمایی ندارد اما این پدیده، واقعیتی است زنده و انکارناپذیر.

آیا عفاف‌ستیزان هیچ فکر کرده‌اند که این زلف‌های پریشان در پس روسری‌های حریرآسا، با قلب و روح یک جوان مجرد چه می‌کند؟

براستی چه باید کرد با اقلیتی که هیچ عرف و هنجاری را برنمی‌تابند؟

این درد را باید به کجا برد که در قلب ام‌القرای اسلام، عده‌ای حتی تحمل یک متر روسری ندارند و همه‌ی همتشان این است که از کاروان مد عقب نمانند و هر روز به گونه‌ای در کویی و برزنی جلوه‌ای تازه می‌کنند و ناز می‌خرند.

گاه شک به جان آدم می‌افتد که اصلا انگار برخی برای رواج بدحجابی و تبرّج در جامعه سامان یافته‌اند، جماعتی که مامورند در چارچوب جنگ نرم و ناتوی فرهنگی در خیابان‌ها شهر مانور دهند

انگار بعضی ها  اصلا مسلمان نیستند و یا اسم مسلمانی دارند ولی رسم مسلمانی نه! و یا نه شاید نمیدانند و  ایات حجاب و دستور  مستقیم  خداوند رب الارباب را به حجاب در سوره مبارکه نور ایات 30-31 نخوانده اند! و یا اصلا با قران کاری ندارند و شاید هم  بعضی ها کمر به جنگ خدا و دینش بسته اند !

شاید بعضی مسوولان فرهنگی کشور، وقت ندارند تا نیم‌نگاهی به اوضاع خیابان‌ها بیفکنند!  و شاید هم فقط گدایی پول را گدایی حساب میکنند و نه گدایی برخی از بدحجابان را! انهم از نوع گدایی نگاه دیگران!

حال بگذریم از اینکه برای من واقعا سوال است که انها که جز به جلب توجه مردم و شکم و عشق و حال (جوانی و میان سالی و پیری) و فیش حقوقی بالا توجهی ندارند تابحال به این ایه سوره مبارکه مومنون توجه کرده اند که: ایا گمان کردید که شما را بیهوده خلق کردیم شما به سوی ما باز نمیگردید؟!

پس جایگاه خدا  در زندگی ما جز در  نماز مغرب عشای شب قدر و در ختم های پی در پی  مردگان (در حال بی توجهی به پیام ختم) کجاست؟!! و ما قرار است به خدا در قیامت بگوییم که برای تو  چه اوردیم ؟!!یا چقدر در دنیا برای تو وقت گزاشتیم؟ یا اصلا چقدر برای ما مهم بودی که حال باز کردن قرآنت را هم نداشتیم!!

 

اگر اینها حق الناس حساب شود من که از انان که دین خدا را مسخره میکنند نمی گذرم...

بگذریم از این درد بی پایان!

چندسالی است که ویروس مسری بدحجابی، جسم جامعه را بیمار و تب‌دار کرده است. از سال 84 تا همین اواخر، هر تابستان که آمد، ون‌های سبز گشت ارشاد هم به خیابان آمد. در بهمن‌ماه 76، شورای عالی انقلاب فرهنگی،اصول و مبانی روش‌هایی اجرایی گسترش فرهنگ عفاف را به تصویب رساند و سالیانی بعد، راهبردهای گسترش این فرهنگ در چهارچوب مبانی و اصول پیش‌گفته، تدوین و تصویب شد.

قطع‌نظر از موفقیت یا ناکامی طرح یادشده، در اینجا یک سوال جدی مطرح است و آن اینکه اساسا حجاب از چه مقوله‌ای است؟

به نظر می‌رسد تا این سوال پاسخ در خور نیابد نمی‌توان به حل مسائل ناشی از مساله‌ی حجاب نائل آمد.

آیا مساله‌ی حجاب از جنس دستورات و تکالیف صرفا شرعی است یا مساله‌ای اجتماعی است که با فرهنگ،‌ تمدن،‌ اصالت و هویت یک جامعه در تکاپوست؟

به دیگر سخن،‌ بدحجابی را می‌بایست به مثابه یک ناهنجاری اجتماعی بینگاریم یا یک آسیب فرهنگی و یا حرمت شرعی؟

واقعیت این است که "حجاب"، مساله‌ای است چندتباری که به همه حوزه‌های یادشده راه دارد. مسائل چند تباری نیز جز در پرتو روی‌آورد میان‌رشته‌ای قابل مطالعه و حل نیستند.

مساله حجاب برخوردار از سطوح معرفتی متعدد است و می‌بایست در هر سطحی، با رهیافت متناسب با همان مرتبه کاویده شود.

در طرح عفاف و حجاب، مصوب شده است که دست‌کم 26دستگاه اجرایی و نظارت در تحقق این طرح همکاری داشته باشند. اینکه چرا پاره‌ای از دستگاه‌ها به وظایف قانونی خود عمل نکرده‌اند سوال این نوشتار نیست اما چیزی که این سیاهه می‌تواند تا حدودی درباره آن اظهار نظر نماید این است که مشکل حجاب صرفا با گشت‌های ارشاد و برخوردهای انضباطی حل نمی‌شود، هر چند شیوه‌های جدید ارشادی و تذکر لسانی با حفظ کرامت افراد به هنجارشکنانی که با آگاهی و ای بسا به عمد، حجاب‌ستیزانه عمل می‌کنند، ضروری و حداقل کاری است که می‌توان انجام داد.

باور عده‌ای از کارشناسان این است که برای نخست چند کار باید صورت پذیرد:

یکم) قوانین گسترش فرهنگ عفاف و حجاب که در سال 82 تنظیم شده است می‌بایست دوباره بازنگری شود چه آنکه موضوعاتی چون ماهواره، در زمان تنظیم شیوه‌نامه این قوانین به اندازه امروز برای حریم خانواده تهدید کننده نبوده است از این رور باید قوانینی جامع مبتنی بر درک صحیح واقعیات روز در این خصوص تنظیم شود.

دوم) تاکید بر فرهنگ‌سازی و تبیین ارزش حجاب در جامعه با معرفی الگوهای موفق

سوم)حجاب میوه درخت عفاف است و دستگاه‌های مجری، می‌بایست نخست عفاف را در افراد درونی کنند تا شاهد حجاب بیرونی به عنوان مظهر عفاف در جامعه باشیم

چهارم ) حجاب گاه یک مساله فرهنگی است، گاه بدل می‌شود به یک چالش سیاسی، گاه معضلی است اجتماعی و گاه مظهر بی‌دینی و لاقیدی. التزام به حجاب نشانه‌ی باورداشت اسلام فقاهتی است و بی‌حجابی یا شل‌حجابی ، علامت بی‌اعتقادی به اسلام فقاهتی یا دست‌کم پیروی از اسلام روشنفکری. این واقعیات بر پیچیدگی مساله‌ی حجاب افزوده است. وضع قوانین بدون عطف توجه به این پیچیدگی‌ها نتیجه‌ای جز شکست در حوزه عمل به دست نخواهد آورد.‌

و ختم کلام اینکه: حلقه مفقوده مساله‌ی حجاب،فقدان نگاه وسیع با روی‌آورد میان‌رشته‌ای به این پدیده نامبارک است،‌ چیزی که مورد تاکید و دغدغه این نوشتار بوده است.

 

سالیانی پیشتر(سال 1313شمسی) در این ملک، قل‌‌چماقی خودفروخته چون رضاخان، فرمان عمومی کشف حجاب سر داد و رسما همه را به بی‌عفتی فراخواند. عده‌ای از مردم به حرم امام رئوف پناه آورده و سر به شورش گذاشتند.

قیام آن روز مردم در مسجد گوهرشاد اگرچه با سرکوب سفاکان رضاخانی به خاک و خون آغشته شد اما این قیام یک پیام صریح داشت و آن اینکه مردم این ملک حاضرند از جان خود بگذرند ولی از حجاب هرگز!

بعدها این روز به نام روز "عفاف و حجاب" خوانده شد و از آن سال‌ها تا امروز‌، عفاف ستیزان اسلام‌هراس هماره در تب و تابند تا با شبیخون فرهنگی‌ و تهاجم نرم، این تاج کرامت را از سر زن مسلمان بردارند.

به رغم دغدغه و تلاش اسلام‌خواهان استبدادستیز، بخشی از سناریوی فرهنگی دنیای غرب پیاده شده است. کافی است سری بزنید به خیابان‌های شهر.

بد بختی در راه است و شهر در قرق بدحجاب‌ها... کاری باید کرد.

منبع اصلی: www.tebyan.net   با اضافات


کلمات کلیدی: بدحجابی و راهکارها
 
 
 
 
صدای علامه حسن زاده آملی